معماری

برای بخشیده شدن به درگاه بخشنده ترین بخشندگان بیایید!

نکته های قرآنی در باره عفو و گذشت
۱۰-برای بخشیده شدن به درگاه بخشنده ترین بخشندگان بیایید!
گفتیم که همه انسانها در اثر : خطا یا اشتباه یا ترک اولی نیاز به بخشش الهی دارند.
گاهی یک لحظه غفلت از یاد خداوند سبحان ترک اولی و گناهی است که در نظر مقربان نیاز به بخشش الهی دارد و…چه رسد به کسانی که دائم در زنگی خطا و اشتباه می کنند.
اکنون اگر بپرسیم که به هر حال ما فعلا آلوده به گناه شده ایم ، برای پاکسازی این نجاست از دامن شخصیتمان چه باید بکنیم خداوند سبحان در آیه ۱۱۰ سوره نساء می فرماید :
وَمَنْ یَعْمَلْ سُوءًا أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اللَّهَ یَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَّحِیماً
و هر کس بدى کند یا بر خویشتن ستم نماید سپس از خداوند آمرزش طلبد، خداوند را آمرزنده و مهربان خواهد یافت.
بنابر این راهی و درگاهی جز راه توبه و انابه و درگاهی جز درگاه خداوند بخشنده و آمرزنده باقی نمی ماند.
جالب است که خداوند سبحان در این آیه وعده داده است که گناهان توبه کننده را خواهد آمرزید.پس شک و شبهه و اما اگر نباید کرد .
جالبتر از این که حضرت حق هم گناهان توبه کارانی را که ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند را می بخشد این است که حتی گناهان آنهارا برایشان تبدیل به حسنه می کند!!
در آیه ۷۰ سوره فرقان فرموده اند :
إِلَّا مَن تَابَ وَءَامَن وَعَمِلَ عَمَلاً صَلِحاً فَأُوْلَئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَتٍ وَکَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِیماً
مگر کسانى که توبه کنند و ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند. پس اینان (کسانى هستند که) خداوند بدىهایشان را به نیکى تبدیل مى کند، و خداوند آمرزنده و مهربان است.
علامه مجلسی در بحار الانوار در این باره نوشته است :
امام رضا ع فرمود: به پیامبر ص گفته شد: فلانى انسان بدبختى است، زیرا بسیارى از گناهان را مرتکب شده است. پیامبر فرمود: هرگز چنین نیست که شما مى گویید، بلکه او نجات یافت و به حسن عاقبت رسید و گناهانش از بین رفت و به حسنات تبدیل شد. زیرا او روزى از راهى مى گذشت، مؤمنى را دید که عورتش پیدا بود و خود متوجّه نبود. (گویا خواب بوده است) این شخص بدن او را پوشاند و براى آن که خجالت نکشد او را با خبر نکرد، وقتى آن مؤمن متوجّه شد، در حقّ او چنین دعا کرد: خداوند به تو پاداش بسیار عطا کند، آخرت تو را با خیر همراه سازد و در حساب با تو مناقشه و سختگیرى نکند. خداوند دعاى آن مؤمن را در حقّ آن شخص، مستجاب فرمود و او خوش عاقبت شد.
وقتى که این مژده ى پیامبر اکرم ص به آن گناهکار رسید او از همه ى گناهانش توبه کرد و اهل طاعت خدا شد. پس از یک هفته که گروهى از دشمنان اسلام به مدینه حمله کردند، پیامبرص دستور دفاع داد، آن مرد نیز همراه با مسلمانان دیگر براى دفاع آماده شد و در درگیرى با دشمنان به شهادت رسید و عاقبتش به خیر وسعادت ختم گردید. (۱)
در تفسیر نور هم آمده است :
۱- کیفرهاى قیامت، هم کمّى است، «یخلد» و هم کیفى. «مهانا»
۲- اسلام، بن بست ندارد. گنهکار نیز راه بازگشت دارد. «الاّ مَن تاب»
