معماری

نقد آخر عزاداری (۴)

سلام. عزاداری همه شما در روزهای پایانی ماه صفر مورد قبول حقتعالی انشاالله.

همچنین حلول ماه سرور اهلبیت (ع) بر شمامبارک.

امروز باتموم شدن ماه محرم و صفر قصد دارم بحث  پر چالش مراسم عزاداری را اگر چه ناتموم ولی فعلا تمومش کنم.  این چند روز که تو مراسمهای عزاداری شهرمون توفیق حضور داشتم حس کردم یه جورایی این نقدها داره مطالعه میشه ولی ترسیدم از اینکه ته کار بشه : حرف و حرف و حرف. برا همین چون به باد فراموشی سپرده نشه فعلا بحث را با چند مورد اشاره دیگه تموم میکنم تا انشاالله به شرط حیات و عدم ممات محرم بعد.

کاستی ها و نواقص روز اربعین امام حسین ( ع) و روز ۲۸ صفر را عبور می کنم ، اما روز ۳۰ صفر از صبح که هیئت از کوچه های تنگ محله  قدیمی شهر مون  و در یخ زدگی مسیر که بدلیل برودت شدید هوا در شب قبل و صبح همان روز ایجاد شده بود  بالاخره به مسجد هفت تن رسیدیم و پس از شنیدن گزارشی در خصوص کارهای انجام شده در این مسجد و…. که ظاهرا این امر دیگه برای تموم مسجدها داره تکرار میشه که یک نفر بیاد  تو روزی که همه اومدن برا صاحب اون روز عزاداری کنن ، یه نفر که برا هر مسجدی هم مشخصه که چه کسی بیاد  فرقی هم نداره هوا سرد باشه یا گرم ، مردمی که برای عزاداری اومدن اون لحظه پذیرش و آمادگی شنیدن این حرفها رادارن یا ترجیح میدن کیک و شعله زرد و …. بخورن و با دوستانشون صحبت کنن یا از شدت سرما فقط ………. بعد هرچی مداح بخواد مرثیه بخونه چون فاصله  ایجاد شده به سختی میتونه دوباره فضا را آماده کنه.

به سختی از مسیرهای پر از برف و تا حدودی یخ به عشق امام رضا (ع) به سمت قدمگاهش رهسپار شدیم . تو مسیر با خودم میگفتم حتما دیگه اونجا تیرخلاصی امروزه و دلها همه روونه مشهدش میشه. داشتم به خودم وعده و وعید میدادم که رسیدم به قدمگاه آقا.

هنوز هیئت زنجیر زن داشتن وارد میشدن که بین  هیئت افرادی  با سینی های بزرگ حاوی حلیم عبور میکردن و تا لحظه آخر دغدغه همه شده بود حلیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم. نکنه به ما نرسه؟ از چه حربه ای استفاده کنم بیشتر ………؟اینا چیزهایی بود که در اطراف من میگذشت و شاهد این صحنه ها بودم. مداح مرثیه میخواند و مردم حلیم میخوردند. عده ای هم که از قبل پیش بینی کرده بودن سطلهای بزرگ جهت حمل حلیم اضاف به خانه و کاشانه خود را داشتن. انگار نه انگار که مرثیه خوان داره از امام رضا میخونه. عده ای هم که پیش بینی این صحنه را نکرده بودن خود خالق صحنه ای جدید بودن . به گونه ای که تعداد زیادی ظرف حلیم را گرفته بودن و با گماشتن نگهبان بر سر آنها خود به جستجوی وسیله ای بزرگتر که بتوان با آن حاصل دسترنج خودشون را به خانه برسانند بودن. بگذریم.

