معماری

وحدت… گمشده ما؟

این یادداشت بیش از آنکه یک متن رسمی باشد یک درددل برادرانه است. آنچه در این متن می آید به معنای آن نیست که ما در مقایسه با سایر شهرها و نقاط دیگر، ضعیف هستیم یا این معضل ویژه ما است، بلکه به نظر حقیر در این موضوع، وضعیت ما خیلی بهتر و بیشتر از سایر شهرها است ولیکن با این حال بین وضعیت کنونی ما و وضعیت مطلوب و چیزی که باید باشد فاصله بسیار است.

چندی پیش تاملی می کردم در باب وضعیت بافرانمان، و وضعیت رشد آن و افراد و نیروهایی که در آن تلاش می کنند. یک حساب سر انگشتی کردم، دیدم آنچه که ما و شما و همه بافرانیان، به عنوان یک چشم انداز مطلوب بافران در ده سال و بیست سال آینده در ذهن می پرورانیم، نیاز به زحمت و کار بسیار فراوان دارد. آنچه که ما به دنبال آنیم، نیازمند نیروی انسانی و سرمایه مالی و صرف زمان بسیار است.

دقت بفرمایید:

سرمایه

نیروی انسانی

زمان

 حال ما چه داریم؟ باز هم یک حساب سرانگشتی دیگر بکنید، تا ببینید همه آنچه ما داریم، صرفا معدودی نیروی انسانی فعال (و خیل عظیم نیروی انسانی منفعل)، معدودی سرمایه قابل گردش در این حوزه (و حجم زیادی سرمایه بالقوه) است. در حقیقت آنچه ما به عنوان بخش فعال (زمان، نیروی انسانی و سرمایه فعال) در اختیار داریم، بسیار کم، محدود و اندک است. به زبان ساده تر، معدود و انگشت شمار هستند افرادی که حاضر باشند، وقتشان، عمرشان، تلاششان، سرمایه شان و زندگیشان را در راه تعالی جامعه صرف کنند. در بافران هم اگرچه شاید این تعداد بیشتر از سایر جاها باشد، ولی در کل کم است.

 تا اینجای داستان، وضعیت دشوار، پیچیده و کلاف سردرگم موضوع توسعه شهر بافران را دیدید.

حال موضوع دیگر مطرح می شود؛ موضوعی که کار را بسیار خراب تر می کند و هدف اصلی نوشته حقیر نیز همین است:

این توان محدود و اندک ما، تنها در حالتی می تواند چرخ توسعه شهر را به حرکت در آورد که وحدت، همگرایی، هم افزایی، حرکت به سمت آینده مشترک و واحد سرمشق و سرلوحه کارمان قرار گیرد. در این صورت است که این نیروی اندک خواهد توانست حرکتی عظیم ایجاد کند.

ولی …

اوضاع امروز ما (همانند بسیاری از نقاط دیگر ) در این خصوص وضعی اسفناک است؛ هرچند شاید از متوسط سایر نقاط بیشتر و بهتر باشد، هرچند شاید وحدت ما بافرانی ها زبانزد عام و خاص باشد. هرچند شاید تیم فوتبال و فوتسال ما وحدت باشد. و هرچند واقعا وحدتمان از دیگران بیشتر باشد. ولی اصلا کافی نیست. متاسفانه بخش عظیمی (اگر نگویم تمام) از نیرو، توان، زمان و انرژی ما صرف مواجهه با یکدیگر، تقابل، تضادها، مقابله ها و … می گردد. متاسفانه ما نمی توانیم با هم و برای هم و به سمت مسیر مشترک کار کنیم.

نمی دانم مشکل کجاست؟ ولی می دانم وضعیت امروز وحشتناک است. واقعا چرا عادت کرده ایم فرض اولمان در کارها، کم کردن روی دیگران باشد؟ چرا وقتی صحبت می شود می گوییم آقای الف با آقای ب خوب نیست، آقای جیم هم خطش را از آقای ب جدا کرده، آقای دال هم با آقای الف در حد کشت دشمن هستند.

به زبان ساده، ما کلا شاید بیست یا سی نفر نیروی توانمند، فعال و به دردبخور اجرایی در شهر بافران داریم که دلسوزانه کار می کنند. همین بیست سی نفر، به جای آنکه یک تیم متحد و همگرا باشند، سی تیم هستند. هر کس بر طبل خود می کوبد.

