معماری

اولین نامه مش غلام در دور جدید فعالیت آبدارخانه

سلام غضنفرم

امیدوارم خوب و خوش باشی و همراه با آقایت در سواحل مینتره پنتال حسابی بهت خوش بگذره… نپرس از کجا فهمیدم که به مینتره پنتال رفتی… از اسرار است.

مطابق با تقویم مش غلامی، از مدت یک ماه و نیم دوری آقایت از میدان کارزار خیلی باقی نمانده و خیلی خیلی زود به میدان برمیگردی… البته نمیدانم که آقایت برای سفر به مینتره پنتال تو را هم با خود برده است یا مجردی و جدای از تو رفته و آب و آبدارخانه طهران را سپرده به دستان زحمت کشیده تو. در هر صورت دل مش غلام و خالو شله پز به شدت تنگیده است برای چند کلمه ای صحبت خودمانی.

خب از اینها که بگذریم از آب و هوای طهران و مینتره پنتال بگو، می دانم که طهران مانند دور و بر آبدارخانه ما در ولایت، هوا حسابی گرم و سوزان است ولی مینتره پنتال را نمیدانم. اخبار که خیلی از آب و هوای آنجا تعریف می کند. جوری تعریف می کند که آدم هوس می کند چند روزی دل از همه چیز و همه کس ببرد و روانه مینتره پنتال شود مخصوصا حالا که عزیز دلمان هم اونجاست… راست و دروغش را تو تایید کن. یادش بخیر سال گذشته بود که با تنی چند از همکاران سفری کاری داشتیم به کوه های آلپ و همانجا و در همان هوای خوش بود که با مردی آَشنا شدیم که مرد بود.. بله خالو را می گویم، معرف حضور که هست. جایتان خالی، نمیدانم در مینتره پنتال اسباب دیزی سالونی و گوشت بره محلی و نان خانگی یافت می شود یا نه ولی خالو ظهر شاهکار زد و غذایی پخته بود که  نگو… البته به من مش غلام که چیزی نرسید همه را داد دست مشتری ولی خب ما نون زدیم به بوش و چند لقمه ای خوردیم!!

راستی غضنفرم از آقایت چه خبر… دماغش چاق است؟ اجاقش به راه است؟! خیلی سلام من و ما را برسان که حسابی دلتنگ دیدن رویش هستیم…

از بافران هم اگر بپرسی خبرها زیاد است که در سایت به صورت تصویری پشتیبانی داده شده است. گویا بخش خبری سایت با همت دوستان و مسئولین به راه افتاده است و پشتیبانی اخبار به طور مداوم صورت می گیرد. خدا را شکر که از روز اول این آرزو را داشتم ولی دوربین و دسترسی نداشتیم. خدا را هزار بار شکر و هزار تشکر از همه عزیزانی که دست به دست هم دادند و این اتفاق خجسته رخ داد. طرح های عمرانی همین جور از چپ و راست و بالا و پایین در حال اجراست. از ساخت بنای اتاق انبار درب دروازه و خانه روحانی و مراکز فرهنگی و مدیریتی و … بگیر تا خاک برداری ها و خاک ریزی ها و جابجایی خاک ها و تفکیک خاک ها و  خلاصه… همه دست در دست هم دادند و دارند شهر بافران را از این رو به اون رو می کنند. چندتایی خبر در گوشی و نقد هم دارم که حالا فردایی، پس فردایی، پسول فردایی هر وقت خدا خواست و البته به قید بقا درج می کنم…

سلام همه فامیل را برسان و اگر از احوال ما بپرسی، همه خوب هستیم. اینجا همه چیز خوب است. اصلا خوب است که خوب است. از بالا خوب است تا همین جا، پشت درب آبدارخانه بافران دیلی. هوا هم گرم است ولی دلها به هم نزدیک…

روی ماهت را از دور دورها می بوسم و البته احتمالا الان اونجا شب است و تو در خواب خوش و ناز هستی… سلام آقایت را برسان.

قربان تو

مش غلام

مدیریت آبدارخانه بافران دیلی

ولایت بافران

همچنین ببینید

محرم در بافران

بوی نسیم حزن و ماتم از سرزمین بلای نینوا به مشام می رسد و دل …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.