معماری

لبیک یا محمد (ص)

محرم و صفر، دوماهی که در آن بخاطر شهادت سبط نبی اکرم (ص) عزادار بودیم به پایان رسید و هرکس به اندازه وسعش آن چه توانست از این مراسم و محافل توشه ای برای سفر آخرتش برچید. اینک پس از گذشت آن غم و اندوه بزرگ ماه پر خیر و برکت ربیع فرا می رسد که درآن نوید میلاد خاتم الانبیاء حضرت محمد صلی الله به اهل شیعه و سنت بشارت داده می شود تا بار دیگر زمین و زمینیان غرق در شور و نشاط گردند.

سرت را که بالا بگیری لبخند پر مهر خدا را درآسمان می بینی  انگار “احسن الخالقین” همان محمد است که خداوند به جهت آفرینشش بارها و بارها این چنین به خود می بالد:

 ” فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقینَ “

به راستی محمد (ص)  باخدا چه کرد که او را یک شبه به آسمان هفتم بردند و پرده از اسراری برایش برداشتند که ما شاید بعد ازمرگ هم نتوانیم آنها را درک کنیم، چه سری است دراین مکارم اخلاق؟ ایشان را رحمتٌ للعالمین می خوانند؛ یعنی اوج مهربانی پروردگار، یعنی وجود زمین، آسمان و همه ی کائنات و شاید همین وجود حقیر ما هم مدیون لطف و مهربانی وجود نورانی ایشان است وگرنه کدامیک از ما می تواند ادعا کند در بندگی خدا سستی نکرده و خدا را آن طور که شایسته اوست ستایش کرده و حق “الله” را آن چنان که باید ادا کرده است؟

حرف ها زیادند و بغض ها بسی بیشتر؛ چشم ها را میبندم و با پای دل راهی مدینه میشوم. چشمان نالایقم ناگهان به گنبد سبز حرمت می افتد، پاهایم سست می شود در برابر عظمتت…

همان جا نرسیده به حرمت به زمین می افتم: «السّلام علی محمّد رسول اللّه خاتم النّبیّین و سیّد المرسلین… »

بغض ها یکی یکی باز می شوند و سکوتم درهم می شکند دردهایم امانم را بریده اند از کجا بگویم برایت؟

از آن حریم مقدس که نامش را خانواده نهادی، از آنجایی که قرار بود مایه آرامشمان باشد و ثانیه های تلخ تنهاییمان را پر کند. از جامعه اسلامی که روزی هدف والای تو بود؟ چه بگویم؟ قرار بود خانواده آرامش بیاورد و در پی آرامش رشد و شکوفایی حاصل شود اما نه آرامشی هست و نه تعالی و پیشرفتی نمی دانم مشکل کار کجاست؟

کاش بودی و مشکل گشایی می کردی در زمانه ای که نه مرد نقشش را درست بازی می کند و نه زن خانواده داری می کند، فقط از طلوع خورشید تا پایان روز می دوند و می دوند و می دوند درست مثل چارپایی که چشمش را بسته اند و حول محوری بی هدف می چرخانند! وا محمدا کاش بودی و ایه های صبر و تقوا می خواندی:

«  وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ

واز نشانه های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا درکنار آنان آرامش یابید؛ و میانتان مودت و رحمت قرار داد در این نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند.»

به گمانم زمانی که یارانت را هشدار می دادی فرارسیده است؛ امروز نگه داشتن ایمان همچون نگه داشتن گلوله ای آتشین در دست سخت و دشوار شده است و ثانیه به ثانیه مجبوریم بین منافع خود و منافع دینی و الهی یکی را انتخاب کنیم و چه سخت است فرار از وسوسه های شیطان آن زمان که رفتن به سمت راه حق و انتخاب آن چه رضای خدا را دربر دارد  باعث از دست دادن منافع دنیایی و چه بسا از دست دادن تمام آمال و آرزوهایمان است.

به ناچار همین که در تنگنا قرار می گیریم دست به دامان مهدی صاحب زمان (عج) می شویم و رو می کنیم سوی قبله و از نای جان فریاد میزنیم یا فارس الحجاز ادرکنی… تا شاید او صدای قلب خسته مان را بشنود و برای آرامش از دست رفته مان نسخه ای بپیچد و یا دعایی زیر لب زمزمه کند و همه چیز ختم به خیر شود.

اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ محمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

                                                                                                                دلنوشته اعظم پوربافرانی

با تشکر از سرکار خانم اعظم پوربافرانی نگارنده این مطلب زیبا، و نیز تشکر از سرکار خانم پوربافرانی بابت در اختیار قرار دادن این مطلب زیبا/

همچنین ببینید

قسمت سوم برنامه از جنس آرامش

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.