چرا بسیاری از این بیست نفر به جای وحدت و کمک به رشد شهر، مسیر را در جهت تضاد وسرکوب یکدیگر می چینند؟ ( استثناها جدا هستند)

چرا اصلا حواسمان به فرصتهایی که از دست می روند نیست؟ چرا حواسمان نیست که چه هزینه ها و زمان ها و نیروهایی صرف این بحثهای بیهوده می شود؟

چرا … ؟

واقعا چرا ما برای رشد بافران، به چشم انداز بافران، به اهداف نمی اندیشیم؟ چرا به دنبال تعالی نیستیم؟ (البته نه اینکه نباشیم) هستیم، ولی بیش از آن، به دنبال بحث و جدل و رو کم کردن و کار مقابل دیگری ساختن هستیم.

در مجموع و در نهایت، حقیر احساس می کنم ما از وحدت؛ تنها شعارش را داریم و تیمش را.

شاید دیگر هیچ چیزی به نام وحدت وجود ندارد. ولی در کل وضعمان اصلا خوب نیست. شده ایم قصه آنها که می گویند اگر یک نفر باشند خوب کار می کنند، اگر دو نفر باشند بحث و جدل می کنند و اگر سه نفر بشنوند منشعب می شوند و دو دسته می گردند.

این مطلب، نه مقدمه داشت، نه موخره، آن را در حد یک درددل انتقادی یک برادر کوچکتر بخوانید. صحبتهای حقیر ناظر بر هیچ فرد و شخص و گروهی نیست، بهانه ای هم نداشته است، بی بهانه دو کلمه حرف دل زدم.

و من الله التوفیق

همچنین ببینید

گزارش تصویری از شب هفتم ماه محرم

مراسم شب هفتم ماه محرم با حضور امام جمعه شهرستان نایین حجت الاسلام سجادی و …

۵ دیدگاه

  1. سلام:نوشته ات خوب بود، صادقانه وصمیمی ،مثل همیشه، اما چه تلخ هست بیان حقایقی که دل را می سوزاندودلسوزیت را می ستایم.چقدر وحدت و همدلی ومهربانی شیرین هست راستی،(چه کسی می خواهدمن وتوما نشویم خانه اش ویران باد)

  2. حقیقتی تلخ رابابیانی شیرین مطرح کردید عزیزان باید ازمنیت دست برداریم اسان نیست ولی شدنی است .

  3. سلام
    متاسفانه دیگر وحدتی وجود ندارد که بخواهیم روی آن صحبت کنیم. البته اوضاع اینقدر هم منفی نیست ولی خب امروز منیت ها زیاد شده و نمی توان چاره ای برای آن اندیشید، جز اصلاح خودمان. الان خیلی از کارها به اصطلاح عموم کل خوابانی شده و لج و لج بازی. وضعیت الان …به نحوی است که گروه ها در حال صرف هزینه های گوناگون و بویژه اهدایی مردم برای منافع خود و قدرت افزایی خود در منطقه هستند. بدون هیچ طرح توجیهی و چشم انداز بلند مدتی. ساختمانی در جایی ساخته می شود بدون کوچکترین مهندسی مکان، فلان قدر پول خرج طرحی می شود که در طرح گسترش عرض جاده قرار دارد و چندین و جند طرح دیگر از این دست…
    امیدورام روزی این کوته بینی ها تمام شود و شاهد یکدلی و همراهی همه هم شهریان باشیم.

  4. متاسفانه موضوع اختلافات و بحث وحدت، یکی از مسائلی است که بسیار فرسایشی شده است، ححقیر شک ندارم برای گام نهادن در مسیر پیشرفت و تعالی، بیشک می بایست این معضل را حل نمود
    راهش را نمی دانم چگونه… الله اعلم

  5. حاج آقا حبیبی

    بنای اسلام بر وحدت و توحید می باشد. هرگاه از این دو امر خطیر فاصله بگیریم قطعا ضربه سختی خواهیم خورد. بحمدالله بافران، مردم شریف و فهیمی دارد که بحمد الله با یکدلی و وحدت قدم بر میدارند. اگر هم در جایی خلاف این مرام دیده شد وظیفه هر کس هست که به صورت صحیح تذکر دهد و امر به معروف و نهی از منکر را فراموش نکند.
    وَلَقَدْ صَدَقَکُمُ اللّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِی الأَمْرِ وَعَصَیْتُم مِّن بَعْدِ مَا أَرَاکُم مَّا تُحِبُّونَ مِنکُم مَّن یُرِیدُ الدُّنْیَا وَمِنکُم مَّن یُرِیدُ الآخِرَهَ ثُمَّ صَرَفَکُمْ عَنْهُمْ لِیَبْتَلِیَکُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنکُمْ وَاللّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ

پاسخ دادن به حاج آقا حبیبی لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.