معماری

خادم الحسین مرحوم حاج کریم حسنی درگذشت

1

کانون محترم و داغدیده حسنی

درگذشت خادم الحسین مرحوم حاج کریم حسنی را به شما تسلیت گفته خداوند متعال روح پاکش را با مولایش امام حسین (ع) محشور نماید و به بازماندگان صبر جزیل عنایت فرماید

بی شک خدمات وزحمات خالصانه این مرحوم درگسترش فرهنگ حسینی ومظلومیت اباعبدالله واهل بیت رسول گرامی اسلام(ص)برکسی پوشیده نیست. ندای دلنشین وماندگارخادم الحسین(ع)مرحوم حاج کریم حسنی  که سالهای سال روز عاشورای حسینی در هیئت شالزن بافران به بیان سوگواری  ومظلومیت حضرت سیدالشهداء (ع)و اهل بیتش وهمچنین یاران باوفایش می پرداخته، درگوش دل وجانمان وهمه ارادتمندان حسینی طنین اندازاست.

ما را در غم خود شریک بدانید

جامعه مجازی بافرانیان

کلیپی از مصاحبه روز عاشورای حسینی سال ۱۳۹۴ از خادم الحسین مرحوم حاج کریم حسنی

همچنین ببینید

محرم در بافران

بوی نسیم حزن و ماتم از سرزمین بلای نینوا به مشام می رسد و دل …

۱۵ دیدگاه

  1. سلام. انا لله و انا الیه راجعون/ خدمت خانواده ایشان تسلیت عرض میکنم. برای این مرحوم از درگاه الهی رحمت و غفران و برای اقوام وابسته صبر و اجر خواهانم.

  2. خدایا مصلحت راتو میدانی وماراضی به رضای توایم .حاج کریم حسنی همکار خوبمان ناباورانه ونابهنگام رخ درنقاب خاک کشیدودوستان وهمکارانش دردریایی ازغم وماتم دست وپامیزنند. خدایا اورا برسفره کرامت خود میهمان کن .

  3. مهدی پوربافرانی

    با سلام و تسلیت حضور خانواده محترم حسنی.
    از حمیدرضا هم بابت کلیپ زیبایی که تهیه کرده بود به نوبه خودم سپاسگزارم. قشنگ بود. ممنون

  4. باسمه تعالی
    در گذشت فرهنگی معززحاج کریم حسنی را به خانواذه محترم و کلیه بستگان تسلیت عرض می کنم ما رادر غم خود شریک بدانید . قم رضا احسان فر

  5. همه برای تکریم,کریم اهل بیت ما,آمده بودند.

    امروز سومین روزی بود که جسم زمینیت در میان ما نبود,اما روح آسمانیت, در همه لحظه هایمان جاری بود.

    امدیم با دلی شکسته,قلبی مجروح و هزاران آرزو بر دل

    ,جسم بیمارت را تحویل خاک داده بودیم .
    خاکی که برای در آغوش کشیدنت عرق شرم در خود داشت.اما افتخار میکرد که میزبان طلایه دار دسته زنجیر زن و شال زن,بهترین مخلوق دو عالم,حضرت اباعبدا..و پسر ام البنین است,

    برای تکریم مردی که در همه مراسم دیارم,صدر نشین مجلس بود.

    مرد و زن.پیر و جوان.دانش اموز و معلم. کارمند و کارگر.اشنا و غریب.

    جلسه ای در خور تو عزیز دلم.

    مسجدت گنجایش این همه جمعیت را به غیر از ظهر عاشورا به خود ندیده بود.
    مجلسی به یاد ماندنی.

    اما من که خود میزبان سیل عاشقانت بودم با دلی شکسته و چشمانی اشکبار به جای همیشگیت در آن خانه دل.کنار محراب,در کنار برادر بزرگت می نگریستم .

