معماری

نیم نگاهی به طرح حرم تا حرم

هرچند روزهای پایانی سال ۱۳۸۹ می باشد و همگان درگیر آماده شدن برای خوشامدگویی به سال جدید می باشند، اما دلم نیامد این موضوع را در همین سال صحبت نکنیم. این یکی دو روز فرصتی دست داد تا دست به قلم برده و دو سه نکته در باب طرح حرم تا حرم بافران به عرض برسانم.
ابتدا نگاهی به طرح می اندازیم:
آنگونه که اعلام گردید قرار است در این طرح زمینهای حسینیه تا پادرخت و بعد از آن تا فلکه ورودی شهر بافران، خریداری شده، و در این زمینها طرحهای ذیل پیاده گردد:

۱- احداث بلوار حسینیه تا قدمگاه و سپس تا میدان ورودی شهر
۲- بازسازی و تعریض شبستان حسینیه
۳- بازسازی و در واقع دوباره سازی قدمگاه
۴- ایجاد ساختمانهای خدماتی مانند شهرداری بافران  و فضای سبز و …
۵- ایجاد مجتمع تجاری و پاساژ
۶- ایجاد سفره خانه سنتی و مهمانسرا
 
و امیدوارم چیزی از قلم نیفتاده باشد.
طبق اعلام اولیه مسئولان، این طرح حدود ۱۰ میلیارد تومان هزینه دارد و حداقل ۱۰ سال به طول می انجامد.(طرحی که به گفته برخی منابع آگاه ۱۰ میلیارد و به گفته برخی از منابع آگاه تر(!) ۴٫۵ میلیارد هزینه دارد و از همینجا می توان به ریزبینی و دقت نظر طراحان پی برد… البته تفاوت زیادی که نیست، ۴٫۵ تا ۱۰، همه ش ۵٫۵ میلیارد فرقشه … چیزی نیست که ، الکی بزرگش می کنید!!!)
 
در ادامه تنها به صورت گذرا و کلی چندمورد پیرامون این طرح به عرض می رسانم:
اینکه طرحی فرهنگی در بافران پیاده گردد و زیرساختهای لازم برای پاسداشت و نگهداشت فرهنگ غنی بافران و بازتولید هویت تمدنی این شهر فراهم گردد، امری بسیار نکو و شایسته تقدیر و تشکر است. بی شک لازمه رشد درست و منطقی یک شهر، همین امر بوده و بازتولید و نگهداشت این فرهنگ غنی نیاز به صرف هزینه های اینچنینی نیز دارد.
خدای ناکرده هیچگاه نباید تجربه نایین تکرار گردد که سرمایه هایی چون مسجد جامع، بازار، قلعه، و منازل تاریخی و فرهنگ غنی این شهر همگی در راستای توسعه شهر فدا گردیده اند.
 
پس از پذیرش این که این دغدغه بسیار مقبول و شایسته تقدیر است اشکالات خاص و مهمی به طرح وارد می گردد که نیاز به توضیح کوتاهی دارند. مانند:
۱-      تملیک و در اختیار گرفتن زمینهای این منطقه از صاحبان آنها، کاری نه تنها دشوار، بلکه شاید غیرممکن به نظر آید.

توضیح زیادی نمی دهم و هرکس در این گفته بنده شک دارد نگاهی به کتابخانه نیستانی و تکه زمین به تملک در نیامده آن، و یا نگاهی به عدم اهدای برخی زمینها به حسینیه که باعث کوچک و بلندی اضلاع آن شده بیندازد تا خود بخواند حدیث مجمل را …

 
2-      این طرح درواقع مجموعه ای از چند طرح است که نباید آنها را با هم در قالب یک پروژه نگاه کرد:

طرح بازسازی شبستان حسینیه و پادرخت
طرح ایجاد مسیر و جاده و بازسازی ساختار و بافت شهری بافران در آن منطقه
طرح ایجاد مجتمع تجاری و پاساژ و سفره خانه
طرح ایجاد سایر ساختمانهای مورد نیاز مانند شهرداری و…

خوب، طرح اول که بازسازی شبستان و پادرخت است، بی شک لازم الاجرا بوده و توسعه روستا و شهر و کمبود ظرفیت این اماکن برای مراسمات عزاداری، لزوم چنین طرحی را برهمگان عیان می نماید.

