معماری

حساس نشدید ، حساس شدیم (۵)

سلام. یه مدتی بود حساس نشدم ، دیدم نمیشه باید حساس بشیم تا کسانی که حساس نشدن ، نه مثل ما ، ولی یه کم  حساس بشن.

موضوع : عملکرد مسئولین در حوزه جوانان

نیروی جوان برای یک جامعه ( کوچیک یا بزرگ) ، نعمتی بس بزرگ و صد البته گرانبهاست. مدیریت کردن بر جوان نسل امروز امری ارزشمند و مسئولیتی سنگین است که میطلبه افرادی که وارد حوزه مدیریتی خصوصا حوزه جوانان میشن فارغ از هر گونه نگاه حزبی و جناحی یا طائفه ای یا سلیقه ای  فقط با نگاه خدمت خالصانه و رضایت خالق بی همتا قدم بردارن.

قبل از عید نوروز مطلبی نگاشتم با موضوع : عید نوروز مسئولین ، فرصت سازی یا فرصت سوزی ؟ ، تو اون مطلب پیشنهاد دادم که مسئولین عزیز شهرمون مشکلات عمده شهر را احصاء کنن و در ایام نوروز از همفکری بافرانیهای مقیم شهرهای مختلف تو جلسات مختلف استفاده کنن ، ولی به قول یغمای جندقی :     گوش اگر گوش تو و ناله اگر نالــــــــــــــــــــــــــه من

                                     آنچه البته به جایی نرسد ، فریـــــــــــــــــــــــــاد است

یکی از پیشنهادهایی که دادم مربوط به حوزه جوانان بود. نیرویی که داشتنش برای هر جامعه ای نعمت است . استفاده ازنیروی جسمی و ذهنی و فکر خلاق جوانان در همه ابعاد ، بی شک رشد و پیشرفت اون جامعه را به همراه داره . طبیعتا این امر بر مسئولین کشور هم مبرهن و واضح است تا آنجا که وزارتخانه ای با عنوان وزارت ورزش و جوانان هم ردیف و شانه به شانه سایر وزارتخانه های مهم کشور حضور داره. این یعنی اهمیتی که مسئولین کلان کشوری اون را درک کردن  و بهش واقفن ولی در رده های پایین تر وجود مسئولینی که شاید برنامه ریزی برای جوانان را در اولویت اصلی و ضروری ندونن کمی مساله را پیچیده میکنه.

نباید فراموش کنیم زمانی همین نسل جوان بودند که انقلاب اسلامی را به پیروزی رسوندن و الان هم به تعبیر مقام معظم رهبری : جوانان نسل امروز اگر چیزی بیشتر از جوانان نسل اول انقلاب( پیروز کنندگان انقلاب ) نباشند کمتر از انها نیستند. چرا باید برخی مسئولین در این حوزه کم کاری کنن؟ اگر خدا را در نظر بگیریم و به قَسَمی که مسئولین هنگام اخذ مسئولیت یاد میکنن پایبند باشیم، نباید ……………

برای حوزه جوانان و رفاه و ورزش اونها حتما بودجه ای سالانه اختصاص داده میشه . استفاده صحیح ، درست و به جا از اون بودجه می تونه نسلی شاداب و پویا و خلاق تحویل جامعه بده. اعتماد کردن به نسل جوان و حمایت واقعی ، نه شعاری از اونها می تونه ،دست مسئولین را باز بذاره . یعنی حوزه های جوانان را مشخص کنن ، مثلا: ورزش ،ایجاد امکانات تفریحی مخصوص جوانان، و….. بعد توی هر حوزه یکی از خود جوونها را که مشتاقانه و از روی علاقه بدون هیچ چشم داشتی حاضرن خدمت بکنن ولی با نگاه نامهربان برخی مسئولین توی سایه قرار میگیرن و کم کم دلسرد و مایوس میشن ، را مسئول انجام اون ماموریت کنن و بعد نتیجه بخوان . این کار یعنی :

۱-      اعتماد به نسل جوان امروز جامعمون

۲-      احترام به شعور و درک جوونامون

۳-      استفاده درست از منابع و امکانات موجود توسط اهل اون

۴-      رسیدگی مسئولین به سایر حوزه های مربوطه به سبب سپردن امور حوزه جوانان به خود اونها

۵-      استفاده از خلاقیتها و ابتکارات خاص جوانها

۶-       و……………………………………….

