معماری

یاصاحب الزمان (عج)

آسمان بیدار کرد از خواب خوش خورشید را

عشق زد بر گردنش یک رشته مروارید را

عطر نرگس ها وزید و باز باران خنده کرد

مست کرد از گوشه ی هر نغمه اش ناهید را

باد بر گیسوی باغ انتظارش شانه زد

تا به رقص انداخت موجش شاخه های بید را

ماه پشت پرده بالا زد حجاب ابر را

تا زمین بهتر ببیند آنچه می تابید را

چند قرن است این غزل ها از بیانت عاجزند

واژه ها وا کرده اند اینجا لب تمجید را

ای یقین محض هرکه پشت در جامانده است

می رسد روزی که می کوبد در امید را

آه! وقتی لحظه ی تحویل دل ها باشی و…

با اذان خود گواراتر کنی این عید را

من کلاس اول شعرم اجازه یک سوال

می زنی بر دفترم با مهر خود تایید را؟

همچنین ببینید

محرم در بافران

بوی نسیم حزن و ماتم از سرزمین بلای نینوا به مشام می رسد و دل …

۳ دیدگاه

  1. با سلام
    آقای عرب بافرانی مطالبتان بسیار زیبا و پرمحتوا و دلنشین هستند اما بهتر هست بگویید زاده با فرانم و تربیتم در قم متجلی و شکوفا شد.

    موفق باشید.

    • سلام خدمت دوست عزیز ناشناس از این که مطالب بنده را تایید می کنید سپاس گزارم در رابطه با عنوان معرفی خود نیز شاید حق با شما باشد به دیدیه منت تغییرات لحاظ میگردد.

      • با سلام و عرض ادب به محضر شما بزرگوار
        امیدوارم همیشه موفق ودر کمال صحت باشید و زبانتان گویای احوال قلبیتان در بیان اعتقادات راسختان باشد.انتقاد پذیری شما نشان از جلال و منش شما در تجلی این تربیت داشته است.
        بلند همت باشید و کلام گرمتان پویا وجاری باشد انشاالله
        هموطن ایرانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.