معماری

حساس نشدید ، حساس شدیم(۲)

سلام.

حساس نشدید ، حساس شدیم دوم را با توکل به عنایات ذات اقدس الهی آغاز میکنم.

از قسمت اول که غالب نوشته من مقدمه برای شروع این پُست جدید بود تا الان که دارم این مطالب را مینویسم ، حادثه قابل ذکری که تو شهرمون اتفاق افتاد ” اسفند ملتی ” بود ، که با همه تغییراتی که نسبت به قدیم الایام با اون هدف قشنگ ( از عزا درآوردن خانواده داغدیده و آماده کردنشون واسه سال جدید) کرده و این تغییرات داره سال به سال پر رنگ تر میشه ، اما یه چیز عوض نشده اونم قران خوندن برای امواته. اون روز هر جایبیکه صدای قران بلند باشه یعنی برای مُرده ای دارن مراسم میگیرن. آره ، قران ، معجزه تا ابد جاوید پیامبر خاتم را طوری برا نسل جوونمون جا انداختیم که هرجایی صدای قران را میشنون نا خودآگاه فکرها به سمتی میره که : دوباره کی مُرده؟

بذارید یادی کنم از دکتر شریعتی که قشنگ گفت:

قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه
مان آوازت بلند میشود
همه از هم میپرسند ” چه کس مرده است؟ ” چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا
ترا برای مردگان ما نازل کرده است .

مطالبی که مینویسم حاصل برداشت و تراوشات ذهنی نویسنده است و ممکنه  عده ای جواب قانع کننده هم داشته باشن که با کمال میل می پذیرم.

۱-       تکنولوژی روز (ویدئو پروژکشن – پرده دیتا شو) استفاده شده تو مسجد جامع موقع مراسم ختمها بیشتر تبدیل شده به پخش اسامی افرادی که تفت وگل برای فرد متوفی اهدا کردند اختصاص یافته به نوعی همون تبلیغات اینبار به اسم دین و انجمن خیریه. مطمئنا افرادی که با هدف خیر این کارها را انجام میدن بیشتر راضی هستن تا گمنام باشن تا اینکه هربار موقع خوندن قران روی پرده دیتا شو همه ببینن که آقای ……تفت و گل اهدا کرده . شما هم اگه میخواهید اسمتون روی این پرده بیاد تا همه بدون شما این کار را کردید بیاید اشتراک انجمن خیریه را بگیرید و سر موقع پول به حساب بریزید وگرنه دیگه اسمتون را نمی نویسیم.

معایب این عمل بیشتر از محاسنش هست به گونه ای که قبلا که این پرده نبود جمعیت قران خون توی مراسم بیشتر بود یا حداقل مدت زمانی که به قرائت فاتحه افراد مشغول بودن بیشتر بود، الان با این کار بعد از چند دقیقه از شروع مراسم همه چشم شدن تا اسامی را بخونن ببینن که انجمن چه کرده با اینهمه اسم اون هم با این فونت بزرگ که از تو شبستون مسجد جامع هم میشه خوند که اگه هنوز شبستان  ادامه میداشت میشد تشخیص داد که این اسم کیه. بازم میگم این بندگان خدا همه با هدف خیر قدم بر داشتن و منظور دیگه ای نداشتن بلا شک ،اما چرا بعضی ها ندانسته اجر کار این عزیزان را خراب می کنن؟ اگه هدف برای تبلیغ انجمن هست چرا از راه دیگه ای اقدام نمیشه؟ چرا موقعی که متوفی لحظه به لحظه براش مهمه و صلوات و فاتحه ما شاید به دردش بخوره و تو اون وانفسا کمکش باشه همه را ساکت میکنیم برا دیدن چیزهاییکه ضرورت نداره؟