دید مسئولین شهر مون باید نسبت به جونها از چند نفر که اطرافشون می چرخن فراتر بره. نگاه مسئولین ما باید نگاهی نو و در خور شعور همه جوونهای فوق العاده باشعور شهرمون که ترجیح میدن وقتی دیده نمیشن خودشون را به دیده نشدن بزنن و خلاقیتها و تفکراتشون در زمینه های مختلف فقط در بایگانی ذهنشون باقی بمونه ، باشه. شاید چند سال بعد برای  فرزنداشون تعریف کنن که من تو ذهنم بود که اینکار را بکنیم ولی…. شاید نسل بعد پدرانشون را تشویق کنن فقط همین.

جوانهای منطقه ما الحمدلله اگر در پُستهای مختلف به کار گمارده شوند و از اونها درست استفاده بشه ، به گواه جامعه چه امروز و چه گذشته  اکثرا خیلی خوب مدیریت کرده اند انگار مدیر بودن به معنای واقعی  ، نه ظاهر کلمه در خون جوونای بافران موج میزنه اما در چنین شهری که معتقد به این امر هستیم ، خودمون به جوونهامون اعتماد نمی کنیم و اصلا برنامه ای که ویژه اونها باشه را یا نداریم یا خیلی خیلی کم و گاها تکراری که در حوصله جوونای امروز نمی گنجه.

مثلا در بحث ورزش شنید ه ام که  کار تا جایی پیش رفته که تیم فوتسال بافران در رده های پایه که مقامهای خوبی را هم کسب کرده ،  و ظاهرا مسئولین خبر هم ندارن یا خودشون را به بی خبری و یا خدای ناکرده بی اهمیتی زدن که چنین تیمی با نام شهرمون وجود داره، الان برای فقط یک دست لباس ورزشی و کفش ورزشی باید وعده های شیرینی را بشنون که دیگه بوی واقعیت ندارد. باز هم خدا پدر و مادر خیرینی را بیامرزه که یکی دوباری برای ورزش جوانهای شهر بافران سرمایه گزاری کردن و دیگه دستهای پشت پرده نذاشتن که این کار مهم ادامه پیدا کنه.

سئوال از مسئولین :

حالا که حاضر نشدید توی ایام عید نوروز با جوونها رو در رو جلسه بذارید و از کارهایی که براشون کردین یا میخواستید بکنید یا دوست دارید بکنید یا اصلا میخواهید کاری بکنید ، بگید و سئوالات زیادی که توی اذهان جوونهای شهر بافرون هست را جواب بدید چند تا سئوال که می تونست توی اون جلسه پرسیده بشه را من می نویسم امیدوارم جوابش رو هم در عمل و هم در همین سایت که  دیگه تبدیل شده به محلی برای درد دل مردم شهرمون بنویسید. ممنونم.

۱-      اصلا توی کارگروهها و اتاق فکرهایی که برای شهر بافران تشکیل میشه موضوع جوانان هم مطرح میشه یا نه؟

۲-      اگه مطرح میشه ، خداییش چه کار قابل توجهی برای جوانان شده؟

۳-      بودجه پارسال برای حوزه جوانان اومد ؟ خرج شد؟ یا اونقد کم بود که میخواهید با بودجه امسال باهم خرجش کنید؟ شاید اونقد زیاد بوده که ترجیح داده شده که در حوزه های دیگه بکار گرفته بشه.

