معماری

عالم ز برایت آفریدم، گله کردی

عالم ز برایت آفریدم، گله کردی*

از روح خودم در تو دمیدم، گله کردی*

گفتم که ملائک همه سرباز تو باشند

صد ناز بکردی و خریدم،گله کردی*

جان و دل و فطرتی فراتر ز تصور

از هرچه که نعمت به تو دادم، گله کردی*

گفتم که سپاس من بگو تا به تو بخشم

بر بخشش بی منت من هم گله کردی*

با این که گنه کاری و فسق تو عیان است

خواهان توأم، تویی که از من گله کردی*

هر روز گنه کردی و نادیده گرفتم

با اینکه خطای تو ندیدم، گله کردی*

صد بار تو را مونس جانم طلبیدم

از صحبت با مونس جانت، گله کردی*

رغبت به سخن گفتن با یار نکردی

با این که نماز تو خریدم، گله کردی*

بس نیست دیگر بندگی و طاعت شیطان؟؟

بس نیست دگر هرچه که از ما گله کردی؟؟!*

از عالم و آدم گله کردی و شکایت

خود باز خریدم گله ات را، گله کردی

 

همچنین ببینید

قلعه رستم نشانگر دور اندیشی مردمان بافران قدیم

وجود هسته اولیه بافران در حوالی قلعه رستم است/ خبرگزاری شبستان: قلعه رستم قلعه ای …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.