    همچون همیشه.تبسم بر لب.ذکر بر زبان.اشک بر چشم,بر هجرت خویش می گریستی.
    هجرتی زود هنگام.
    رفتنی باور نکردنی
    خزانی حزن آلود در زمستان سرد اندیشه .
    بر عمود خیمه ای که شکسته شد.
    بر بهاری که ناباورانه خزان شد.

    عزیز جانم,فرزندانت سنگ تمام گذاشتند.
    کریمانه نام زیبای کریمت را جاودانه کردند.

    و مردم خانه پدری,همانانی که عاشقشان بودی,
    و در همه مراسمشان طلایه دار ,امروز,سرود خواستن را به زیبایی سرودند.

    ما شرمنده این مردم شدیم.
    اما به خود بالیدیم.افتخار کردیم که وابسته به مردی هستیم,که چنین عزیز بود و عزیز شمرده شد.

    نامت جاودانه خواهد ماند که کریمانه دوست میداشتی این مردم را.

    امروز گرمای زمستان را برای اولین بار در عمرم تجربه کردم.
    و انهم در مراسم سومین روز بزرگداشت شما بود.
    و درود بر مادری که این نام را برایت برگزید.

    کریمانه واژه خواستن, شرمندگی ما را بپذیر که این
    رسم زمانه است. که همه ما عازم روزمرگی خواهیم شد,اما نام تو,یاد تو,اخلاصت.بزرگواریت
    مهربانیت
    فراموشمان نخواهد شد.
    عشق تو تا ابد در ضمیر قلبمان
    حک شده است.

    و سیمای همیشه خندانت روبروی چشمانمان.
    تا اغاز فصل دیدار

    و اغوشمان,آری آغوشمان,تا جهان هست,دلتنگ در آغوش گرفتنهای خاصت می باشد.

    مسافر جاده اخلاص, میهمان دشت عاطفه,
    به خدا می سپارمت

  6. همکاران محترم اقایان میرزابیگی فروزان یادگاری / با اندوه بی پایان خبر درگذشت همکار عزیزمان حاج کریم حسنی را دریافت کردم/ سوگمندانه این مصیبت بزرگ را به خانواده محترم ایشان وشما عزیزان تسلیت می گویم .

  7. معلم خوبیها پرواز کرد ومارا درغم واندوه فرو برد. خداوند ایشان را رحمت کندو به بازماندگان ایشان صبر واجر صبر عنایت فرماید.

  8. عر با ن از بافران

    خانواده محترم حسنی باسلام ما را در غم خود شریک بدانید برای کلیه بازماندگان عزیز ارزوی سلامتی و برای ان مرحوم غفران الهی را از درگاه حضرتش مسالت دارم کیاست اصفهان

  9. خدا رحمت کنه ایشان را و به خانوادش صبر بده..انسان شریفی بودند

  10. کبوتر شکسته بال مهاجرم. امروز هفتمین روز پروازت می باشد.
    از آنروزی که فهمیدیم بیماری گریبانگیرت شد ,و کسالت سراغت آمد.

    برای شفایت , شمارش صلوات را نشانه رفتیم و دست بر کتاب خدا,

    و اما امروز, که جامه ی سیاه بر تن داریم و شال عزا بر گردن,مانده ام که چگونه قلم به دست گیرم.
    از مردی بنویسم که کریم عشق بود و سفیر دوست داشتن.
    عامل اتحاد و همدلی محفل خودمانیمان.
    از هجرتت تا امروز, برای ما, قرنی بود,
    سیاه,غمگین,حزن آلود. درد آور
    با روزهای تلخ.
    اما چه می توان کرد.
    و امروز که , مصادف با هفتمین روز عروج توست,
    عزیزانت و اهل محله ی عشق, ,مسجدت را در خیابان صفا,سیاه پوش کرده اند.
    و ما اسیران روزمرگی,شرمنده که جسممان آن جا نیست تا میزبان عاشقانت باشیم و سر تعظیم فرود اوریم و دست ارادتی به میهمانانت دهیم.