۴-      بودجه امسال اومده؟ چقد برای جوونها در نظر گرفتن؟

۵-      بودجه مربوط به جوونها براش چه فکری کردین؟

۶-      حوزه های مربوط به جوونها را چه جوری تقسیم کردین؟

۷-      بودجه مربوط به ورزش وجوانان را چه جوری میخواهید تقسیم کنید؟

۸-      اگه بودجه ای که رسیده یا میخواد برسه کم هست چه فکری کردین که همه بخشهای این حوزه وسیع را پوشش بدین؟

۹-      روی کمک خیرین برای حوزه ورزش و جوانان هم حساب باز کردین؟

۱۰-   از ترفند وعده و وعید که نمی خواهید استفاده کنید؟

۱۱-   برای اینکه به شعور جوونها احترام گذاشته بشه تو فکر گذاشتن جلسات فصلی رو در رو با همه نه پشت دربهای بسته با عده ای خواص در رابطه با برنامه هاتون توی این حوزه کاری هستید؟

۱۲-   محدود کردن جوانها به چندتا برنامه خاص که داره الان صورت میگیره جزو بیلان عملکرد شماست؟

۱۳-   چقدر به فکر ، خلاقیت و مدیریت جوانهای شهرمون ایمان دارید؟ اگه ایمان دارید در چه جاهایی اون هم درست و به جا استفاده کردین؟

۱۴-   چه برنامه هایی برای شناسایی استعدادهای مختلف که توی شهرمون حضور دارن و علاقمند به همکاری هستن دارید؟ اصلا همچین برنامه ای دارید؟

۱۵-  و سئوالات بسیاردیگری که مجال نه برای نویسنده هست و مطمئنا نه برای خوانندگان این مطالب.

التماس دعا.           خدایا آخر و عاقبت همه ما را ختم به خیر کن . آمین

کوتاهترین دعا برای بلندترین آرزو : اللهم عجل لولیک الفرج

همچنین ببینید

محرم در بافران

بوی نسیم حزن و ماتم از سرزمین بلای نینوا به مشام می رسد و دل …

۱۱ دیدگاه

  1. حمیدرضا پوربافرانی

    با سلام خدمت برادر عزیز و بزرگوارم مطلبت حرف نداره به نظرم اگه این مطالب رو چاپ کنن به صورت ویژه نامه تو بافرون پخش کنن مسئولین صداشون درمیاد .
    نظرت چیه درمورد تهیه ویژه نامه با عنوان حساس نشدید حساس شدیم و پخش در سطح شهر بافران

    • مهدی پوربافرانی

      با سلام خدمت حمیدرضای عزیزم. خوبه خودت نوشتی اگه این مطالب چاپ بشه تو خود بافرون به دست همه برسه صدای مسئولین در میاد. بزرگوار ، تازمانیکه ظرفیتها از پذیرفتن انتقاد توسط مسئولین بالا نره ، فقط باید توی لفافه و سانسور شده حرف بزنیم اونم نه به اسم انتقاد بلکه در حد یک درد دل . همین. به نظرت اینهمه من تا حالا مطلب نوشتم ، گوش شنوای عمل کننده بوده؟ تغییری احساس کردی ؟
      عزیزم، چون مَحرمی نمیبینیم تنها همین سایت را برای درد دل کردن و واگویه کردن بغضهایی که در گلو مانده انتخاب میکنیم. امید آنکه آنها که باید ببینند نیز گاهی فقط گاهی برای نظرات مردم عزیز ارزش قائل شوند. همین و بس.

  2. حمیدرضا پوربافرانی

    به نظرم ورزش بافران مثل اون خونه خرابه ای می مونه که باید به شهرداری بگیم اگه خدمات و امکانات نمیدی بزار تو حال قدیمیش بمونه چندوقته باورم شده مسئولین بافران جز خراب کردن کار دیگه از دستشون برنمیاد میگی نه نگاه کن
    http://bafran.ir/images/projects/tariz.jpg جالبه اسمشا گذاشتن تعریض و توسعه