توی دروازه هم که دیگه حسابی حرصمون از مراسم صبح تا حالا در اومده بود ، عزیزانمون دست به یک ابتکار زدن و با میدون دادن به دو تا نوجوان  قصد داشتن فضا را یه جورایی متنوع کنن . که چندان هم دلچسب نبود و مردم بیشتر به گپ زدن و یا نوشیدن شیر داغ تو این هوای سرد که اینهمه پاهاشون یخ کرده بود فکر میکردن تا…………………

دوست عزیزم که برای هیئت واقعا زحمت میکشه و باید ازش تشکر ویژه بکنم ، ( فکر کنم منو که دید ) عنوان کرد که بعضیها میگن چرا کوچه گردی میکنیم و…. و شروع کرد به گفتن دلیل . البته منو که نتونست قانع بکنه چون دلایلش هیچ ربطی به سئوالی که  مطرح کرد نداشت . ولی با این وجود من که دوستش دارم. و قصد دارم یه طرحی را تا سال آینده ایشاالله آماده کنم و به صورت کلی به بررسی موضوع عزاداری ، چالشها ، آسیبهای پیش رو و راه کارهای پیشنهادی بپردازم.

اما حسینیه . وای که دوباره رسیدم به ………………………..

همه آماده بودن مراسم زیبای وداع با ماه صفر را انجام بدن.

۱- معلوم نبود کی میخواد شعرش رو بخونه. بارها عنوان شد پشت میکروفون سه نفر مداح بیان ولی اصلا سه نفر نمی دونستن کیا هستن، غیر از یک نفرشون.یعنی اون دو نفر هر کسی میتونست باشه حتی نویسنده مطالب.

۲- بالاخره یکی دیگه از مداحان را پیدا کردن از میون جمعیت ، اونم که نه میدونست چی باید بخونه و نه اینکه چه سبکی باید بخونه تا اینکه بالاخره راهش انداختن. بنده خدا از امام ششم رفت امام نهم ، دوباره برگشت امام هفتم و…. و مردم همچنان می چرخیدن.

۳- تازه رسیدیم به اصل کار که دوباره سیستم صوتی ، سوتی دادن. توی اون جمعیت سیستم صوتی بارها قطعی و وصلی خودش رو نشون داد تا یک بار دیگه نقش اول بی نظمیهای عزاداریهامون را ایفا بکنه. بنده خدایی تا سیسیتم صوتی قطع شد شروع کرد به چاووشی خوانی که فکر کنم تو اون فضای شلوغ صداش فقط به خودش میرسید و یکی دو نفری که کنارش بودن. اصلا چاووشی خوانی اونجا سنخیتی داشت؟

مطلب زیاد بود ولی به همین موارد بسنده کردم.

سعی کردم متنهایم دل کسی را نلرزاند و به کسی اهانت نشود. که اگر خدای ناکرده اینگونه شد عذر مرا پذیرا باشید.

شاید در حضورهای بعدی موضوعات دیگری را به رشته نقد درآورم.

فعلا التماس دعا.

کوتاهترین دعا برای بلندترین آرزو: اللهم عجل لولیّک الفرج

 

همچنین ببینید

محرم در بافران

بوی نسیم حزن و ماتم از سرزمین بلای نینوا به مشام می رسد و دل …

۱۵ دیدگاه

  1. سلام … لطفا بگو پسر کی هستی وچقدرتحصیلات داری…

    • سلام
      توی تصویر بالای مطلب ایشون را می تونید ببینید
      یاعلی

    • مهدی پوربافرانی

      سلام دوست عزیزم. به نظرم نشونی هایی که دادم برای شناخت من کافیه . اگر چه بعضی دوستان حتی اقدام به شناسایی نام و نشان من هم کرده اند ولی دوستانی که ناشناس و یا بان مستعار کامنت میگذارن باید بیشتر شناختشون تا من که تمام نقدهام را با نام و نشان نوشتم . ضمنا مطالبی که من نوشتم بیشتر شبیه مقاله بوده تا نقد و از نظر برخی دوستان هم ضعیف بوده پس نیازی به مدرک تحصیلی بالایی نداشته و نداره . حساس نشو لطفا. اگه خیلی کنجکاو هستی عکس مراسم الوداع را که برای این نقدم انتخاب کردم سعی کردم طوری باشه که برخی مطالب بالا را که نوشتم مشمولینش توی عکس باشن اگه یه کم دقت کنی خودمم میتونی پیدا کنی همین نزدیکیها ( توی عکس). التماس دعا.

