معماری

وخدا زن را آفرید

روزها ازپی هم آمدورفت چه روزهاکه گذشت وچه خورشیدهاکه غروب کردوخلاصه روزی ازروزها به یمن ولادت بانوی دوعالم ، زهرای مرضیه، یاس خوشبوی نبی روزی بنام روززن خلق شدوهم اینک موضوع اینکه :
وخدا زن را آفرید ابتدانه به صورت طنزبلکه بصورت حقیقتی جاودانه وسپس چند خطی طنز
سخن ازموجودی است بنام زن آن هم ازجنس زنان غیوردیارمان که عمری با مشکلات دست وپنجه نرم کردند چه سختیها که نکشیدندوگاه وبی گاه گوئی تمام تکیه گاه هایشان باخاک یکسان شد. بارها زمین خوردند وبازایستادند
سخن ازموجودی است که بارها وبارها ازخودگذشته ودرخودمحوشدوتمام وجودش راوقف سجودبردردانه اش کردوتمام هستی اش رابدست نسیان سپردبه جرم اینکه اوزن یا مادرشده
بارهاوبارها ازخستگی به زانودرآمدوبازدردایره وجودش به سختی ایستاد.
گاه ازفرط خستگی تادوقدمی مرگ گذرکرده اما عشق درونش اوراجانی دوباره بخشیده تا روزی سپاس که نه شایدتمسخرنیزهمراهش شود.
حکایت اوحکایت بودن ونبودن است. بودنی که هست، باید باشد،تامن وتوراقامتی رعنا بخشدونبودنی که تمام آروزهایش رانادیده انگارد.داستانی که آغازش بودن من وتوست وپایانش قطره قطره ذوب شدن وجودش. من وتورشدکردیم بزرگ شدیم اما به چه قیمتی
به قیمت افزونی چین وچروک دستان وناهمواری پیشانیش
به قیمت کم سوشدن چشمان دریائیش
به قیمت مکدرشدن قلب مهربانش
به قیمت چشیدن تمام تجربه های تلخ برای اووتمام لحظه های خوش برای من وتو
به قیمت روزهای سخت وطاقت فرسا وثانیه های پر تلاطم برای اوولحظه های شیرین برای من وتو
به قیمت سکوت وسکون برای اوو رشدوتعالی برای من وتو
وخدا زن راآفریدتاکوله باری ازناگفتنی هایش رادرخودببلعدتا فرزندش در مسیری نورانی قدم زد پیش رودوپیش رودواودرعمق فراموشیها سکنی گزیندوشاید در روزی بنام روز زن ویا مادرگوشه چشمی ، تبسمی شاید…………
سکوت می طلبد این واژه ناب
زن ، مادر
قلمم بشکن این سکوت عرفانی را
بگذر ازکوچه خاطره ها
لمس کن آن بوی خوش هستی را
تاروپود اسارت راببر
رهایش کن
فاش کن آن سرّ درونش را وبه همگان بگو
زن فرشته ایی است که بال پروازش را بریده وزمین گذاشته تامن وتورا پرورش دهد
عجیب موجودی است پرنده ایی بی بال که تقلاّ وتلاشش پروازمن وتوست
واژه ها چنگ بزنید بشکنیداین قفس را
قلمها بنویسیدبازکنیداین بغض گره خورده درگلویش را
این بغضها حاصل لحظه های سردرگمی ونگرانیهای توست، حاصل خواب وبیداریهای اوست
هجوم ناجوانمردانه غصه هاست
حاصل مرواریدچشمان آبی اوست که بارورابرهای تیره وتارآسمان زندگی من وتوست
مبادافراموش کنی که اوسقوط کردتاتوبه صعودبرسی
امروزتمام واژه هارا به اسارت گرفتم وقلم حیران وسرگردان من است . جملات درحوالی انگشتانم پرسه می زنندتاشایدگوشه ایی ازمقام زن ومادررا توصیف کنم
پرنده خیال درناکجااباد به پروازدرآمده امّاچه کنم توصیفش درمقام لایقش ناممکن گشته
انگارقرنهاست همه اورامی شناسندمن وتونیزاورامی شناسی اما زبان لال گشته
آری اورامی شناسم، می ستایم وبه خاطرکاستیها وناتوانیهای ذهن سرگشته ام ازاوپوزش بسیارمی طلبم
واما واژه مادر
می ستایمش، آرامشم می دهد، استوارم دارد، دردهایم راتسکینی دوباره است وروانم رامی رویاند
آری گرمای وجودش هوش وحواسم رابرده وآخرین جمله اینکه مادرم بعدازخدا می ستایمت وزحمات بی دریغت راهرگزفراموش نخواهم کرد .بی تومن هیچم مادرودیگرهیچ
ف- امامی – بهار۱۳۹۴
شادی روح تمامی شیرزنان و مادرانی که جایشان دربهاران زیبا خالیست صلوات محمدی