    • مهدی پوربافرانی

      هر انسان عاقلی میدونه ، خراب کردن کاری بس راحت و ساختن کاری بسیار دشوار است. چند وقتی است من هم به این باور رسیده ام که شهر مون را فقط دارن خراب میکنن . چیز جدیدی که بتونیم بگیم ساخته شده ، ما که ندیدیم. ظاهرا این عزیزان قصد آماده کردن و مهیّا کردن زمینه ساخت و ساز برای مسئولین بعدی را دارن برای همین فقط تخریب و دوره بعد ساختن . طبیعتا دوره بعد اونها هم نوبت خراب کردن را دارن ، خوش به حالشون چه کیفی میده یه عده وایستن کنار یک لودر یا بولدوزر یا هر چیز دیگه ای فقط نگاه کنن یه نفر هم هی عکس بگیره و جزو بیلان عملکرد بذاره تا همه بدونن که این یه عده زحمت کشیدن از تو اتاقها بیرون اومدن کنار وسیله تخریب ایستادن و مواظبند نباشه جایی را یادشون بره خراب کنن آخه دارن بابت خراب کردن پول بیت المال را هزینه میکنن اگه شاهد نباشن ممکنه لودر کم کاری کنه . بله این قضیه شهر ماست. راستی یه آبادانی داشتن . تازه یادم اومد، اونم هموار کردن مسیر ورودی به گلزار شهدا . بابا دمتون گرم. ایوالله. خسته نباشید. آخه چرا؟ اینهمه زحمت؟

  3. سلام”مهدی بزرگوار” ازاینکه به زیبایی هرچه تمام تر به طرح موضوع میپردازید ،کمال امتنان وتشکررادارم”(جوانی)مادرروایات داریم که در روز قیامت ازتمام عمر انسان که سئوال میشود درباره(جوانی)هم جدا سئوال میشود یعنی تمام عمر یک طرف جوانی هم یک طرف”درباره بافران هم باید بنشیم فکر کنیم وببینیم حضور جوانان دربرنامهاچگونه است درنماز جماعت،دربرنامهای ورزشی،درکارهای کلیدی،این امار باید مشخص شودیکی از دوستان میگفت که در۵سال گذشته حتی یک جوان هم به جمعیت نمازگزاران بافران اضافه نشده است البته دراین میان،پرواضح است که مانباید دنبال مقصر بگردیم اما اینها واقعیتی است که باید بپذیریم بالاخره مشکلاتی وجوددارد،که بایدحل شود اما اقا مهدی ما هم مثل شما درجلسات وقتی مشکلات را مطرح میکنیم همیشه در جلسات دو مشکل بزرگ داریم اول اینکه اصلا کسی قبول نمیکند که دربافران ما مشکلی وجوددارد میگویند بافرا ن مدینه فاضله است،۲دوم اینکه عزیزان بزرگواری که درجلسات شرکت میکنند به جای اینکه وقتی مشکلات مطرح میشود دنبال حل ان بروند می ایند وبا ما مناظره میکنند به خدا این لفاظی ها این مناظر ها مارا بیچاره کردبافران نیازمند یک مهندسی فرهنگی درهمه زمینهاست.اما مشکل دیگرمااین است که جوانان ما خودباوری خودرا از دست داده اندشما ازتوان مندی بچهای بافران میگوییداما غریب نوازی ها خودباوری فرزندان بافران رانشانه رفته است اینکه درجلسات ایا از جوانان هم بحث میشوداری ،بحث میشوداما بحثها نتیجه نمیدهد،چرا که اصولا بایدجوانها خودشان درجلسات باشند،که به دلایلی نیستنداما به صورت خودجوش قراراست دراینده حضور خوبی داشته باشنددرباره اتآق فکر هم که گفتیدبایدبگویم دربافران اتاق فکری وجودنداردهر کسی ساز خودش را کوک میکنداما اخیرا به صورت خودجوش قرار است اتفاقاتی بیفتد.موفق باشید.

    • مهدی پوربافرانی

      در ابتدا به رسم ادب ، سلام عرض میکنم خدمت عزیز دلم آقای بافران زاده بزرگوار. ممنونم که باز هم افتخار دادید و نظر ارزشمند خودتون را در ذیل متن اینجانب گذاردید.
      اجازه بدید واضح تر در تکمیل مطلب شما بگویم که : خود باوری از جوانهای بافران گرفته شده . به عبارتی دیگه با جایگزین کردن برنامه هایی خیلی خیلی کم که فقط اونها را یه جوری مشغول کنن و به اونها تلقین کنن که زندگی یعنی همین . قدرت نظر دادن ، خلاقیت وایده های نو را از اونها گرفتن . شهرمون داره به سمتی پیش میره که :
      یه عده خاصی فقط میتونن نظر بدن حتی اگه نظر اونها سنتی یا به دور از منطق باشه
      مردم به قدر سرگرم ودرگیر با مشکلات شدن که این خود بهترین حربه برای جولان دادن برخی جهت قانع کردن مردم برای ماندن در همین وضعیت است.
      تکراری شدن زندگی به وضوح در بافران قابل مشاهده است.
      زنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــگ خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــطـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر.
      اگه صبح وارد بافران بشی صحنه هایی را میبینیم که اگر ظهر یا عصر یا دم غروب هم وارد شویم ، خواهیم دید. کاملا تکراری ، بدون هدف ، فقط تلاش برای زنده ماندن ، گذراندن وقت که برای لحظه به لحظه اون باید جواب پس بدیم . این برای ما که داعیه فرهنگ هستیم یعنی :
      خطر
      عدم پیشرفت
      روزمرگی
      زندگی بدون هدف
      فقط : زنده بودن
      ممنونم. التماس دعا.