      • سلام اقا مهدی ناراحت نشو پرسیدم تحصیلاتت چقدره چراکه میخواستم یه وقت جسارتی درمقام علمی شمانکنم شما توصفحه اصلی مقاله مینویسی وبعدمیگی مهدی پوربافرانی خوب ماتازه فهمیدیم که این مهدی پوربافرانی رفیق مابوده ضمن اینکه خدا میدونه من دلیلم رابرای اسم مستعار برای مدیرسایت گفتم یحتمل دیگه ماراهم میشناسه.ولی خداوکیلی دوست داریم اقامهدی ادامه بده.

  2. مهدی جان سلام:درگذشته نقدهای شما را خوندم اما حیفم اومدکه مثل گذشته که ازمطالب شما کلی استفاده کردم چیزی نگم ۱-صنعت نقددرادبیات ماصنعت دقیق وظریفیه وفوت وفن خاص خودشاداره وامروزه به یک تخصص تبدیل شده که به نظرمیادعلیرغم رفاقت شمابامدیریت سایت اگرچه به صورت اماتوری خوب نقد کردیداما نقدشماازقوت خوبی هم برخوردارنیسش۲-درنقدنبایدهدف محتوایی رافراموش کردهدف ازعزاداری اهل بیت علیهم السلام انست که مابتونیم با شناخت ومعرفت عزاداری کنیم اما شما درنقد خودکوشش کرده ایدتا نظم ونظام رادرهدف قرار دهیدکه بامثالی که از حسینیه زنجان وهمثا لهم میزنیدسعی دارید مخاطب خودرا به اغنا برسانیداین درحالی است که هدف از عزاداری دراین قسمت از عزاداری خلوص است نه نظمی که شما دنبال ان هستیدضمن اینکه خیلی وقتها نظم عزاداریها دربی نظمی ست واگربخواهیم به صورت نمادین دراوریم از اخلاص عزاداری کاسته میشود۳-شما میفرماییدچرا دسته عزا در کوچه ها دور میگردندبایدتوجه داشته باشید ازقدیم الایام موقافاتی برای پذیرایی هیئت عزاداری در نظر گرفته شده ضمن اینکه عزاداری بایدمسمایی داشته باشد واگر مثلا به مسجدسیدالشهدا میروندچون به نام اقا ابا عبدالله است ووو۴-تنها حلقه مفقوده نقدشما اخلاص است شاه بیت این غزلی که به ان پرداخته نشدمن همه نقدهای شما راتلویحا قبول دارم اما شمااگربه سفارش بزرگان توجه کنید مثلا استادعزیز ما میفرمودند{اگر درعزاداری اخلاص باشد همه چیز خودبه خود درست میشوداما اگراخلاص رفت همه چیز را باخودمیبرد}البته نمیتوانیم ونمیخواهیم بگوییم عزاداریهای ما اخلاص ندارد که هرگز چنین جسارتی نمیکنم اما درصد ان فرق میکند هرجا مشکلی پیش می اید درصداخلاص کم شده است درپایان حلول ماه مبارک ربیع راخدمت اقامحمدرضامدیر سایت وشما اقامهدی تبریک میگویم مهدی جان اجرتودرعزاداری با مهدی باشد

    • سلام
      به نظر این حقیر هم مقوله اخلاص بحث بسیار مهمی است، اگر اشتباه نکنم قبلا هم راجع به آن نوشته بودیم، ولی تصور میکنم اگر یک دوره ده ساله را نگاه کنیم، چیزی که قدم به قدم داره از عزاداری ها دور میشه اخلاص است، البته نمیگم اخلاص بافران کم است، اصلا، اتفاقا نسبت به خیلی از جاهای دیگه خیلی بهتره، مشکل مقایسه خود بافران امروز با بافران ده سال قبل است و شما و عزیزان قضاوت کنند در این ده سال و بیست سال و سی سال اخلاص عزاداری ها کم میشه یا زیاد؟

