معماری

پیشنهاد بدون خرج ۱- نان بافران

با نام خدا

قبلا هم قول داده بودم مجموعه پیشنهادات بدون خرجی را ارائه دهیم که شورای شهر و شهرداری و سایر متولیان امر با یک هزینه بسیار اندک می توانند در آنها سرمایه گذاری کنند. البته این جنس پیشنهادات، سرمایه مالی زیادی نیاز نداشته و بیشتر نیروی انسانی می خواهد.

یکی از این پیشنهادات، فعالسازی حوزه نان سنتی در شهر بافران است. همانگونه که مستحضر هستید اگر همین الان آمار و ارقامی از حجم و میزان نان خروجی از بافران و نایین به سایر شهرها و یا نان سنتی تولیدی در خود بافران استخراج شود عدد بسیار بزرگی به دست خواهد آمد.

مسئله نان، حوزه ای است که نه تنها در شهر نایین بلکه در کشور هم رقیب ندارد. عزیزانی که در کلانشهر ها زندگی می کنند حتما دیده اند اخیرا در سوپری ها و مغازه های مواد غذایی، انواع نان های سنتی مناطق مختلف کشور به صورت صنعتی به فروش می رسد.

مقصود حقیر از این پیشنهاد اصلا صنعتی کردن چنین کاری نبود، بلکه صرفا ایجاد و تبلیغ برند نان بافران، فعالسازی خانواده ها و توجیه فروشگاه های نایین و چند شهر اطراف مثل اصفهان و یزد و تهران، برای استفاده از نان و تکمیل زنجیره ارزش این حوزه بود.

قطعا سودآوری این حوزه خیلی زیاد و خاص نیست، ولیکن یکی از حوزه های قابل سرمایه گذاری است که از یک سو باعث ایجاد برند در کسب و کار جدید شهر شده، از سوی دیگر به کسب و کار خانواده کمک می کند و از دیگر سو افق روشنی هم در پیش رو دارد. هیچ سرمایه خاصی هم نیاز ندارد.

index

لذا گام های عملیاتی پیشنهاد حقیر به شکل ذیل تقدیم می گردد:

۱- شناسایی ۲۰ تولید کننده (یا فرد دارای پتانسیل) تولید نان سنتی در شهر بافران (از بین زنان یا مردان)

۲- شناسایی ۱۰ مغازه فروشگاهی در شهر نایین، حداقل ۱۰ مغازه در سه شهر اصفهان، یزد و تهران

۳- شناسایی کانال توزیع مناسب (نایین، اصفهان و یزد) از طریق بافرانی های مقیم (اصلا پیچیده نیست و کار بسیار ساده ای است)

۴- برگزاری جلسه توجیهی برای تولیدکنندگان (یک نصف روز) و آموزش ایشان برای بالا بردن کیفیت نان، و نیز برای تولید متناسب نان مورد نیاز به صورت روزانه

۵- تبلیغات گسترده در سطح شهرستان و سه شهر گفته شده (در حد فروشگاه های مربوطه) با یک برند تجاری غیر رسمی (مثلا نان بافران، یا نان فلان بافران)

شاید تمام فرآیند فوق (اگر نیروی انسانی را کنار بگذاریم) ۲۰۰ هزارتومان آن هم برای مورد ۵ ( تبلیغات سطح شهرستان و …) هزینه داشته باشد.

 

شکی نیست این طرح بایستی گام به گام و بدون انتظار رشد یک شبه اتفاق بیفتد. به راحتی با این طرح می توان به احیای یکی از کسب و کارهای خانگی قدیم شهر همت گماشت. یک احیای مدرن.

نمونه های موفق مشابه این طرح عبارتند از:

– تولید دوغ کفیر در سطح کشور

– تولید گز خرمایی در سطح کشور (گز در انواع جدید)

– تولید نان های سنتی جدید در سطح کشور

و … که همه و همه تجربیات موفق این حوزه می باشند.

ومن الله التوفیق

 

همچنین ببینید

با انفجار فضای مجازی مواجهیم

کارشناس فضای مجازی گفت:بر اساس پژوهش های علمی در افق ۵ تا ۱۰ سال آینده …

۶ دیدگاه

  1. جناب آقای محمد رضا خان
    از اینکه افکارتان در راه ارتقای وطنتان می تپد سپاس بیکران اینجانب را پذیرا باشید.
    در پیرو موضوعات مطرح گردیده پیشنهاد می گردد تا شورای اسلامی و شهردار و اهالی محترم در فرصت باقیمانده تا عید و مسافرت های مردم جلساتی ترتیب و با ایجاد نمایشگاه صنایع دستی و عرضه محصولات طبیعی مقدمات ایده های بدون خرج را محقق فرمایند.
    همچنین ماهنامه سیمای بافران به همت دبیر و نویسندگان محترم به صورت رایگان با مطالب زیبا و محترم در خصوص بافران و فرهنگ و محصولات و… و شهرداری با توزیع بسته های فرهنگی تبلیغی و اجرای مراسمات محلی و برگزاری بازی های قدیمی و محلی و ایجاد پایگاه سیار دریافت عوارض خودرو با تخفیفات ویژه شرایط بهره برداری از نوروز جهت درآمد زایی و شناخت محصولات و تبلیغ رایگان و سراسری را فراهم نمایند .