 طرح دوم که بازسازی ساختار شهری مانند ایجاد بلوار و … است و طرح چهارم مانند ایجاد شهرداری هم امری است که شاید الآن نیازی به آن نباشد اما در سالهای آتی (مثلا ده سال یا بیست سال بعد) شاید به آن نیاز گردد.( البته گمان نمی کنم اولویت جدی بافران باشد)

 اما طرح سوم که ایجاد پاساژ و سفره خانه است، این طرح در صورتی موفق می باشد که بافران به یک قطب گردشگری تبدیل گردد.

لازمه تبدیل بافران به قطب گردشگری آن است که یا آنقدر محیط باستانی یا طبیعی بکر و دست نخورده داشته باشد که توریست را از همه جا به خود جذب کند(مانند روستاهای شهرستان(!) خور) که بافران اینگونه نمی باشد.

و یا آنکه بر سر مسیر ترانزیتی و پرترددی باشد که فی الحال اینگونه است.

اما در آینده…

۳-      صرف مبلغ ده میلیارد تومان برای چنین طرحی، نیاز به محاسبه سود و هزینه جدی دارد، چرا که بخشی از این مبلغ از بیت المال(و جیب دولت) و بخش دیگر نیز توسط خود مردم(و جیب ملت) تامین خواهد شد.
بار دیگر تنها سوال می پرسم:

اگر گمان کنیم ده میلیارد تومان یکجا آماده اهدا شده باشد هم، آیا عقل منطقی حکم می کند که چنین جایی طرف شود؟ چه می شود اگر این توان و هزینه مسئولان برای ایجاد دو یا سه طرح صنعتی و نیمه صنعتی در بافران مصروف گردد و از سود آن کارخانه ها برای انجام امور فرهنگی عمرانی مانند همین پروژه حرم تا حرم استفاده گردد؟ یا مثلا در مراسم بافرانیان خارج نایین به جای پرزنت طرح حرم تا حرم یک یا دو طرح صنعتی پرزنت گردد و با این کار از یک سو جمع کثیری از جوانان مشغول به کار گردند و از سوی دیگر سود آوری هنگفت این طرحها برای شهر می توانند هزینه های مورد نیاز برای طرحهای خدماتی و عمرانی دیگر را تامین کند.

سوال اینجانب از پیشنهاد دهندگان این طرح حرم تا حرم آن است که در ازای صرف ۱۰ میلیارد تومان در شهر، چه چیزی عاید این مردم خواهد شد؟؟؟
آیا جوانان بیکار به شغل دائمی دست پیدا خواهند کرد؟
آیا سودآوری اقتصادی برای بافران ( و عامه مردم) خواهد داشت؟
آیا می توان عدد دقیق R.O.R این طرح را مشخص کرد تا بدانیم چند سال بعد این ده میلیارد تومان هزینه صرف شده به مردم بازخواهد گشت؟؟؟؟

حقیقتا چه چیزی عاید مردم خواهد کرد؟ این طرح با این عظمت که از آن توصیف گردیده است وبی شک در طی اجرا بسیار بیشتر از این مبلغ ۱۰ میلیارد تومان هم طی این ده سال هزینه خواهد داشت چه دردی را از مشکلات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی شهر بافران برطرف خواهد نمود؟؟؟

یک محاسبه خیلی ساده می کنم

اگر فرض کنیم متوسط روزانه ۱۰۰ نفر در تمام سال از بافران بازدید نمایند… (شاید این عدد برای نایین هم اکنون از ۲۰ -۳۰ نفر بیشتر نباشد) و هر نفر برای بافران ۱۰ هزارتومان (بدون اضافه شدن درصد تورم و سود افزایش بهره پول) اضافه شود… می شود در سال حدود ۳۶۵ میلیون تومان

ما فرض می کنیم ۵۰۰ میلیون تومان (!!!)

یک محاسبه ساده می گوید بیست سال طول می کشد (بدون محاسبه تورم) تا این طرح بازگشت سرمایه داشته باشد…

آیا به نظر شما بیست سال برای بازگشت سرمایه طرح زمان مناسبی است؟

و از سوی دیگر این ارقام که اینجانب دادم اصلا و ابدا امکان ندارد و بسیار ایده آل است.