      این مطلب هم بد نیست فکر می کنم:
      http://bafran.com/?p=3262
      یاعلی

      • سلام:درتاییدصحبت شما که میفرماییداخلاص ما ازجاهای دیگربهتراست من هم موافقم به صورت مصداقی نگاه کنیدالان درشهرستان نایین اگریک اسیب شناسی بکنیم مردم به خاطر ا ینکه مداح میاورند ومبالغ هنگفت میدهند احتراض دارندالبته پرواضح است که کسی به مداح وپول احتراض ندارد ومعتقند مداحی که بخواهدبامبلغ نجومی مداحی میکندعیاراخلاص پایین می ایداما دربافران ما هنوز مداحان بومی ایمان بااخلاص میخوانند ومردم هم طالب همین هستند

    • مهدی پوربافرانی

      سلام دوست عزیز .
      در خصوص اخلاص در عزاداری اگر اشتباه نکنم در بخش انتقاد اول یا دوم شما باز هم متذکر شده بودید و اینجانب مواردی را در بخش سوم در پاسخ اشاره کرده بودم. مواردی که اینجانب در قسمت انتقاد به عزاداری نوشتم جزییات ریز اما برای مراسم ما درشتی بود که در برخی از اونا اگه برطرف نشه شک نکنید اخلاص در عزاداری ما به کمرنگی گرایش پیدا خواهد کرد. دوست من ، از اونجاییکه همه ما با هدف رضای خدا و عزاداری واقعی برای آقا اباعبدالله (ع) در ماه محرم ، خاصه تاسوعا و عاشورا از خانه و کاشانه خود بیرون می آییم به نظر شما این حواشی ما را به چه سمتی سوق خواهد داد؟ البته تمام مواردی که این حقیر در قاب نقد مطرح کردم با هدف دور نشدن از خلوص عزاداری بوده که اگه در مسیر صحیح خودش به هر نحوی که مصلحت باشه پیش بره مطمئن باشید در کم نظیر بودن عزاداریمون نباید شک کنیم.در قسمتی اشاره شد که من تاکید دارم بر منظم بودن عزاداری و شما نوشتید : خیلی وقتها نظم عزاداریها در بی نظمی هاست. درسته ، ولی با وجود مواردی که میشد اشاره کرد (که گاهی اوقات حس میکنم با نوشته هام خط قرمزها را هم رد کردم )و فضای حاکم بر فرهنگ عزاداری شهر ما به نظر شما آیا بی نظمی خود نظم است؟ در کامنتی که مدیر محترم سایت برای نقد سوم من نگاشتند عنوان رسمی شدن یا غیر رسمی بودن عزاداری مطرح شد که بنظر میرسه با عنوانی که اینجا شما هم اشاره کردید ، بتونه موضوع خوبی برای به نقد کشیدن مراسم خوب عزاداریمون توسط مسئولین محترم امر باشه.
      در آخر ممنونم که نقدها را مطالعه میکردید و با نظرات ارزشمندتون مرا مورد تفقد قرار میدادید. ضمنا به قول شما دوست عزیزم کار نقد فوت و فن خاصی میخواد . درسته من نه ادعای منتقد بودن میکنم و نه کارشناس کار فقط درد دلی بود و چند تا راه کار که به نظرم میرسید که خدا را شکر برای اولین بار نوشتم و حداقل سعی کردم شجاعانه هر آنچه را که مینویسم در صفحه مربوط به خودم و با نام خودم بنویسم و هیچ ابایی از نوشتن اسم خودم یا انتخاب نام مستعار نداشتم و مسئولیت تمام مطالب خودم را به گردن گرفتم . سعی کردم بیشتر ایینه باشم و دوستانه ، عاشقانه ، دلسوزانه بنویسم ، نظر لطف مدیر محترم سایت بوده که به این حقیر این میدان را داده وگرنه دوستی ما با ایشان به قبل از راه اندازی سایت مربوط میشود. امید آنکه شما دوستان عزیز که ثابت کردید با نوشته های خود صاحب قلم هستید پا در گود نهاده و سکان را به دست بگیرد . دوستتون دارم. التماس دعا.