    • سلام
      ممنون بابت ابراز محبت شما
      حقیر خیلی فکر کردم، دیدم بسیاری از ماها همیشه از نبودن پول می نالیم، در حالیه خیلی از کارها اصلا نیازی به پول ندارد، بعنوان نمونه مواردی که شما مثال زدید خیلی عالی است اصلا پول نمی خواهد، فقط مسئولین کمی به آنها اولویت دهند انشاالله انجام می شود 🙂
      مواردی که فرمودید را انشاءالله در مطالب بعدی ایده های بدون خرج منتشر می کنم کمی تفضیلی تر

  2. سلام:پیشنهاد اشتغال کم هزینه وبدون هزینه ای که مطرح کرده اید بسیار خوب است البته چندسالی است که بعضی از خانواده این کار را انجام می دهند مخصوصا در زمینه خشکه پزی تولیدات به تهران وقم هم می رسد.اما یک مشکل ساختاری وجود دارد که در بدو کار باید اصلاح شود وان این هست که جوانان منطقه مابیشتر به کلاس کار فکر می کنند تا درامد کار ،من به شما وهمه دوستان که دغدغه ای در این زمینه دارند توصیه می کنم برای یکبار هم که شده وقتی به بافران می ایید یک سری هم به اردکان بزنید واز کارگاه های کوچک تولیدی بازدید کنید من رفتم وبا جوانی که کارگاه تولید نقل داشت صحبت کردم سرمایه خوبی دست وپا کرده بود از خواستم تا این امکان را در نایین هم ایجاد کند او می گفت فرق نایین با اردکان این هست که شما نایینی ها به کلاس کار فکر می کنید اما ما به درامد کار فکر می کنیم.ایشان میگفت اگر شما امکان تولید حلوا ارده راهم داشته باشید عرضه فروختن ان راندارید چون خجالت می کشید تبلیغ کنید اما در اردکان پزشک متخصص داریم که در کنار کارش تولیدی حلوا ارده دارد.بالاخره ما باید از این کلاس کاذب عبور کنیم من به دوستان می گویم در سایت بافران مطلب بنویسید می گویند ما وقت نداریم ما بیکار نیستیم خوب این ها کلاس کاذب است خروجی کلاسهای کاذب هم شخصیت کاذب است.خروجی ان بیکاری جوانان است ماباید از این مرحله عبور کنیم.

    • سلام
      الحق که راست می گویید، متاسفانه درد کلاس گذاشتن بیداد می کنه، بنده هم مثل دیگران جوانم و سرم قطعا باد کلاس گذاشتن دارد
      ولیکن بعضا رفتارهایی از بعضی بزرگان می بینم که درس میشود
      هفته گذشته جلسه ای بودیم خدمت یکی از مسئولین سابق و اسبق، سن ایشان ۳ برابر سن بنده و تجربه و سواد ایشان هم همینطور، ولی چنان متواضعانه برخورد می کردند، چنان خودشان را کوچک می کردند، یک جاهایی آدم شرمنده می شد
      مثلا ایشان با آن جایگاه خودشان کمک نیروهای خدماتیشان از ما پذیرایی می کردند
      رفتار ایشان بسیار خاضعانه بود
      ما با دیدن امثال اینها تازه می فهمیم خودمان پر از نخوت و غرور هستیم متاسفانه (خودم را عرض می کنم جسارت نباشد)

      و مسئله دیگر هم اینکه به نظرم مشکل اینکه برخی جوانان سمت کارهای دیگر نمی روند، یک بخش آن کلاس است، بخشی از آن هم این است که جوانان اصلا نمی دانند از کجا شروع کنند و به کجا ختم کنند
      اتفاقا یکی از ایده هایی که داشتم و می خواستم بنویسم این بود که مسئولین یا بزرگتر ها، ۱۰ طرح کوچک اشتغال را بنویسند، از صفر تا صد طرحنامه کنند و بدهند دست عموم جوانان، این کار باعث می شود جوان هم بداند از کجا شروع کند و به کجا ختم کند
      به نظرم ندانستن هم عامل مزیدی است بر این مسئله

  3. تولید نقل درسته محمدرضا اصلاح بفرمایید.

  4. رضا خسروی نیا

    سلام:من خیلی فکر کردم می بینم این کلاس گذاشتنها ضمن این که خیلی هزینه دارد مانع بسیازی از کارهای دیگر هم می شود (زیر بارند درختان که تعلق دارند ای خوشا سرو که از بار غم ازاد امد.)من یک روز که میام تهران،یک هفته مریضم.سه تا خصوصیت توشهر تهرانه که از خصوصیت جهنمه۱٫شلوغی۲٫سروصدا۳٫دود.پیش خودم فکر کردم ازاین چندملیون جمعیتی که توتهرانه شاید دوملیونش ضرورت داشته باشه توتهران زندگی کنن ولی خیلیاشون ضرورت نداره این کثیفی هوا واین شلوغی وسروصدارا تحمل کنند.هیچ دلیلی برای بازنشسته هایی که میان توپارکها میشینن پیدانکردم.برای خیلیهای دیگه محیط شهرستان بهتر مناسب تر وسالم تره،بایکی از دوستام در تهران صحبت میکردم گفتم برا چی این همه ادم جمع شدن توتهرون به این شلوغی،یه کم فکر کرد وگفت به خاطر کلاسش.خوب این هم یک نوع کلاسه.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.