و اگر واقع نگریسته شود شاید بازگشت سرمایه این طرح بیش از ۵۰ سال گردد…

آری ۵۰ سال…

۴-      به گمان بنده مهمترین دلیل پیشنهاد دهندگان این طرح برای بافران، وجود محور ترانزیتی و حجم بالای مسافر در کنار شهر بافران است که باعث می شود در ایام پر سفر آمار گردشگران فزونی یابد.

اما …

نگاهی به خبرگزاری رسمی شبکه حمل و نقل کشور (تین نیوز) در این خصوص خالی از فایده نیست:

«تین نیوز: با بهره برداری از راه در حال احداث رامشه – ابرکوه، ترافیک مسیر اصفهان – یزد- بندرعباس به این مسیر منتقل می‏شود.
 مهدی حافظ فرقان رئیس اداره راه و ترابری جرقویه با اشاره به این که جرقویه ۸۰۰ کیلومتر راه همسنگ و ۲۵۰ کیلومتر راه روستایی دارد، گفت: این شهرستان به لحاظ قرار گرفتن در قطب کشاورزی، صنعتی و دامداری از ترافیک روز افزونی برخوردار است.
وی یکی از پروژه‏های مهم حوزه استحفاظی خود را پروژه مهم و در دست اقدام رامشه- ابرکوه ذکرکرد و گفت: این پروژه در مرز مشترک اصفهان – یزد قرار دارد که با اجرای آن، ترافیک مسیر اصفهان – نائین – یزد کاهش می‏بابد.
رئیس اداره راه و ترابری جرقویه ادامه داد: ۶۳ کیلومتر مسیر رامشه اصفهان -ابرکوه یزد در استان اصفهان و ۴۰ کیلومتر آن را در حوزه استان یزد می‏باشد که کاهش۴۰ کیلومتری مسیر ترانزیتی بندرعباس- اصفهان را به دنبال دارد.»

منبع لینک خبر را نیز قرار می دهم، هرچند پیش از این نیز اخوی گرام در این خصوص مطلبی را قرار داده بودند:
http://www.tinn.ir/vdcciiq1.2bq448laa2.html

(اخبار غیر رسمی از جدا شدن مسیر تهران یزد هم خبر می دهند که خبر کامل تر را به زودی به اطلاع خواهیم رساند…)

آری…

در حقیقت درحالی این طرح بدون دوراندیشی های لازم در حال اجرا است که نه تنها صرف این هزینه در حالت عادی نیز فایده درخوری برای مردم نخواهد داشت، بلکه با اجرای پروژه کاهش ترافیک جاده اصفهان یزد، عملا تمام ترافیک اصفهان بندرعباس (و بالطبع تهران نایین بندرعباس) به مسیر اصفهان ابرکوه یزد یا (تهران اصفهان ابرکوه یزد) منتقل خواهد شد.

با احداث این مسیر بخش اعظمی از ترافیک جاده نایین یزد که از کنار شهر بافران می گذرد کاهش خواهد یافت، و در این صورت به هیچ وجه چنین طرحی توجیه اقتصادی نخواهد داشت…

۵-      اصولا طرح اینچنینی بسیار بلندپروازانه دیده شده است، احداث یک پاساژ در محدوده ای که عملا مرکزیت شهر نیز نمی باشد و در گوشه ای از بافران است، نشان از آن دارد که بسیار ایده آل دیده شده که مردم بخواهند سراغ این پاساژ بیایند. شاید نیم نگاهی به طبقه دوم پاساژ گل سرخ نایین که نیمه خالی افتاده است بد نباشد…

شاید نیازی به توضیح بیشتر نباشد. اینجانب نه تخصص خاصی در این خصوص دارم و نه وقت زیادی صرف جمع آوری مطالب نموده ام. اما با همین اندک مطالب در دسترس و طرح نکات کلی و همه فهم در این خصوص سوالی را از مسئولان محترم دارم:
 