۲-      افرادی که قران تلاوت میکنن در راس مجلس همه از افراد موجه و قابل احترامند اما چرا تو انتخاب آیات دقت نمیشه؟ چرا هرکدوم آیاتی میخونن که بعضا اگه دقت کنیم که کمتر کسی دیگه به این موارد دقت میکنه ربطی به اون مجلس نداره . مثلا: آیاتی که احکام بانوان تو اون اومده را قاری انتخاب میکنه و پشت میکروفون میخونه و اوج فاجعه زمانی نمود پیدا میکنه که وسط همون آیات یا انتهای اون یه نفر از همون اعزّامیگه ” شادی روحش فاتحه” و مردم هم که یه عداه ای که محو دیتا شو هستن یه عده ای هم فاتحه را شروع میکنن به خوندن.این عزیزان که قران میخونن دیگه پایه ثابت قرائتهای همه مجالس هستن ، خیلی خوبه آیاتی را انتخاب کنن که معنا و مفهومش آدم را یاد مرگ و جهان آخرت بندازه نه اینکه کُلّا از فضا به دور کنه. قرار نیست تصور غلط خودمون که کسی معانی را متوجه نمیشه یا همه مشغول فاتحه خوانی هستن کسی نمیدونه چی میخونیم را تعمیمش بدیم به همه. آیات انذار و بشارت و معاد و وصف بهشت و جهنم توی قران به وفور وجود داره که ما از باب تذکر برای همدیگه و خودمون باید مدام تکرار کنیم و چه جایی بهتر از چنین اجتماعاتی.

۳-      راستی گفتم قرآن ، میبینید که جزء لا ینفک مجالس ختم شده قرائت قران .همون مطلبی که بالا اشاره کردم. اگه یادتون باشه توی نقد اولم راجع به مراسم عزاداری نوشتم : ما محکوم شدیم به ادامه راه گذشتگانمون توی برگزاری مراسمها و با این رویه نسل ما هم باید باید باید چشم بسته تابع ما باشند که بازم میشه گذشتگانشون. چرا ما خالق طرح نویی نسبت به گذشته نباشیم؟ درسته انسان موجودیه که در برابر تغییرات واکنش نشون میده که گاهی اوقات این واکنشها خیلی شدیده که باید تاوان کارمون به حساب بیاریم ، اما چون به هدفمون یقین داریم باید پاش وایسیم که در طول دورانهای مختلف  تو شهرمون برا موضوعات مختلف دیدیم و مجالی برای باز کردن بیشتر مطلب نیست اما چون به آخر و عاقبت کار ایمان داشتیم مردممون پاش وایسادن و الان همونا که یه روزی موضوعات جنجالی شهر بودن شدن یه امر طبیعی.

حالا که الحمدلله یه خطیب توانمند توی شهر ما حضور پیدا کرده ، بحث فرهنگ و ارتقای فرهنگ حسابی نقل محافل شده خصوصا سایت وزین بافران ،موقعیت خوبیه که یه سری تغییرات تو مراسمهامون بدیم. مثلا تو همین مراسم ختم که برگزار میشه (منظورم شب اول و دوم) چرا فقط قران خونده میشه که گاهی نه خود قاری میدونه که چی داره میخونه و نه ……. . فقط با این کار داریم تلقین میکنیم که قران برای مُرده هاس شما که زنده اید حالا حالاها باهاش کار ندارین تا وقتش. درصورتیکه دقیقا برعکسه ،این کتاب تا زنده ایم خیلی خیلی خیلی کاربردی تر هست برامون تا بعد از مرگ. میشه تو مراسم ختم روحانی حاضر در خصوص اصول اعتقادی که ریشه فروعات دینی ماست صحبت کنن تا تلنگری باشه به همه. میشه به مردم گفت ببینید که همه باید بریم موید مطلب فرد متوفی است . خوب یا بد همه باید برن. درباره توحید ، معاد، عدل الهی، نبوت و امامت صحبت بشه همینکه اصول اعتقادی درست شد فروعات خود به خود درست میشن . نه اینکه فقط قران خونده بشه اونم با اون وضعیتی که اشاره شد. میشه در پایان سوره مبارکه الرحمن قرائت بشه تا مُهر تاییدی باشه بر صحبتهای خطیب یا واعظ.

۴-     میشه این فرهنگ را جا انداخت که بین نماز مغرب و عشا امام جماعت درباره نماز شب اول قبر ( نماز وحشت ) توضیح بدن و بعد از مردم بخواد برا مومن یا مومنه فوت شده این نماز را هدیه کنن که تو این مدت ندیدم این اتفاق بیفته.

۵-     اعتقاد ما شیعه ها بر اینه که : قران که خونده میشه سکوت کنیم و چیزی نگیم . سکوت ما معنی صرف فقط حرف نزدن نیست بلکه منظور تامل و تدبر در آیات نورانی کلام الله است اما  تو سکوت حاکم بر مسجد در حین قران خوندن میبینی که اوج بی احترامی به قران از طرف افرادی که داعیه هستن فریاد میشه که : ” شادی روحش فاتحه” . این جمله دقیقا خلاف قائده قرائت قران است و مستمعی که در حال تعمق و تدبر در قران است  ( که همان هدف عالیه موقع قرائت قران است) را کُلا از فضای معنوی حاصله دور میکند.

