معماری

روز مهندس بر همه مهندسین دیارم مبارک باد

 

سلام به مش غلام و اصحاب آبدارخانه بافران دیلی و همه بر وبچ های مهندس دور وبر آن و سلام بر همه مهندسین در همه رشته ها و خصوصا آقام و بچه ها ی مهندسش آنهم هر سه عمران.

عشق می کنید و حال که حداقل یک روز در تاریخ این مرز و بوم به نام شماست و خدا رحمت کند خواجه نصیر را که این روز را به شما ارزانی داشت .

آقام نقل قول می کند که :

شکوفایی تمدن بشر،برآیند ایده های مهندسین تلاشگر است .

و درقدیم مهندس به شخصی اطلاق می شد که به علم هندسه آگاهی کامل داشت .

اما متاسفانه حالا هر کس کارفرماست برادران افغانی به وی مهندس می گویند از بقال سر کوچه

تا آقای سرمایه دار و دکتر عمومی ولیسانش علوم …و مدیریت بحران و…..همه مهندسند

و عشق می کنند که مردم به آنها مهندس می گویند .خوب نوش جانشان و گوارای وجودشان .وقتی واحد برره بالا و برره پایین هم مدرک مهندسی بدهد جز این انتظار نیست.

وقتی سرمایه گذاری در امر مسکن و ساخت وساز اینگونه باشد دیگر چه توقعی می شود داشت.

وقتی نو کیسه ای که یک دویست متری کلنگیش دو میلیارد قیمت پیدا کرده چرا به فکر آن نباشد که تخریبش کند و تبدیلش به حداقل چهار میلیارد نکند .

تخصص هم که لازم نیست .برادران افاغنه خودشان همه کارها را می کنند و جناب سرمایه دار با موبایلش و سانتافه اش حال می کند و چرا نکند .

۱۲۰ تا ۱۳۰ واحد پاس بکنی .خدا می داندو دلت و شبهای امتحان و گیر سه پیچ های استادها و نمره های ده ناپلئونی و آنهم شانس بیاری و نیفتی و نمی دانم آزمایشگاه و واحدهای عملی و نظری و کار آموزی و دو سال سربازی و آنوقت شانس بیاری و کاری گیرت بیاد و به چشم یک مهندس صفر کیلومتر نگاهت بکند جناب کارفرمای گل و…..صد جور ادا و اطوار بر سرت

یک وقت بیدار می شوی که برای چی درس بخوانم .درس خواندن من چه فایده ای دارد.گیری که من نوعی می دهم و حق هم می باشد می بینی با گوشه یک چیز سبز رنگ نقش بر آب می شود و….اینه که گاهی وقتها می گویی ای کاش مهندس نبودم .

اما از قدیم مش غلام گفته اند درس بخون تا آدم بشوی هر چند که به قول اون بنده خدای همشهری آقا

….روی صندلی گذاشته شد دیگه کار کن نیست اما همه اینگونه نیستند

اما نمی دانم در این گیر ودار چرا من و مش غلام از قافله عقب افتادیم و مهندس نشدیم .من رفتم واحدهای آبدارخانه را داخل نهضت پاس کردم و مش غلام تا فوقش هم پیشرفت کرد اما دریغ از یک نفر که بمون بگه مهندس . خوب نگه .ما که کمبود نداریم .کیش شخصیت نداریم .

نمی دانم مش غلام برای آقات برای روز مهندس هدیه ای گرفتی یا نه .اما جات خالی ما طی یک تشریفات خاص با توجه به اینکه چند روز است تلفن خانه امان قطع و اینترنت هم نداریم و به قولی” آقا بچه کوچکش را ندارد” و دارد دیوانه می شود .تصمیم گرفتیم هر چه زودتر اینترنت خانه را فعال کنیم که این بزرگترین هدیه به آقا بود.

می بینی روزگار و وضع ما را

داشت یادم می رفت من که هیچی .از من با این سن و سال گذشته اما ترا به خدا تو که جوانتری و با انرژی تر برو تو برره بالا و یا پایین یا تو بنوید بالا یا پایین و یا نمی دانم واحد هندچو و یک مدرک مهندسی بگیر تا اقلا روزت را تو پنج اسفند تبریک بگوییم .