آیا نباید در این طرح بازنگری های عمیقی صورت گیرد؟ آیا صرف ۱۰ میلیاردتومان برای چنین طرحی در حالی که وضعیت جوانان جویای کار در بافران (که با کارگری کارخانه ها به خوبی خواهند توانست روزگار بگذرانند) نابسامان است امری معقول و منطقی است؟ چرا باید تمام توان اجرایی بافران به مدت ده سال بر روی این پروژه معطوف گردد؟

آیا نباید دوباره دید؟

برچسب‌ها: جامعه مجازی بافرانیان, بافران, یادداشت

همچنین ببینید

ان سوی نمایندگی (قسمت دوم)

مجلس در راس اموراست. مجلس خانه ملت است. تا انتخابات نمایندگی مجلس شورای اسلامی فرصت …

۳ دیدگاه

  1. دنده پنج تو سر بالایی
    بازم زدی دنده پنج آنهم تو این سر بالایی گردنه
    شو سال ماه نو هم تو بچه انگار مشکل داری که درد مردم را تازه می کنی .
    مرد مومن روستایی که این همه نخبه دارد .نماینده مجلس دارد .دکتر ومهندس دارد .خیر وخیرین دارد . بنر وبنر هاست که روی دیوار ها آذین بسته است
    بیست تا سی هزار تا پرس غذا تو دو روز می دهد .و……
    که نگران برگشت سرمایه ده میلیاردیش نیست .اصلا سود سرمایه بر نگردد .مگر چه می شود .چه مشکلی پیش می آید .
    ومگر تا حالا پیش آمده است .از این طرحها روی کاغذ بسیار داریم به اندازه موهای سر من
    کدومش اجرا شده ، مهم است .
    مهم فعلا چیزهای دیگر است .این بابا مشاور چها رتا طرح داد و برآوردی کرد .و پول خودش را گرفت و رفت برای زندگی کردنش .
    این من و تو بودیم که خبر نداشتیم پول این طراحی نیز از جیب ما رفت که رفت .
    اگر می نشستند و ……
    اگر ……..
    وضعمون اینگونه نبود .خدا وکیلی یک سری به حمام عمومی ده بزنید .یک سری به غسالخانه آنهم درست بغل زندگی مردم وخانه مردم .
    قبرستان بدون دیوار .
    کوچه ای با عرض ۳۸۰سانتیمتر به نام امام موسی کاظم (ع)
    ریختن فاضلاب حمام به ……..
    و صدها معضل دیگر …..
    خدا وکیلی یک فکری بکنید و گرنه این تابلو شهرداری را پایین بیاورید که با این اوضاع و وضعیت شهر شدن بافران حکایتی است .
    دیروز عصر رفتم و یک صد تایی عکس گرفتم
    عکسی از نمای بیرونی حمام که به قول معروف در باغ را که باز کنی تا ته باغ …..
    ولی به دلیل نداشتن اینترنت پرسرعت تو شهر بافران نتونستم آپ لود کنم تا ببینید عمق فاجعه را
    ولی خودتون که مرتب از دربش رد می شوید .
    آره برادر .تو شهری که نماینده خوشکل و مردمیش عضو کمسیون بهداشت مجلس کریمه است (و خدا می داند که صرف نظر از مسایل سیاسی دوستش داریم و می خواهیمش ) نباید وضع حمام و غسالخانه و گورستانش این چنین باشد .
    ما گفتیم و خدا کند که گوش شنوایی پیدا شود و بیست سی میلیونی را هزینه بهداشت عمومی روستا کند .
    طرح حرم تا حرم هم به جای خود در زمان مناسب و …….کلید بخورد .به خدا ما بخیل نیستیم
    و حالا دیگر می دانیم میلیارد چند تا صفر دارد

  2. خودت بنویس و خودت هم جواب بده . تو انگار با خودت هم مشکل داری . برو فقط خدا را شکر کن که منتسب به خانواده شهید هستی والا …… هر چند که آن عزیزان سفرکرده هیچ وقت نخواستند که شما از خونشان بمکید و این گونه بنویسید . ذهنت را درگیر هیچ کس نکن من عضو افتخاری مجتمع بقیه الله بافران هستم .