میطلبه که این فرهنگ در شهر ما توسط افرادی که ذی نفوذ هستن در بین مردم ، تصحیح بشه . البته این افراد باید مواظب باشن خودشون اسیر چنین اشتباهی نشن( فعلا سربسته گفتم. العاقل باالاشاره).

۶-     تو مراسم اسفند ملتی متاسفانه قران شده راه کاسبی کردن. تعداد کمی ازافرادی را دیدم قاری و تالی قران شده بودن که …. .  به حال وروز قران و بلایی که توسط امت آخرالزمان داره به سرش میاد فقط افسوس خوردم که جا داشت های های گریه کنم. اگر قران خوندن بشه راهی برای کاسبی و پول دراوردن ، اگه قران خوندن بشه آواز هرکسی که آهنگ و لحن انتخابیش معلوم نیست چیه که حتی گاهی نحوه خوندن معصیت را هم ممکنه به همراه داشته باشه، اون روز باید فاتحه دین را خوند.

تو یکی از مساجد کسی که قران میخوند کلمات را اشتباه میخوند که توی معنی اون زمین تا آسمون تفاوت پیش میومد.

تو یه مسجد دیگه کسی که قران میخوند انگار مسابقه نَفَس گذاشته بود یا به تعبیر بهتر یکی دنبالش میدوید و اونم داشت فرار میکرد یهو وسط آیه میدید یه عده جدید اومدن تو میگفت: ” شادی روحش رحم الله من قرا الفاتحه مع الصلوات” و ادامه کار و دویدن و خوندن.

به خدا قران مهجور شده. ما ادعای شیعه بودن داریم ولی خودمون با دست خودمون داریم به این آیین نامه زندگی سعادتمند بی رحمانه اهانت میکنیم . قران راهی برای کسب درامد شده، قران سرودی برای آرامش مردگان شده-  به گونه ای به ما تلقین شده که گویی قران برای مردگان نازل شده است. کاش به این گنجینه الهی بیشتر احترام بذاریم. کاش ………

کوتاهترین دعا برای بلندترین آرزو:  اللهمّ عجّل لولیّک الفرج.      التماس دعا

ارادتمند شما: مهدی پوربافرانی                             اسفندماه: ۱۳۹۲

 

همچنین ببینید

قسمت چهارم برنامه از جنس آرامش

۷ دیدگاه

  1. سلام”خیلی خوشحالیم که مطالب رانقدمیکنیدقبل از هرچیز میخواستم بگم درجایی که خودرا معرفی نموده ایدونوشتید که “درد من حصاربرکه نیست دردمن زیستن باماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده”واقعا،یه ،کم تند نیست؟من که فکرکردم شاید”مخاطب را اینطور خطاب کردن درست نباشه”اگه این جمله ازخود شما هم نباشه،استفادش به جا نیست.!!!!موضوع خوبی انتخاب نمودید اتفاقا من هم بابعضی از نوشتها موافقم وچون نقدعزاداریهای شما را هم دنبال میکردم برای بهترشدن ،مطالبی را فقط در قسمت کامنتهاارسال میکردم البته چون فرصت کافی ندارم مجبورم به صورت مفید ومختصربگویم که انچه شمادرتمام نقدها ان را دنبال میکنید”ایجادیک تحول است”واساسا تغییروتحول در هرزمینه ای مستلزم نکات مهمی است که برای شروع ،همین نوشتهای نقد خوب است اما برای متحول کردن نیازمندپارمترهای دیگری هستیم.
    ازدیگر لوازمات تغییر وتحول ،بسترسازی است وبعداز بسترسازی محیطی ،بایداغناافراد دریک فضای فرهنگی به وجوداید،به دیگر تعبیر باید بگویم هم(قابلیت قابل،وهم فاعلیت فاعل نیازاست)یعنی اگر ساده تربخواهم بگویم ،بایدبگویم شماباید بتوانی،مردم را برای پذیرفتن نظریات کارشناسانه خود مستعد نمایید. بعداز اینکه این کارها انجام شد بایددرنقدها اولویت بندی به وجودبیایدکه چه اموری دست خوش نقدشودوچگونه نقدشودمحتوای نقدتبیین شود(موضوع،محتوا،وشیوه نقدچگونه باشد)اداب ورسوم دینی بررسی شودکارشناسان نظر بدهندبعداگردیدند مثلا قران خواندن درمجلس ختم موضوعیت داردیانه،به هر حال در کلیات نظرات شما قابل تقدیر است .حق نگهدارتان دست علی یارتان.