      • سلام:مهدی جان :انچه مارابه خواندن مطالب شما دلخوش کرده صراحت شما ست من ازاینکه شما خط قرمز ها راردکردید نقدی ندارم واگر مطابق باواقع باشه ان رامیستایم ودرنقدمطالب شما به حداقل چیزی که رسیدم این بودکه شمافردی جوان ودلسوز وارمان گراهستیدهمچنین ازنوشته های شما به این نکته پی بردم که شما یابه خدمت سربازی رفته اید ویا اینکه شخصی نظامی هستید چرا که نوعا مطالب شما درباره نظم گویای چنین برداشتی بودولی یادمان باشه که درکارفرهنگی بایدبه تعبیرخود شما باچراغ خاموش حرکت کردوناگفته پیداست که سرعت وتحکم هرگز جواب نمیدهدامروز ودرسن جوانی شما امکانات خوبی فراهم است همین فضای مجازی این امکان رامیدهدهر جوانی بدون اینکه شخصیتش لطمه ببینداظهار نظرکندزمانی بودکه درسن شما که بودیم یابه ما میدان نمیدادندحرف بزنیم یااگر چیزی میگفتیم شخصیتمان وابرویمان درخطرقرار میگرفت درپایان “نقدهای زیبای شما رابا حوصله مطالعه میکردم واگرچه فرصت کمی داشتم امارسالت شغلیم ایجاب میکردکه نسبت به مسائل عزاداری بی تفاوت نباشم اجرشما بااقا ابا عبدالله وسعی شمامشکوربادلازم است بدانید من برای نهادینه کردن وجابه جایی یک ساختمان ده سال کار فرهنگی کردم تا مسئولین را به انجام یک کارمفیدمجاب کنم والان تازه گفته میشودکه مقدمات اینکارانجام شده است

  3. سلام آقا مهدی عزیز که حالا فهمیدم پسر نجاتعلی مرتضی هستی
    شما در خصوص دمام زنی در بافران که در روز اربعین مراسم را تحت الشعاع قرار داده بود …

    • مهدی پوربافرانی

      سلام . مچکرم. در خصوص مبحث نقد موارد بسیاری بود که همونطور که در نقد چهارم اشاره شد عیب زیاد بوده ولی چون به باد فراموشی سپرده خواهد شد و دوباره محرم سال آینده تمام موارد از نو تکرار خواهد شد اجازه بدید تا به شرط حیات و عدم ممات نزدیک محرم بعد موضوع را به چالش بکشیم و از الف تا یای عزاداری را قبل و بهد از ماه محرم و صفر گام به گام جلو ببریم .
      مثلا: چرا ما اینهمه در روز تاسوعا و عاشورا دوربین به دست داریم ؟ اصلا برا کجا فیلم میگیرن ؟ چرا اون لحظه های ناب را به فیلمبرداری میپردازن و حواس همه به سمت اوناست. با اینهمه فیلمبردار ظاهرا هنوز فیلم عاشورای امسال بیرون نیومده یا من خبر ندارم. به هر حال.
      یا بحث دمام زنی که نه در فرهنگ عزاداری ما جایی داره و نه در فرهنگ عزاداری امام حسین (ع) . بنا به نظر اکثر علما و مراجع تقلید وارد کردن هر گونه آلات و ادوات موسیقی به عزاداری شرعا مشکل داره که دمام هم به عنوان الات موسیقی شناخته میشود.
      یا اینکه ما در شهرمون الحمدلله به لحاظ جوونای خوش صدا نه تنها در منطقه که بعضا در کشور دارای کرسی های خوبی هستیم اما روز عاشورا شاهد اون بودم که قاری نمونه استانی در صف نماز جماعت نشسته بود ولی قاری قران را نتونستیم خوب انتخاب کنیم یا موذن نومنه کشوری از بچه های خوب شهرمون در نماز حضور داشت ولی ………..
      یا مکبر و حتی مجری مراسم نماز ظهر را میتونیم از پتانسیلهای بسیار قوی که داریم بهره بگیریم.
      ممنونم که با دقت مطالب را خوندی و نظر ارزشمندت را گذاشتی. التماس دعا.

