معماری

خر اکبری ابوالقاسم – بازنشر یک مطلب قدیمی

مطلب قدیمی به قلم ، حاج حسین آقای فروزان تقدیم می گردد. (آدرس نوشته اصلی در سایت بافران: http://bafran.com/?p=127) عکس تزیینی است.

 

کوچه صبح زود حال وهوای دیگه ای داره .هر کدام از همسایه ها موظفند حریم کوچه خود را آب وجاروب کنند.

فاطمو چاپون . گوهرو علی . رقیه حاج حسن .فاطمه زن حاج حسین و زمو طاهر قسمت غربی کوچه وشوکتو و مادر و زن رمضنعلی و زن رضا برات قسمت شرقی .

و چقدر خوب به وظایفشان عمل می کنند .

بوی نمی که از روی خاکهای کوچه بلند میشه در دماغت می پیچه .بوی خوبیه .بوی خاک . بوی آب خاک خورده .

رمضون گله را صبح زود به صحرا برد .هنوز بوی پشکلهای بجا مانده در دارشکون حکایت از آن داره که گله زیاد دور نشده .

زن ….. با دوتا توقلی ویک میش وچند تا بز دوان دوان به باربند رمضون نزدیک می شند .با لهجه قشنگ دجله ای میگه : همسایه گله ایشیون یا نه ؟

وهنگامی که جواب مثبت را از حسین ….. می شنوه آه از نهادش بلند می شه .

بنده خدا می مونه که چه بکنه .کار از کار گذشته .یک ظریفی با بیل بر سر شونه با لحنی مسخره میگه انجو فلانی .یا حموم اوبوشوی یا گوسفند گله اوبو که .

و زن جوان سرش را پایین می اندازه از شرم جوابی نمی ده اما ظاهر صورتش حکایت از اون داره که بد جوری کینه به دل گرفته .

حسین ….. بار وبندیل خرش را داره می بنده تا یک سرویس کود باربند طویله را ببره حسین آباد .

 

خرش خر آرامی است .کاری به کار کسی نداره .تو طوله خاص خودش در زمان استراحت اسیر شیطنتهای بچه هاست .سیخش که می کنند وتو سرش می زنند هر از گاهی یک لقطی می زنه .

خورچین خر پر از کود می شه .

بوی خوبی از آن به مشام می رسه .بوی عطر مجانی روستایی.بی هیچ هزینه ای و بدون هیچگونه اسانس اضافه .محصول درجه یک هر باربند و هر طوله در هر خونه بافران .

وچه جالبه که این متاع در همه خونه ها ازجمله در خونه ما هم هست و چه سخته در زمان آبانماه روزهای جمعه که استراحت ما بچه محصل ها هم هست بایستی خاکهای به جا مانده در طول زمستان گذشته را به بیرون خانه بیاریم و کرت درست کنیم تا …..محمدی(مسلمو) که در اون فصل تو نوبت می خابانتت بیاد وبا وسایل تخصصیش که عبارت است از یک چوب بلند و یک سطل روغنی نباتی بزرگ با دسته طناب دار و یک دوچرخه رالی قدیمی که نمی دونم مال کشور انگلیسه و یا محصول کدوم کشور تشریف بیاره و با هزار ناز وافاده ونگاه عاقل اندر …..اولین بهانه که چرا سر حولا را باز نکرده اید وچرا داخل کرت را خوب خالی نکرده اید و……مشغول شغل شریفش بشه و آخر سر کلی مزد و چند تا نون خانگی هم انعام بگیره وبره .

و بدبختی لا همگذاشتنش را هم به ما بسپاره

تا یک لقمه نونی هم نصبیب حسین حمامی بشه از برکت رفتن ما به حمامچو بعد از اتمام کار

و اگه پیرو نشیم حرف معروف نمی دونم کدام یک از بافرونی ها که (……. که روی صندلی گذاشته شد دیگه کار کن نیست ) وهیچکسی نیست بگه به اینا که بابا بچه های امروزی ……..

دریغ از آب وجاروب امروز صبح .کلی تمیز کاری و آومدن گوسفندا و …..

 

فتح ا…علی از داخل کوچه عمود به کوچه ما فریاد که خر اکبری افسارش را پاره کردوفرار کرد.

همه از خر اکبری می ترسیم .خر شروری ست .برای همین هم بیشتر اوقات با افسار در باربند خونه بسته است .خری رشید .سفید رنگ .با هاله ای از رنگ سربی در گردنش .راست قامت .تنومند و …..

انگار یک جوال جو خورده و شرور شده .فقط خود اکبری با آن قد بلند و ترکه ایش حریف اوست و می تونه اون را به قادری ببره .

اما انگار امروز اکبری نیست .ابوالقاسم وفرج هم نیستند که جلودارش بشند و خسر هم جر, بچه ایست که جرات جلو اومدن را نداره .

همچون صاعقه و عرعر کنان از پیچ خونه زمو نمایان شد .هر کی تو کوچه بود از ترس خودش را به دیفال کوچه چسباند.

حسین …. عازم بود که خر اکبری خودش را به خر او رساند بیچاره اونهم از ترس در رفت .

تکه گوشت خون آلود بود که از گردن خر مقابل کنده می شد .رنگ به چهره ها نمانده .

هیچکس جرات نداره بره جلو و این بدبخت را نجات بده .خورچین سرگین داخل کوچه ولو .

 

علی جواد با دسته بیلی می رسه .لاکردار دل شیر داره .میره جلو .مثل یک رستم .وچنان با دسته بیلش که به مثابه گرزش است بر سر خر اکبری می زنه که حیوان بیچاره چند لحظه ای گیچ می شه و از طرف صغره درمیره.

بابچه ها دل وجرات پیدا می کنیم وتا لاجره بدرقه اش می کنیم

کوچه تمیز شده با افتادن خورچین و پاره شدن و ولو شدن آن دیدنی است

حسین ….. نمی داند چه بکند .گردن زخمی خر ش را مرحم نهد یا ….زدن دختر بچه های جاروب به دست کوچه را …

بوی نم خاک و سرگین باربند در هوا پیچیده است ……………….

بوی خوشی است .

همچنین ببینید

محرم در بافران

بوی نسیم حزن و ماتم از سرزمین بلای نینوا به مشام می رسد و دل …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.