معماری

لبخند تو را چند صباحی است ندیدیم

 

 

 

 

لبخند تو را چند صباحیست ندیدیم

یکبار دگر خانه ات آباد بگو سیب

مدتهاست که می خواهم طنزی بنویسم .و لبخند شادی را بر روی لبهایتان بنشانم اما  جو خانه پدری و سایت، برای خاکسپاری شهدا، مناسب این کار نبود که نبود .

غضنفر گل ما، می خواست سلام و علیکی داشته باشد با مش غلام ،که اون بنده خدا هم دست نگه داشت و ترمز دستی را کشید و زیر لاستیکهایش چند تا آجر هم گذاشت که خدای نکرده حرکتی نکند .

ازآنجایی که ما دور از وطنیم هیچوقت خودمان را وارد مسائل حاشیه ای این چند روزه در مورد جا و مکان و راضی بودن و ناراضی بودن و شرعی بودن و نبودن و….نکرده و نمی کنیم که نه سواد این کار را داریم و نه علمش را و نه عملش را .

هر چه بود به خیر و خوشی تمام شد و اجازه می خواهیم بر گردیم به وضعیت قبلمان .

محمد رضای گل،  داستان آن عزیز معلم را در ماه رمضان می نوشت که دو قسمت آن بیشتر در نیامد و با آن اوضاع و احوال نفهمیدیم که چه شد و چه شود .

هر چه هم فهمیدیم هم فراموشمان شد .

خبرنگار هم که ایول داره .می دونید که کی را می کم .همون که با غضنفر من کل کل می کرد اون هم که خانه نشین شده و دودی از هورونوی او بیرون نمی یاد .

مدیر سایت هم که خدا را شکر پیداش نیست .نمی دونم تور اروپاست یا کشورهای حاشیه خلیج و یا خاور دور .

داخل تلگرام سایت مجازی بافرانیان هم که تا دلت بخواد کپی پیس مطالب عهد دقیانوس تکراری .

نویسندگان معزز سایت هم که احتمالا در تعطیلات تابستانه و باغ ویلا و کلاردشت و….علی مانده و حوضش .آن هم تو این گرما و کمبود آب.

غضنفر ما هم که پس از قطع یارانه آقایش حالی برایش نمانده و دل و دماغی .

مش غلام هم که احتمالا حالی بهتر از عضنفر ندارد .

و در کل همه مانده ایم و وامانده .

نه کسی از کرمولی خبر داد و نه از مادر مردی .نه قاشی و نه سینی .

نه بویی و نه تعارفی

از قرار معلوم کشاورزی نیز هوتو تو

راستی از صندلی های دروازه چه خبر ؟

سایه نشینان موتوری انبار آرامستان در چه حالیند .تخمه برای پوست کندن دارند ؟

اذان مسجد آدینه را پس از آن یار چه کسی می گوید ؟

بساط سور و سات و عروسی بر پاست ؟

گاو مش حسن شیری دارد یا آن گم زبونی هم از بی علفی مقوا می خورد ؟

از شاهراه مواصلاتی .پروژه های عمرانی چه خبر ؟

ساختمان آتش نشانی دیوار دار شد ؟

حال و هوای درختهای پارک در چه روزی است ؟

هنوز شیرهایش رقص دارند یا آنان نیز در خمودی به سر می برند .

از جمعه بازار چه خبر ؟

از هاپپر مارکتها چه خبر ؟شعبه بانک پول دارد ؟

زورخانه به کجا رسید .انرژی های ذخیره شده تخلیه شدند ؟

طراح مقبره شهدای گمنام کیست ؟

کتابخانه کتاب و کتاب خوان دارد ؟

جلسات مشاوره ازدواج جوانان پا بر جاست .صندلی خالی برای سالخوردگان دارد ؟غضنفر ما نیز می تواند در این جلسات شرکت کند ؟

شاید آخر عمری خدا را چه دیدی بختش باز شد .

آخ که چقدر سوال دارم انگار سالیان سال است که از خانه دورم.

و اینها نتیجه آن است که مدیریت سایت جو سایت را یکسویه کرده و یادش رفته هر از گاهی بگوید سیب یا هلو.

اگرسیب و هلو تو شهر نیست کرمولی که هست یک نفر یک عکس سلفی بگیره تا نوستالژی ما نیز تداعی بشه .

چهار تا عکس از این سالخورده ها که تا چشم به هم بزنی خدای نکرده حسرت دیدارشان بر دلمان خواهد نشست .

که هر چه داریم از آنهاست .نسل جدید را بگذارید داخل صدف مجازی خود باشند .

چهار تا شعر ناب .دو تا غزل عشقولانه .چند سطر نثر زیبا .شش تا کلمه عشقولانه .

چقدر اخم .چقدر ……

معرفی چند تا کتاب قابل خواندن که سی صنار معلومات آدم را بالا ببره .

با شمایم مدیریت محترم سایت .دکتر .پروفسور .بخند .بگو هلو

دیر بجنبی این شش تا خواننده نیز هوتو تو

نگو حاج حسین نگفت .اتمام حجت نکرد .دنیای مجازی موبایل دنیای عجیبی است

از قافله اگر عقب افتادیم چهار نعل نیز بتازیم عقبیم .

ما گفتیم .با شهامت نیز گفتیم .بی پروا نیز نوشتیم و عذرخواهی نیز کرده و می کنیم و خواهیم کرد .

اما خدایی یکبار دگر بگو سیب

نخواستی و نمی تونی بگو هلو

باز کن سگرمه ها را .

زندگی نیاز به خنده دارد و شاد بودن

درست است که روزمرگی و معاش زمانی برایمان نگذاشته است اما بیایید قدر همین چند لحظه را بدانیم .

هیچکس چند ثانیه بعدش را خبر دار نیست .

دم را غنیمت شمریم .دکتر . مهندس .فرهیخته .اخوی .همشیره .دور از وطن .داخل وطن .

بخند تا دنیا بر تو بخندد

که دنیا، بهشت خنده رو هاست

یا علی

التماس کن تا دعات کنیم ……………………………………..

همچنین ببینید

تشکر

با تشکر از آقاى حمیدرضا پوربافرانى که به بنده لطف فراواون دارند واز فعالیت هنری …

یک دیدگاه

  1. سلام خدمت استاد فروزان بزرگوار، ممنون از متن زیباتون، لطف شما همیشه شامل حال این حقیر بوده است… بنده در حد توانم سعی نمودم فضای سایت را در حد تعادل حفظ کنم. مطالب هم از حوزه های مختلف سعی شد بر روی سایت قرار گیرد از جلسات عید و نمایشگاه و تصاویر قدیم و … ولی شریک می طللبد، خدا را شکر الان سایت مخاطبین خوبی و همراهی دارد که مایه دلگرمی هستند. ان شاالله نویسندگان و دوستان عزیز بیشتر فعال شوند و مطالب متنوعی را شاهد باشیم. متاسفانه جو زده ی فضای مجازی شده ایم و با سر انداختندمان داخلش… در شبکه تلگرام با این مشکل روبرو هستیم و بارها و بارها گفته شد و نوشته شد که خود بنویسید… شرایط نسبت به روزهای نخستین بهتر است ولی زمان می برد… شاید.
    ان شاالله دوستان بافران خبرهای خوش و شادی از بافران را مخابره کنند…
    بعدا نوشت: من عذرخواهی می کنم، بدلیل مشکلی که در سایت بوجود آمد مجبور شدم برای این نوشته تصویر قرار دهم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.