    پاسخ:

    علیک سلام

    چه باحال 🙂

    واسه بافرون تهدید می کنید بنده را؟

    بابا خنده داره به خدا

    خجالت بکشید، دست بردارید

    دوست گرانقدر

    اولا که شما مطلب را کامل بخونید، اصلا درباره مجتمع نیست که…

    ثانیا که بنده اصولا عادت به مکیدن ندارم، نه از خون شهدا ، و نه از خون مردم…

    خدا را شکر می کنم که منتسب به خانواده شهید هستم، و اتفاقا این امر هیچ ارتباطی به کسی نداره، تا امروز هم که کسی نمی دونسته بنده منتسب به اون عزیزان هستم، اگه شما هم نگید هیچ کس نخواهد فهمید و در نتیجه این انتساب هیچ سود مادی برای من نداره، بیخودی آسمون ریسمون به هم نبافید… انشاءالله اون دنیا خودشون شفیع ما بشوند…

    ثالثا که بنده دنبال اسم و رسم نیستم، و الا حداقل نام کاملم را در وبلاگ می نوشتم، اگر جایی حرفی می زنم از سر دلسوزی است، و اگر اشتباهی می بینید لطف کنید بفرمایید تا بدانیم…

    رابعا خوش بحالتون که عضو افتخاری مجتمع هستید، اجرتون با خدا
    هرچند ادب بزرگانی که بنده از مجتمع می شناسم خیلی بیشتر از شماست و کمی شک دارم که شما هم با مجتمع مرتبط باشید…
    ابه هرحال اتفاقا بنده هم خیلی علاقه دارم بتونم کمکی بکنم، هرچند راه دور هستم و کمی تا اندکی دشوار است… 🙂

    باز هم به ما سر بزنید

    یاحق

  3. سلام عرض می کنم. امیدوارم این پیغام های کوته بینانه سدی در مسیر نقد موثر بافرانمان نباشد. قرار نیست هر چه می نویسیم را همه بپسندند. اگر بر این منوال بودیم که چه نیاز به نقد داشتیم. آنوقت یکی میگفت بقیه انگشت تایید پای آن میزدند. فقط نمی دانم که چندهزار سال باید بطول بینجامد که روحیه تعارف و تعریف و تمجید ما به نقد تغییر کند. حداقل اگر توانایی پاسخگویی به سوالات” که واقعا سوال شده برای ما” و جوابگویی به مسئولیت هایمان را نداریم جسارت توهین و تهدید را هم به خود ندهیم. یا کار کنیم یا نکنیم. نمی شود کار نکرد و تشویق شد. به نظر من همین شهدایی که “نویسنده با نام حسن” ازشان یاد می کنند اگر زنده بودند این جسارت حق خوری و بی عدالتی و کوته فکری را مذموم می دانستند. منتها ما یادگرفته ایم که وقتی کسی غایب است بجای او هم نظر بدهیم و مثلا ازشان دفاع کنیم.
    شاید بهتر این باشد که بجای توهین به نویسندگان این وبلاگ یا هر وبلاگ دیگری که روحیه نقد دارد بدنبال جواب هایی دندان شکن برایشان باشیم.
    چرا در جواب نویسنده وبلاگ آمار دقیق و غیر از امار ایشان نمی اورید که سخن نابجای این نویسنده را نقض کنید. تهدید هم شد راه حل. شد شجاعت اقای عضو افتخاری مجتمع یا هر فردی که روحیه نقدپذیری ندارد؟؟؟؟؟
    این همه پول و زمان و انرژی تا به کی باید صرف روبنا شود؟ پس زیربنا چه؟؟تا جوان کاری وجود نداشته باشد تا نتوانیم با احداث طرح های صنعتی جوانهایمان را در بافران نگه داریم چطور باید این برنامه ها را عملی کنیم؟نکند همانهایی که طرح می ریزند بیل هم می زنند؟؟
    امان از این کوته فکری مغرضانه …..

    تحمل آرای خلاف بینش و سلیقهء خود را داشته باشیم.اشتباه در هنگام عمل را، امر طبیعی بپنداریم.


    با سلام و تشکر از لطف شما
    راستش بنده خودم هم نمی دانم منظور این دوستمون از مکیدن خون شهید چیست، ولی فامیلی بنده با شهید آنقدر دور است که هیچ گونه منفعت مادی برای اینجانب نداشته است
    خداوند همه ما را ببخشد
    التماس دعا
    یاحق

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.