معماری

عید اومده…

سلام بر عزیز دل غضنفر و آقای محترمش

راسته که میگن دل به دل راه داره هااااااااااااا… آخه اینترنت آبدارخانه بافران دیلی نیز یکی دو روزی بود که قطع شده بود. حدود ده دقیقه است که نعمت کانکتینگ دوباره نصیب آبدارخانه شده…

راجع به اخبار بافران و ولایت انشاءالله چند خبری را در آخرین سری اخباری که در سال ۹۱ و در یکی دو روز آینده منتشر می شود، عرض میکنیم خدمت همه دوستان و بنا به توصیه عزیزی که قبلا فرموده بودند نامه ها را از اخبار جدا میکنیم.

این هفته عجب هفته ای بود… هرچه به این سردبیر بافران دیلی گفتیم که زود آستین ها را بالابزنید و کار خانه تکانی را شروع کنید، گوش نداد و همه کار ماند برای این هفته. از طرفی دور از جان همه شما، آنفولانزای شدیدی که من مش غلام گرفتم هم حکم ممنوع الفعالیتی بنده را امضا کرد و اییییی خدا انصافت را شکر که حسابی گذاشت تو کاسه این سردبیرمون…!!! یعنی خندیدییییییییییم این چند روزه به سردبیر بی تدبیرمون… البته تو مرام من نبود جاخالی کردن و کمک نکردن ولی به قدری ناخوش بودم که تکان خوردن هم مصلحت نبود!!! حالا کیییییی؟!! مش غلام، که صبح تا صبح سه کیلومتر زیرآبی نمی رفت و چهار پنج تا کوسه و نهنگ چکی نمی کرد اون روز کسالت داشت…! دیگه خودت حسابش را بکن که زمین گیر شدن مش غلام یعنی ایدز پیش درداش زکاممممممممممه…!

بگذریم.خدا را شکرکه  حال واحوال بنده توی سراشیبی بهبود افتاد و الحمدلله شلغم چیت یکبار دیگه از یک آزمون مهم سربلند بیرون اومد!!!

راستی چه خوش گفت غضنفر پاکزاد از گذشته و سنت های قدیم نوروز. یادش بخیر و ای کاش اگر رسم و رسومات نادیده گرفته می شد، حداقل صفای باطن قدیمی ها از بین نمی رفت… خدا بیامرزد همه مردان و زنان قدیم بافران مان را…

بیا… بیا غضنفر که بعد از سالها آقایت قرار شده تو را هم با خود بیاورد ولایت و خدا خیرش بدهد. از الان به دنبال شتر یا گاو می گردم تا جلوی پایت قربانی کنم. بافران این روزها خیلی زیباست. گرچه تمام ایران این روزها حس و حال خوبی داره ولی خب بافران ما چیز دیگری است. چند روزی بیشتر از سال جاری نمانده و سال نو در راه است. بیا که حسابی هوای این روزهای ولایت لذت بالا کشیدنش را دوچندان کرده است. بیا و ببین که همه مردم مهیای عیدند و گرچه ناملایمات اقتصادی در سر راه ولی با دلی دریایی به پیشواز عید رفته اند.( فقط هرجا رفتی عید دیدنی سعی کن یک مشت پسته بریزی ته جیبت وقتی بیرون میای!!!)

ولی خب یک کم یواش تر برم تا دور و برمون را هم ببینیم… آره امسال بعضی از خانواده های هم ولایتی مون عزیز از دست دادن، مثل هر سال دیگری که لاجرم برخی عزیزان با این شرایط روبرو هستند. بعضی از خانواده های هم ولایتی هستند که محتاج هستند ولی غیرت دارند و آبرو. به هر قیمتی حاضر نیستند که هم رنگ جماعت بشن… توی دعاهای لحظه ی سال تحویل، توی اون لحظه ای که از خدا می خوایم که حول حالنا الی احسن الحال یاد این عزیزان هم باشیم و براشون دعا کنیم. توی عید دیدنی هامون تا جاییکه امکان داره خصوصا امسال از ریخت و پاش های بیهوده جلوگیری کنیم تا مبادا قوم و خویش و یا دوست و عزیزی از رفتن مهمان به خانه اش معذب بشه و خجالت زده. یک کم از تجملات دوری کنیم و باور کنیم که بعضی ها به هزار در هم که بزنند برایشان خیلی سخت است مهیا کردن آنچه ما با کمی یا خیلی و یا حتی بدون رنج برای عید دیدنی هایمان مهیا می کنیم.

ازدورها صدایی میاید… صدای خش خش کفش مردی بی حال بر روی زمین خاکی حیاط خانه. خوب که گوش بدی صدای ماشین ها و تریلی ها و اینترنشنال ها و ماک های توی خط را هم می شنوی…!( ولی خب اونها پارازیت هستن!!! فیلترشون کنید!) مرد به درب اتاق می رسد و با دست راستش دستگیره در را میگیرد و در را باز می کند… پای سماور می رود و یک لیوان چهار گل می ریزد و میاید به سمت این اتاق، جایی که انتظار دارد مش غلام را در بستر بیماری ببیند با تب چند درجه و فشار این قدر روی اون قدر… تا وارد اتاق می شود و مرا لب تاپ به دست می بیند از عصبانیت …

شما اگر جای او بودید چه می کردید…؟!!!!!!!!!

ناااااااااااااااااامرد لیوان چهار گل را کله کرد و تا قطره آخرش را رفت بالا و یک آخییییییشی رویش کشید که درد گلویم دو چندان شد. آری این مرد سردبیر بافران دیلی بود…!!! غضنفرم، امیدوارم هم تو وهم آقایت و هم تمام هم ولایتی های عزیز در سلامتی کامل به سر ببرید. و برای دیدارت در ولایت لحظه شماری میکنم. سلام آقایت را خیلی خیلی برسان. 

همچنین ببینید

گزارش تصویری از شب هفتم ماه محرم

مراسم شب هفتم ماه محرم با حضور امام جمعه شهرستان نایین حجت الاسلام سجادی و …

یک دیدگاه

  1. سلام
    انشاءالله درد گلو هم زود خوب بشه، منتظر مطالب زیباتون با قلم زیباتون در مورد بافران هستیم
    یاعلی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.