  4. حمیدرضا عرب بافرانی

    سلام مهدی جان
    مسئله خیلی مهمی را مطرح کردی. موضوع جوانان را از چند بعد میشه بهش نگاه کرد، اشتغال، ورزش، فرهنگ، تفریحات، ازدواج، تحصیل، و… که به نظرم باید برای همه اینها چاره اندیشی کرد. متاسفانه در بخش ورزش که مطرح هم نمودی آن چنان که باید امور تدبیر نشده و کارها به خوبی پیش نرفته. حداقل شواهد که چنین نشان می دهند. در این زمینه با دوست عزیزم حمیدرضا پوربافرانی هم که در تماس هستم میبینم که با زحمت و تلاش خیلی زیادی دارن تیم بافرانیان را حفظ می کنند، و الحق نتیجه تلاشهایش را هم گرفته است.
    پتانسیل بالقوه ای که باید شکوفا گردد و ثمرات آن را دید. جوان نباید به حال خود رها شود، بلکه باید با مدیریت از توانایی های این قشر استفاده شود. در غیر این صورت حوان بافرانی یا بدنبال پیشرفت و رشد خود در محیطی غیر از بافران حرکت میکند(در همه زمینه ها مثل ورزش) و یا زندگی برای فرد از سنین خیلی پایین دچار روزمرگی می شود. یا بعبارت دیگر مسائل اولیه زندگی به قدری ذهن جوان را درگیر می کند که اجازه حرکت به سمت چالش های بزرگتر و اساسی تر را نمیدهد و زندگی در اولین و پایین ترین سطح ممکن خلاصه می شود.
    امیدورام که این طرح بحث ها باعث ایجاد تحولی مثبت در این زمینه گردد.
    و من الله التوفیق

    • مهدی پوربافرانی

      سلام خدمت دوست عزیزم: حمیدرضای بزرگوار
      در خصوص ورزش بافران فوق العاده کم کاری بوده اونهم شاید چون ذینفعان پشت پرده خودشون ورزشکار نیستن برا همین اصلا در مورد ورزش کاری نمیکنن که این جای خوشحالی داره که بافران هنوز مافیای ورزشی نداره . اما مگه این تیمها که خودجوش برای تفریح خودشون شکل میگیرن و همراهی هیچ نهاد و یا ارگانی را به دنبال ندارن ، از بچه های این خاک نیستن؟ چند وقت یکبار یه حالی از اونها پرسیدن مگه چقدر سخته؟ اصلا اگه پولی را برای ورزش هزینه کنن که خیلی بهتره تا اینکه کار به جایی برسه که همون پول یا چند برابرش را هزینه کنن تا جوونهای شهرمون را از منجلاب اعتیاد یا ابتذال نجات بدن.
      حمیدرضای عزیز: شهر ما چه بخواهیم چه نخواهیم دچار روزمرگی شده . از همون ابتدای ورودی بافران ( دروازه – چهار راه انیس ) که وارد بافرون بشیم میبینیم جوونهایی که هیچ برنامه ای براشون نیست کنار خیابون نشستن و دارن روز را به شب میرسونن حیف نیست لحظه های زیبا و ناب جوونهامون داره اینجوری از بین میره؟ . یه زمانی پیر مردها میشستن کنار خیابون خب تکلیف روشن بود الان کار به جایی رسیده که از همون ابتدای بافرون که وارد میشیم تا آخر بافرون جوونها بیشتر نشستن کنار خیابون را ترجیح دادن تا …………….
      چه کسی مسئوله؟ اونهایی که ادعا میکنن میخوان بافرون را شهر توریستی و گردشگری کنن ، اگه یه روزی یه توریستی گذرش به اینطرفها خورد و این صحنه ها را دید چی میگه ؟ چه برداشتی میکنه؟
      متاسفانه برای بودجه های شهرمون اولویت بندی نیست. چه ضرورتی داره با اینهمه درد و مشکلی که هست ما باید توریست پذیر بشیم؟ اصلا توریست وقتی وارد شهرمون بشه و ببینه اینهمه آدم نشستن کنار خیابون همه چشم شدن اونها را میپان که فرار را بر قرار ترجیح میده.
      خب یه عده از جوونهامون هم وقتی دیدن نظراتشون ، ایدهاشون، خلاقیتهاشون تو شهر خودشون خریدار نداره ، الان دارن تو شهرهای دیگه کشورمون ، توی دانشگاههای معتبر تو شغلهای مهم و کلیدی می درخشن . حیف که انگاری یه نور شکن در ورودی بافران نصب شده که این نخبه ها نباید در بافران بدرخشن.
      نباید به شعور مردم باشعورمون توهین بشه و همه را محصور کنن تو زندگی که عادت کردن به اون یا بهتر بگم عادتشون دادن به اون.
      التماس دعا.

