معماری

یادش به خیر

زاغکی قالب پنیری دید

به دهان برگرفت و زود پرید

بر درختی نشست در راهی

که از آن می گذشت روباهی

روبهک پرفریب و حیلت ساز

رفت پای درخت و کرد آواز

گفت به به چقدر زیبایی

چه سری چه دمی عجب پایی

پر و بالت سیاه رنگ و قشنگ

نیست بالاتر از سیاهی رنگ

گر خوش آواز بودی و خوشخوان

نبودی بهتر از تو در مرغان

زاغ می خواست قار قار کند

تا که آوازش آشکار کند

طعمه افتاد چون دهان بگشود

روبهک جست و طعمه را بربود.


شاید  شما عزیزان خصوصا آن هایی که در سن و سال من هستند ، شعر بالارو به خاطر دارند  . شعری از حبیب یغمایی شاعر دیار و کویر خودمان که داخل  کتاب دوره دبستان ما بود و حفظش میکردیم.  داستان زاغی که قالب پنیری رو میدزدید، و بعد روباه حیله گری با چرب زبانی  و چاپلوسی و حیله گری و مکر و خدعه و نیرنگ و فریب ، پنیر دزدی را صاحب میشد.نمی دانم این شعر هنوز هم در کتابهای درسی هست ؟

یادش بخیر کلاس دوم دبستان خانه خدابیامرز حاج جواد علی اکبر (کارگر )یادش به خیر و هزاران بار یادش به خیر

 


 

همچنین ببینید

قلعه رستم نشانگر دور اندیشی مردمان بافران قدیم

وجود هسته اولیه بافران در حوالی قلعه رستم است/ خبرگزاری شبستان: قلعه رستم قلعه ای …

یک دیدگاه

  1. خرید فالوور اینستاگرام

    اقا خیلی وبسایتتون عالیه

پاسخ دادن به خرید فالوور اینستاگرام لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.