    اما قسم به روح پاکت,که دلمان آنجاست.
    همراه با تو,کنار تو,جنب دیوار مهربانی وجودت.
    سر تعظیم فرود می آوریم برای همه آنانی که دوستشان می داشتی و دوستت داشتند.
    مردم دیارت مهربانند,چرا که تو خود مدرس مهربانی آن دیار بودی.
    همه ی الفبای عشق را, که در دبستان ستوده و عنصری و حوزه ستادی اداره و در کویر و در خانه پدری, به آنان آموخته بودی,از بر کرده بودند و در کلاسی به پهندشت تمامی کویر,مشقهای عاشقی را مرور کردند.
    و سرود همدلی خواندند.

    تو کریم بودی
    و کریمانه, داشته هایت را ارزانی داشتی.
    بذر محبت را کاشته بودی,محصولش خرمن,خرمن,اندیشه ی ناب و متعالی بود.
    تو در درگاه خدا آبرو داشتی
    مردی از تبار خدا بودی
    خادم الحسین بودی.
    ,طلایه دار دسته زنجیر و شال زن سوگ خانه ی پدری بودی .
    وارث دردهای برادر در صحنه ی شور و شعور حسینی.
    یقینا در لحظه ی ورودت, حسین فاطمه,عباسش را,ماه بنی هاشمش را.پسر ام البنینش را به استقبال تو فرستاد.

    اما ما زمینیان چه کنیم
    با درد فراقت؟
    با جای به ظاهر خالیت ؟
    با کسی که دیگر نیست تا بوسه بر گونه هایمان زند.
    با عزیزی که دیگر نیست تا برایمان آغوش بگشاید.
    و در کنارش آرام گیریم و آیه های عشق را زمزمه کنیم.

    مسافر جاده معرفت!
    آقای مهربانی!
    استاد مثنوی های فراوان در دل!.
    فقط می توانم گفت که :
    یاور همیشه مومن
    تو برو سفر سلامت
    …………………..
    اما روایت بی تو,غم هجرانت,تنهایی و بی کسی ما,
    بماند برای دفتر خاطرات دلمان.
    آری ما هنوز ابتدای جاده فراقیم.
    تا لحظه دیدار,برای هم داستانها خواهیم داشت.
    حسین فروزان

  11. کی شعرترانگیزد خاطرکه حزین باشد یک نکته دراین معنی گفتیم وهمین باشد جام می وخون دل هریک به کسی دادند ذ دردایره قسمت اوضاع چنیین باشد . درگذشتمعلم مهربانم را به خانواده اقای حسنی /همکاران ایشان واقایان سروش حسنی واقای سعید حسنی تسلیت میگویم.

  12. کجاست بارشی ازابرمهربان صدایت که تشنه مانده دلم درهوای زمزمه هایت . خدایش رحمت کند. به بازماندگان تسلیت می گویم.

  13. جناب آقای فروزان تشکر می کنیم از شما که حق مطلب را برای حاج کریم عزیز ادا نمودی به همه همکاران ودوستان ومنسوبین تسلیت می گوئیم. جانا سخن از زبان ما می گوئی …..

  14. دریغ ودرد که افتاد قامت سروش باغم واندوه درسوگ عزیز خوش سیمای خود نشسته ایم خداوند اورا غریق امرزش خود نمایدو به بازماندگان صبر عطا فرماید.

  15. خانواده های محترم حسنی
    درگذشت پدر بزرگوارتان چنان سنگین وجانسوزاست که به دشواری به باورمی نشیند ولی دربرابرتقدیرحضرت پروردگار چاره ایی جزتسلیم ورضا نیست خداوند قرین رحمتش فرماید روحش شادنامش جاودان.
    اللهم اغفر للمسلمین والمسلمات والمؤمنین والمؤمنات الأحیاء منهم والأموات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.