      • سلام :(دلم میسوزد از باغی که میسوزدودهقانش تماشا میکنداین سوختن را ،……..)شمادوستان مطالب را دلسوزانه مینویسید وما هم که مطالب شما را میخوانیم حقیقتا ناراحت میشویم، شهرماحقیقتا مدینه المصائبی شده برای خودش !،هرمشکلی رادست میزاریم هنوز مشکل حل نشده دوست داریم مشکلی ردیگری را باز گوکنیم انگار بیان مشکلات هم کمی به ما تسکین میدهد شاید به خاطر اینست که دلخوشیم به اینکه کسی حرف مارا میشنودبه هرحال انسان به امیدزنده است.اما درباره (ورزش )گذشته بافران را نگاه کنیدایام عیدکه میشد استادیوم بافرون غوغایی بود ۱۰تا تیم داشتیم بچها باشور ونشاط بدون امکانات شور ونشاطی داشتند،الان بحث ما اینه که اسیب شناسی بشه ببینیم شورونشاط کجارفت تیم عقاب ودجله وامیدودرب مسجد وجلوخان ،کجارفتن،چه جوری میشه اون شور ونشاط را برگردوند،دلم میسوزه ازاینکه خدای نکرده همه چیزمون بشه سیاستبازی ودنبال منافع شخصی رفتن،نکنه اگه اعتراض بکنیم هنگ اون طرفی بخوریم وکسی تحویلمون نگیره،نکنه اگه فلان حرف حق رابزنیم شخصیت اجتماعیمون لطمه ببینه،پس تکلیف وخدا کجای داستان ما قرار گرفته ؟حتما جواب میدیم که باتیغ مصلحت سرشا بریدیم وخیال خودمونا راحت کردیم وهرجا به نفعمون نبود که کاری بشه میگیم به مصلحت مردم نیست واخرکارهم سوختن باغ رابه تماشا بنشینیم که اگر چنین شددنیای خودرا اباد واخرت خودرا نابودکرده ایم.

  5. آهای آقـــــــــــــــــــــــــــــــــای مسئووووول!!
    سلام علیکم
    برادرا من یکی نه ورزش می خوام نه فرهنگ. این هزار تومن بودجه منو بدین ی خط صاف اندازه لاستیک موتور، آسفالت ی دست بکشن تو این خیابون اصلی بافرون. این موتور ما جگرش خون شد از دست این ۲۰۰ متر میدون مین
    :))))

  6. سلام خسته نباشید واقعا به مدیریت سایت تبریک میگم سایت پر محتوایی دارید. اگه امکانش هست ما را با نام ندای کویر۹۲ لینک بفرمائید. موفق و موید باشید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.