اما در گوشی یک چیزایی بهت بگم مش غلام

خواننده ها لطفا منبعد آن را نخوانند .

اینا داشتم می گفتم مش غلام که صرف داشتن یک مدرک مهندسی مشکل حل نخواهد شد .

خدایی اگر دفترچه های قسط بانکی آقام را می دیدی و بدهکاری آخر برجش و تلفن از بانکها که قسط شما دیر شده و دیر کرد ۲۵درصد می خورد و …هر گز دلت نمی خواست مهندس شوی .

اگه می دیدی بچه های با استعداد مدرک به دست دنبال و جویای کار را، هر گز مهندس نمی شدی اگه می دونستی که مدرک داشته باشی اما پول نداشته باشی نه زن بهت می دند و نه تحویلت می گیرند ونه …..اصلا دانشگاه نمی رفتی .

شب عیدی .کی مردش هست که سور سات عید را مهیا کند .با این گرونی این بنده خدا آقای ما فکر رفتن بازار را هم از سرش در کرده .همینکه بتونه دو کیلو سیب خاکی و پیاز برای آبدارخانه بخره هنر کرده .بنده خدا دلش خوشه که مهندسه

بنده خدا حالا دارم می فهمم که چرا این شعر را مرتب زیر لب زمزمه می کند

شکسته بالتر از من میان مرغان نیست

دلم خوش است که نامم کبوتر حرم است .

دلوم بیفته برای آقایم و برای دل آقایم .

آخ امان از دل آقام .فغان از دل آقام

دل هیچ کافر و هیچ بت پیرستی

نبو سون دل وی پی بی مه

هر سال شب عیدی چندر غاز می داد به ما که رخت و لباسی بخریم و نو ونوار شویم .اما امسال خدایی خودم هم روم نمیشه ازش بگیرم .

هر چند که می دانم که آنقدر بزرگوار است که اگر باید از خودش و زن بچه اش هم بزند نمی گذارد من کمبودی داشته باشم ولی خدایی سزاوار نیست .

بگذریم هر چند که تو یخچال آبدارخانه ما ، هوا از یک طرف می یاد و از طرف دیگر شومال در می رود اما چه می شود کرد.

چندر غازی پس انداز کرده بودم گفتم برم شب عیدی به دور از چشم آقا صد گرمی پسته و گردو و کشمش و نخودچی بخرم و قاطی کنم و کادو بدم به آقا برای روز مهندس .

اما وقتی قیمتها را دیدم برق سه فاز ازم پرید

پسته کیلویی …..

گردو کیلویی …..

عطایش را به لقایش بخشیدم .بازم بچسبم به نبات یزدی و حداقل یک دیشلمه نبات دار هدیه بهش بدهم تا فشار خونش بالا برود و به قول مش غلام شکر خونش .

اما تو مش غلام

بچسب به آبدارخانه و آقات که حداقل تو اون کویر یک آش جو و شلغم تو این اوضاع بهت می دهد

آره منهم همین کار را باید بکنم .

پس زنده باد آبدارخانه و بر قرار باد آقای همه آبدارخانه ها

و سلام بر همه مهندسین وابسته به آبدارخانه ها

مجددا روز مهندس بر همه مهندسین پول دار و بی پول و مدرک دار و بدون مدرک و نظام مهندسی دار و ندار و با انصاف و بی انصاف و کاری و زیر کار در رو و برو بچه ایی که وضع مالی خوبی دارند و هوس مهندس شدن دارند و به قولی امکاناتی که به قول همسایه قدیمی خانه پدری آقا (نو از لا نو اکی شند= نان از وسط نانها می کشند ) و معلوم نیست چه بر سر این تمدن بیاورند و برای همه مهندسین همه رشته ها مبارک باد .

که خدایی اگر این خواجه نصیر طوسی نبود و اصلا این طوس نبود و پدر و مادر خواجه نصیر و نمی دانم اسفند و روز پنجم اسفند، چه می شد؟

و به قول گفتنی چه شود .

همچنین ببینید

قلعه رستم نشانگر دور اندیشی مردمان بافران قدیم

وجود هسته اولیه بافران در حوالی قلعه رستم است/ خبرگزاری شبستان: قلعه رستم قلعه ای …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.