معماری

com.کی لی لی لی لییییییییییی@bafrandaily

سلام و عرض ادب و احترام خدمت تمام هم ولایتی های عزیز و محترم

به قول شاعر که میگه هوا دلپذیر شد گل از خاک بردمید و … این روزها حسابی حال و هوای سایت دگرگون شده. خبر، خبر خوشی است و فعل، فعلی مبارک. قبل از شروع بگذارید که صمیمانه ترین تبریکات و شادباش ها را از جانب سردبیر، مش غلام، خالو شله پز، بروبچ بافران دیلی، و نیز به نیابت از همه ی مردم بافران نثار عزیزی بکنیم که خواستنی است و دوست داشتنی… جناب آقای محمدرضا عرب بافرانی، وصلت خجسته و میمون شما را خدمت شما و خانواده محترم تبریک عرض می کنیم و آرزوی روزهای شادشاد و لبخندهای دائمی را برای شما داریم. از خداوند توفیق روزافزون و شادی های بی انتها برای شما را درخواست داریم. تبریک خشک و خالی تیم ما را هم پذیرا باشید…

و اما… بعد از به جا آوردن وظیفه، بگذارید تا تنور داغ است و آتش هیزم به پا دوتا نون هم ما بزنیم به تل تنور!!!

راستش را بخواهید بعد از شنیدن خبر مسرت بخش فوق و ایضا بعد از اینکه آقای غضنفر از فرط شادی، خواسته یا ناخواسته مجوز ازدواج این پیر دیر را صادر کرد، مش غلام رفته تو اتاقش و در را به روی خودش بسته و دو سه روزیه که از اون تو بیرون نیومده… زانوی غم بغل گرفته و رفته توی خودش… تا اینکه امروز سرصحبت را باز کرد و گفت که آقا نمی خوای یک آستین برای من هم بالا بزنی….؟!!!

–   چی مش غلام…؟! تو را چه به عروسی و ازدواج… اینها که می بینی جوانند و کله شان بوی قرمه سبزی می دهد، هنوز نرفته اند توی صفوف مختلف از چی و چی گرفته تا اخیرا مرغ و برنج وایسن… تو که گرم و سرد چشیده ای دیگه چرا؟!

–   نه، نمیشه … من و غضنفر باید اون ده دقیقه آخر را نصفش کنیم. غضنفر یک جا ده دقیقه بهش بدن رو دل میکنه بنده خدا… بذار دو تا پنج دقیقه اش بکنیم تا هم غضنفر مفت و مجانی سروسامونی بگیره و هم من مش غلام… اگر هم مخالفت کنید که خداااحاااااااافظ همین حاااااااااااالا…! ما میریم تیرون تو آبدارخونه سابق بندر ور دل غضنفر کار می کنیم شاید آقای غضنفر هوای ما را هم داشت و آستین یک دستش را برای غضنفر زد بالا و آستین یک دستش را برای من… آخه میدونی که یک دست صدا نداره!!!!

–   نه بابا، کجا می خوای بری تو این اوضاع… منو دست تنها میذاری تو این آبدارخونه … حالا بذار با آقای غضنفر صحبت کنم ببینم اگه اجازه داد و اجازه صاحاب مجلس را هم گرفتن چند دقیقه هم تو عرض اندام بکن…

–   آقا اونش که حله… غضنفر خودش این حرفو انداخت تو ذهن من…. غصه اون  جا را نخور…

–   چییییییییی؟! پس بگو چرا هوایی شدید شما دو نفر… مخفیانه با همدیگه مکاتبه می کنید و ما خبر نداریم…! از چه سیستمی استفاده می کنید که ما سردر نیاوردیم؟ تلفن، نامه، شاید هم چت تصویری می کنید، هان؟!!!

–        دیگه شما به اونش کار نداشته باش، عصر تنکولوژیه!!! شما اوکی را بده…

–        عصر چی چیییییییییه؟!! یه بار دیگه بگو…!

باشه اگه مشکل مجلس را حل کردی، من موافقت می کنم…. نریم فردا تو مراسم وقت بهمون ندن ضایع بشیماااااااااااا….! نریم فردا نه تو را اجازه بهت بدن نه غضنفر را…….! نریم فردااااااااا

–        نه نه … ادامه ندید… من خودم همه چیز را هماهنگ می کنم….

–   باشه… پس مبارکه ، حالا جو نگریدت. پاشو برو چهارتا چایی بریز بیار برای مشتری های تازه…

–        نه آقا. شما برو چایی بریز تا من یک تبریک بگم. الان من هم میام…

 

الوووو.. الو … صدا میاد. اگه راست میگی که صدا میاد یک فوت بکن ببینم..؟!!!

خب از کجا شروع کنم که شروع کرده باشم؟! خب، ارباب خودم سامبولی بلیکم، ارباب خودم سرتو بالا کن/…/ بابنده که چندصدساله هستم،دستتو بیار بذار تو دستم/ با همدیگه یک صدا بخونید، با همدیگه صدسال بمونید…

آقا، چی جوری بگیم که از شنیدن خبر عقد و مقد و اینهاتون چقده خوشحال شدیم. میدونید چقدر خوشحال شدیم؟! صدتاااااااااااا !!!! خالی نه هاااااا… صد تا دنیا…! (من که شمردن بلد نیستم… تا همین قدر بیشتر بلد نیستم بشمرم!) به قدری خوشحال شدم که سه روزه رفتم تو اتاق دارم بندری می رقصم 😉 ، اینها فکر می کنن که من زانوی غم تو بغل گرفتم… خلاصه عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش…!!! خدا را هزار بار شاکرم که بالاخره یکی دیگه از چندتا آقامون سروسامون گرفت و رفت به خونه بخت و ان شاءالله که زندگیتون همیشه به طعم همون عسلی باشه که خوردید…

تبریک من پیرمرد را هم پذیرا باش. به قول حاج عباس آقا( که خیر مقدم عرض میکنیم حضورشون در سایت را) دستت را بر سر مجردها هم بکش از من و غضنفر گرفته تا اخویتون … البته برای کله من اگه روغن ماهی هم داری یه کم بزن. میگن امگا۳ برای مغز خوبه… 😆

خلاصه، القصه غرض…! تبریک و تبریک… شیرینی تیم ما هم فراموش نشود. البته شام و نهار بدید اون هم هفت روز خیلی بیشتر می چسبه…

در آخر خدا همراه همیشگی زندیگتان باشد …

همچنین ببینید

ان سوی نمایندگی (قسمت دوم)

مجلس در راس اموراست. مجلس خانه ملت است. تا انتخابات نمایندگی مجلس شورای اسلامی فرصت …

یک دیدگاه

  1. سلام
    دوست عزیز و برادر گرانقدرم
    جناب آقای …
    با تشکر فراوان
    پیام و متن سراسر زیبایی و طنزتون را خواندم، بسیار زیبا پیامهای مختلفی را با زبان طنز آمیخته و بیان کردید که بسی جای تشکر و سپاس دارد. مثل همیشه شما محبت دارید، محبت شما بازهم شامل حال ماست و امید است بتوانم روزی این محبتها را جبران کنم.
    شیرینی هم به روی چشم، انشاءالله 🙂
    و اما در خصوص زن گرفتن مش غلام و غضنفر فک کنم باید با حسین آقا یه صحبتهایی بنمایید که ریش و قیچی دست ایشون است
    همچنین کشیدن دست بر سر مجردین هم گمون نکنم خیلی افاقه بکنه، حالا اگه خیلی اصرار می کنید چشم 🙂
    التماس دعای خیلی زیاد
    بازهم ممنون
    یاحق

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.