۳- در هنگام ارتکاب گناه، ایمان از کف مى رود، و هنگام توبه باز مى گردد. «الا من تاب و آمن»
۴- توبه، یک انقلاب همه جانبه است، نه یک حرکت سطحى ولفظى، عمل صالح نشانه ى توبه واقعى است. «تاب وآمن و عمل»
۵ – توبه و ایمان واقعى، کارهاى انسان را تغییر مى دهد و رفتار ناپسند او را اصلاح مى کند. «وعملعملاً صالحا»
۶- همان گونه که خداوند در آفرینش هستى از خاک وکود، گُل مى سازد، سیّئات انسانها را به حسنات تبدیل مى کند. «یبدّل اللّه سیّئاتهم حسنات»
علامه طباطبایی در المیزان در این خصوص نوشته است :
حسنه یا سیئه بودن عمل منوط به آثار عمل است وتبدیل سیئات به حسنات نیز به معناى تبدیل آثار است
و آنچه به نظر ما مى رسد این است که باید ببینیم گناه چیست ؟
آیا نفس و متن عمل ناشایست گناه است و در مقابل نفس فعلى دیگر حسنه است و یا آنکه نفس فعل و حرکات و سکناتى که فعل از آن تشکیل شده در گناه و ثواب یکى است و اگر یکى است – که همینطور هم هست – پس گناه شدن گناه از کجا و ثواب شدن عمل ثواب از کجا است ؟
مثلا عمل زنا و نکاح چه فرقى با هم دارند که یکى گناه شده و دیگرى ثواب ، با اینکه حرکات و سکناتى که عمل ، از آن تشکیل یافته در هر دو یکى است ؟ و همچنین خوردن که در حلال و حرام یکى است ؟ اگر دقتى کنیم خواهیم دید تفاوت این دو در موافقت و مخالفت خدا است ، مخالفت و موافقتى که در انسان اثر گذاشته و در نامه اعمالش نوشته مى شود، نه خود نفس فعل ، چون نفس و حرکات و سکنات که یا آن را زنا مى گوییم و یا نکاح ، به هر حال فانى شده از بین مى رود و تا یک جزئش فانى نشود نوبت به جزء بعدى اش نمى رسد و پر واضح است که وقتى خود فعل از بین رفت عنوانى هم که ما به آن بدهیم چه خوب و چه بد فانى مى شود.
و حال آنکه ما مى گوییم : عمل انسان چون سایه دنبالش هست ،پس ‍ مقصود آثار عمل است که یا مستتبع عقاب است و یا ثواب و همواره با آدمى هست تا در روز ((تبلى السرائر)) خود را نمایان کند.
این را نیز مى دانیم که اگر ذات کسى شقى و یا آمیخته به شقاوت نباشد، هرگز مرتکب عمل زشت و گناه نمى شود، (همان حرکات و سکناتى را که در یک فرد شقى به صورت زنا در مى آید، انجام مى دهد، بدون اینکه زنا و کار زشت بوده باشد) پس اعمال زشت از آثار شقاوت و خباثت ذات آدمى است ، چه آن ذاتى که به تمام معنا شقى است و یا ذاتى که آمیخته با شقاوت و خباثت است .
حال که چنین شد، اگر فرض کنیم چنین ذاتى از راه توبه و ایمان و عمل صالح مبدل به ذاتى طیب و طاهر و خالى از شقاوت و خباثت شد و آن ذات مبدل به ذاتى گشت که هیچ شائبه شقاوت در آن نبود، لازمه این تبدل این است که آثارى هم که در سابق داشت و ما نام گناه بر آن نهاده بودیم ، با مغفرت و رحمت خدا مبدل به آثارى شود که با نفس سعید و طیب و طاهر مناسب باشد و آن این است که : عنوان گناه از آن برداشته شود و عنوان حسنه و ثواب به خود بگیرد. و چه بسا ذکر رحمت و مغفرت در ذیل آیه اشاره به همین معنا باشد.

——————-
۱-بحار، ج ۵، ص ۱۵۵٫

همچنین ببینید

پیکر شهید حسین پوربافرانی تشییع و در گلزار شهدای بافران آرام گرفت

پیکر پاک شهید حسین پوربافرانی که بعد از ۳۵ سال در جریان کاوش و تفحص …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.