معماری

مش غلام نامه با طعم…!!!

159951

سلام خدمت دوست عزیز و بزرگوارم غضنفر گل و آقای بهتر از گلش

اول کلام بگذار معذرت خواهی بکنم به خاطر لطف همیشگیت به من کچل و آقایم و بروبچه های بافران دیلی و خالوشله پز… امیدوارم که به دل نگرفته باشی ندادن پاسخ به نامه های زیبایت را…

راستش را بخواهی هرچی فکر میکنم نمی دونم بعد از مدت ها که دوباره دست به قلم شدم و برایت نامه می نویسم از چی بگم… کلمات هرکدوم به یک طرف در میرن. دارم فکر می کنم که بهانه بیارم برای این مدتی که نبودیم و شاید… ولی دیدم که در حد یک بهانه بیشتر نمی ماند… گفتم از این بنویسم که خدا را شکر همه چی آرومه و من چقدر خوشبختم… ولی دیدم که شاید این شبهه بوجود بیاد که خوشی زده زیر دل مش غلام و اصحابش… گفتم خبر بدم و تقدیر و تشکر و نقد بکنم… ولییییییییییییییی… آخرش هم … نقطه، سرخط……..

الان که دارم این متن رو می نویسم اینجا شبه و خورشید وسط آسمونه… هوا هم که خدا خیرش بده تا تونسته گرم کرده و این برفهایی که چند روز پیش اومده و هنوز ته مونده اش کف زمین ولوه قدرت مقابله با این گرما را ندارن و خودشون هم دارن در اثر شدت تعرق کم کم از بین میرن… همساده مون هم که هرشب میره روی پشت بام و تا پاسی از شب در حال تماشای فوتبالهای جام جهانی برزیل و تعدد تماشاگران از خدابی خبر هم جلو پخش درست و درمون اونها را گرفته… خلاصه همه شهر در امن و امان است… آسوده بخواااااااااابید.

چندوقتی هست که گذران زندگی اونهم با حداقل هایی مثل یه لقمه نون و بوقلمون و دادن سرویس به مشتریان آبدارخانه فرصت حضور در سایت را بهمون نداده. گرچه مطالب را بعضا دنبال می کردیم و رصدخانه بافران دیلی کمافی السابق و برخلاف میل … فعال بوده و هست و انشاءالله خواهد بود. خدا را شکر جنبش سایبری بافران که چند سالی است به راه افتاده سرانجام با همت دوستان و تلاش مضاعف همکاران سایبریمون به نتیجه رسید و امروز بافران در فضای مجازی هم برای خودش یلی شده. نمونه اش هم این روزها در کامنتها دیده میشه…

خدا را صد هزار بار شکر… و اماااااااااااااااا من، مش غلام، له لهان و داغون داغونان… مدتی را با اصحاب مجازی و حقیقی خود در کسوت خبرگزاری و نقد (و به تلاش ما منصفانه) برای اول از همه دل خودمون و بعد از اون برای با هم بودن و ادای دین به بافران و بافرانیان عزیز ، در خدمت مخاطبین عزیز بودیم و اگر خدا بخواهد و قسمت باشد دور جدید فعالیت های بافران دیلی را در آینده که امید داریم زیاد طولانی نباشه شروع می کنیم. البته هنوز هیییییییییییچ و هییییییییییچ تصمیمی مبنی بر راه اندازی شبکه های مافیایی بافران دیلی و تیم های کلاغ نیوزمون نکردیم ولی در فکر راه اندازی دوباره کار هستیم یعنی نیتشو داریم، با متودهای جدید و برنامه های متنوع و تماشاگر پسند، برنامه امشب سینماهای برتر کشور…!!!

امان از دل بی قرار، غضنفرم… هر روز که می گذشت، گرچه می دانم باور کردنش سخت است ولی انگار اون روز بر ما میگذشت…!!!! هر روز راجع بودن یا رفتن فکر میکردم ولی نهایتا به موندن با اکثریت آرا رای مثبت دادم!!! دلیلش هم اهمیتی بود که من در کل جهان داشتم… آخه میدونی من خییییییییییییلی مهم هستم. البته بین خودمون بمونه ها ولی جدیدا کشف تازه ای کردم و اون اینکه من مش غلام به تنهایی تاثیری بی نهایت بر وضعیت حاکم بر جهان دارم.  و اون هم اینکه زوج یا فرد بودن تعداد افراد روی کره زمین ارتباط کاملا مستقیمی با من داره و لذا من نمیتونم با یک تصمیم شخصی، جهان را دستخوش تغییری به این بزرگی بکنم…!! جدا مسئولیت مهمی بر عهده منه، قبول داری؟!

راستی غضنفرم با زینس چه می کنی؟ هنوز پیداش نکردی؟ هنوز دنبال این زینس میگردی تا بشوی بازینس. و بعد از اینکه تو بندر پیداش نکردی و از بندر و شبای بندر ناامید شدی، به همراه آقایت روانه تهران شدی و آنجا به دنبال زینس میگردی… حالا “با” یا “بی”ش زیاد مهم نیست….

 ولی از من می شنوی زیاد پیرو آقایت نشو.. به همین آبدارخانه بسنده کن و خودت را برای انتخابات بعدی آماده کن تا کاندید انتخابات بشوی و اینبار تو را با رای مستقیم مردم بفرستیم به مجلس تا حداقل یک کرسی متعلق به آبدارخانتین حفظ شود…

در این مدت بیشتر درگیر امور کشاورزی و دامپروری بودیم. کشاورزی که نه. وضع فعلی کشاورزی بافران به نحویه که بهتره بگیم باغچه داری و کرت داری…. عوامل محیطی و غیرمحیطی(یا همون مساحتی) دست به دست هم دادن تا امروزه روز……………. تازه تو این اوضاع قاراش میریش یه بنده خدایی که نمی خوام اسمش رو ببرم و فقط اول اسمشو میگم که خالو شله پزه!!! ورداشته “پی سوته یهی کلی کیشون و تلی دی وره اش کرته” هم یک بره را تلف کرد و هم کلی آزوقه (یا آذوقه یاآزوغه و یا آذوغه) را از بین برد… چی بهش بگم این خالو را. حالا خوب شد اسمش را نبردم که آبروش بره وگرنه که … همینه دیگه . مش غلام تو مسافرت به خارجش برای ما آشپز وطنی آورده خیرسرش…

بگذریم که اگه سر حرف را باز کنیم تا خود عید فطر باید بنویسم… خلاصه القصه غرض… زیاده گویی که شد ولی بیشتر نباشه، همین جا به پایان می رسونیم این دفتر را، حکایت همچنان باقیست…

غضنفر عزیز، همیشه شادشاد باشی و شادی های بی دلیل از زندگیت بیرون نره … دعایی که برای همه مردم خوب ولایتم بافران می کنم… دراین شبهای ماه مبارک رمضان من و بروبچ تیم بافران دیلی و تمام مردم عزیز بافران و خصوصا گرفتارها را دعا کنید… و فراموش نکنیم همسایه مان را که شاید داره نابود میشه زیر بار زندگی تا آوار اون روی سر زن و بچه اش نریزه… التماس دعای خیر…

همچنین ببینید

گزارش تصویری از شب هفتم ماه محرم

مراسم شب هفتم ماه محرم با حضور امام جمعه شهرستان نایین حجت الاسلام سجادی و …

یک دیدگاه

  1. سلام .سیم یا نمی دانم کابل ابن لب تاب در پیتی آقایم خراب شده .به محض درست شدن مفصل جواب نامه پر مهرتان را خواهم داد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.