    • مهدی پوربافرانی

      سلام گرم خدمت دوست عزیز و همیشه همراهم ، جناب بافران زاده بزرگوار.
      مطلبی که اشاره فرمودید مطمئن باشید بدون قصد و غرض بوده به گونه ای که در معرفی خود توی وبلاگم هم همین عنوان را اشاره کردم.
      ممنونم که دقیقا بحث تغییر را که مدّ نظر من هست اشاره کردید ، اما اینها بیشتر دردی است که در دل ما می باشد و فقط از باب درد دل نگاشتم.در بحث تغییر همیشه دستهای پشت پرده ایست که فقط کارشون ممانعته ، البته شما استاد هستید و واقف به این مطالب. امید آنکه روزی برسه آرمانهای ما هم بدون دخالت دستهای پشت پرده به تحقق برسه و شاهد رشد هر چه بیشتر و در مسیر صحیح شهرمون باشیم. به افتخار شما کادر معرفی خودم را هم در اسرع وقت عوض خواهم کرد. التماس دعا.

  2. حمیدرضا پوربافرانی

    با سلام خدمت دوست عزیزم آقا مهدی
    مطلبت خیلی مفید و ارزشمنده امیدوارم که مورد توجه و پیگیری توسط مسئولین قرار بگیره
    با تشکر

    • مهدی پوربافرانی

      وعلیکم السلام حمیدرضای عزیزم.
      ممنونم بابت نظری که ارسال کردی. ما هم آرزو داریم که یه روزی این مسائل به گوش دوستان برسه و در مقام عمل شاهد اون باشیم که بافرانی پیشرفته در همه زمینه ها را میبینیم.

  3. مهدی پوربافرانی

    سلام گرم خدمت دوست عزیز و همیشه همراهم جناب بافران زاده عزیز.
    امیدوارم برداشت منفی نسبت به مطلبی که به اون ایراد گرفتید ( کادر معرفی نویسنده) نکرده باشید چون بدون هیچ هدف خاصی ، صرف اینکه توی وبلاگ خودمم هم دارم از اون استفاده میکنم نوشتم.اگه ناراحت شدید از شخص شما و همه عزیزان رسما عذر خواهی میکنم و سعی میکنم در اسرع وقت اونو تغییر بدم.
    واما بعد:
    ممنونم بابت اشاره صحیحتون در خصوص دلنوشته های من ، یعنی بحث ” تغییر ” اون هم از نوع درستش. ولی خودتون واقفید که همیشه دستهایی وجود داره که در قبال تغییرات مثبت ممانعت به عمل میارن چون نفع خودشون در خطره. امیدوارم روزی برسه که آرمانهای زیبای پیشرفت شهرمون در همه ابعاد تحقق پیدا کنه و اون روز دست در دست هم جشن بگیریم. تا اون روز فقط باید دعا کرد و دید و چیزی نگفت. التماس دعا.

  4. سلام
    نقدی بسیار عالی است، اصولا نوع نگاهت جالبه حاجی
    من خودم سعی میکنم توی نقدها مسئله را از بالا به پایین ببینم، یعنی اول یه اسکوپ یا دیدگاه کلان ارائه بدم و بعد خرد خرد از هر طرف وارد بشم
    ولی تو خیلی روش خاص و جالب و موثری داری، بولدوزری از یه طرف شروع می کنی صاف می کنی می ری جلو
    این خیلی روش خوبیه به نظرم

    البته هر دو نیازه، و. همین تفاوتها کار را پویا تر و مفیدتر می کنه
    ممنون
    یاعلی

    • مهدی پوربافرانی

      سلام آقا محمدرضا ی عزیز. امیدوارم کسالت برطرف شده باشه. از نظر لطفت نسبت به این دلنوشته ممنونم. من سعی میکنم اصولا هر مطلبی را به زبان مخاطبم بنویسم که قابل درک و محسوس باشد و حداقل تو این فضا قرار گرفته باشد یهعنی خودم را به اون نزدیک میکنم. با این حال باز هم مچکرم. یه طرحی برای قسمت سوم تو نظرم هست که دارم درموردش فکر میکنم. بد نیست. هنوز در مورد عنوانش به نتیجه نرسیدم ولی در مورد عید نوروز، فرصت طلایی یا ….. برای مسئولین شهرمون. فقط منتظرم شما هم مطلبت را بذاری که ترافیک نشه بعد شاید نگاشتم. التماس دعا.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.