واما پاسخ طنز آقای فروزان به نقل از بعضی ها جهت لبخند
– خدا نگران بود که آدم در باغ عدن گم بشه چون اهل پرسیدن آدرس نبود.
۲ -خدا میدونست یه روزی آدم نیاز داره یک کسی کنترل تلویزیون رو بهش بده.
۳ -خدا میدونست که آدم هیچ وقت خودش وقت دکتر نمیگیره!
۴ – خدا میدونست اگه برگ انجیر آدم تموم بشه، هیچ وقت خودش برای خودش یکی دیگه نمیخره. …
۵- خدا میدونست که آدم یادش میره آشغالا رو بیرون ببره
۶- خدا می دونست ادم ،آدم بشو نیست
۷- خدا میدونست که مانند یک باغبون ، آدم برای پیدا کردن ابزارهاش نیاز به کمک داره
۸- خدا میدونست که آدم به کسی برای مقصر دونستش برای موضوع سیب یا هر چیز دیگری نیاز داره
۹- خدا به آدم نگاه کرد و گفت : من بهتر از این هم می تونم خلق کنم….
واما
اﮔﻪ ﺑﻬﺘﻮﻥ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻣﯿﺪﻩ ﺑﺮﺍﺵ ﭼﺎﯼ ﺩﻡ ﮐﻨﯿﺪ،ﭼﻮﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺧﺴﺘﮕﯿﺶ ﺩﺭ ﺑﺮﻩ ﺗﺎﺑﺘﻮﻧﻪ ﺧﻮﺏ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﺎﺗﻮﻥ ﮔﻮﺵ ﺑﺪﻩ .
ﺍﮔﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﭘﺨﺘﺘﻮﻥ ﺍﯾﺮﺍﺩ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ،ﭼﻮﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﺛﺎﺑﺖ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻃﻌﻢ ﻏﺬﺍﻫﺎﯼ ﺧﻮﺷﻤﺰﺗﻮﻥ ﻫﻨﻮﺯ ﺯﯾﺮ ﺩﻧﺪﻭﻧﺸﻪ.
ﺍﮔﻪ ﺷﺒﻬﺎ ﺧﺮﻭﭘﻒ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻭ ﺧﻮﺍﺑﺘﻮﻥ ﻧﻤﯿﺒﺮﻩ،ﭼﻮﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﺛﺎﺑﺖ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﺭﯾﻠﮑﺲ ﺗﺮﯾﻦ ﻣﺮﺩﻩ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ .
ﺍﮔﻪ ﺭﻭﺯ ﺗﻮﻟﺪﺗﻮﻥ ﯾﺎﺩﺵ ﻣﯿﺮﻩ ﺑﺮﺍﺗﻮﻥ ﻫﺪﯾﻪ ﺑﺨﺮﻩ،ﭼﻮﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﻭﺍﺳﻪ ﺁﯾﻨﺪه ﺗﻮﻥ ﭘﻮﻝ ﭘﺲ ﺍﻧﺪﺍﺯ ﻣﯿﮑﻨﻪ .
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ،ﭼﻮﻥ ﭼﺎﺭﻩ ﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯼ ﺟﺰ ﺍﯾﻦ ﻧﺪﺍﺭﯾﺪ
همیشه ایام شادوپیروز وسربلندباشید

همچنین ببینید

قلعه رستم نشانگر دور اندیشی مردمان بافران قدیم

وجود هسته اولیه بافران در حوالی قلعه رستم است/ خبرگزاری شبستان: قلعه رستم قلعه ای …