  4. حمیدرضا پوربافرانی

    با سلام
    تشکر و خسته نباشی بابت مطلب خوبتون

  5. سلام آقا مهدی
    مطالبی که بیان کردی به نظر من هم از مشکلات اساسی ای است که کم کم داریم دچارش می شیم. این که بخش عظیمی از فکر و ذکر و توان عزاداری هامون داره میره به سمت پذیرایی و خوردن(البته در حد افراط و تفریط ها منظورم هست)، اینکه برنامه ها راباید پویا کرد، نوحه ها و مرثیه سرایی ها را باید پویا کرد، نظم ورود و خروج و حضور در توقفگاه ها را پویا کرد… اونجایی که گفتی”مداح مرثیه میخواند و مردم حلیم میخوردند” واقعا اصل مطلب رابیان کرد که عزاداری خدای نکرده به سمت سمبلیک شدن داره پیش میره. اخلاص چه از جانب من حاضر و چه از جانب متصدی هر امری شاید داره کم میشه. گرچه شدیدا معتقد هستم که عزاداری در بافران بسیار بسیار بهتر و بی ریاتر از مکان های دیگری است که تا کنون شرکت کرده ام. این را باید بگویم که متاسفانه نازیبایی ها همیشه بیشتر خودشون را نشون میدن تا زیبایی ها و ای کاش که اسم افراد را میشد آورد تا متوجه منظورم بشوید. صحنه های نابی که هیچ کدام از چندده دوربین فیلمبرداری(که خود معضلی است بر عزاداری هایمان) آنها را هیچ گاه ضبط نکرده اند و قطعا نمیکنند.
    مشکل عمده و بزرگ دیگر برخی انحرافات و به قول دیگر مدرنیته های با برنامه ریزی و حساب شده ای است که متاسفانه گام به گام در حال ورود به عزاداری است. که در توضیح همین قدر بگم که ای کاش شورهایمان آراسته شود به شعور حسینی.
    به هرصورت ممنونم که بحث مهم عزاداری را پیش کشیدی و راجع به اون بحث خوبی را راه انداختی. ای کاش در فرصتی مناسب بحثی را به صورت پیوسته بیان کنی تا انشاءالله از نظراتی که از سوی دوستان مطرح میشه برای رفع مشکلات استفاده کرد.

  6. سلام حاج مهدی
    ممنون بابت مطالبت
    من که نبودم و نمی دونم چه گذشته
    ولیکن یک پینشهاد دارم، اگر البته سخت نباشه برات و امکانش باشه
    نظرت چیه یه زحمتی بکشی یک بار حوزه های مختلف موضوعی پیرامون مراسم عزاداری بافران(در هر روزی فارغ از نوع عزاش) حوزه های موضوعی را شاخص بندی کنی؟

    مثلا:

    – حوزه محتوا
    —– نوع محتوا
    —– نحوه ارائه
    —–…
    – حوزه شکل
    —–…
    —–…
    – حوزه دست اندرکاران
    —–
    —–

    – حوزه امکانات
    —-
    – حوزه آسیبها
    —-
    – حوزه افت ها
    —–
    – …

    اینها پیشنهادات کاملا الکی و فی البداهه بود، ولیکن اگر محبت کنی تمام موضوع را که روش مداقه کردی حوزه بندی موضوعی کنی، مثلا بشه ۸ تا موضوع یا ۱۸ تا

    بعد ذیل هر موضوع مواردش و مصادیق و دانه دانه شاخصه هاش را عنوان کنی که مثلا تهش بشه ۸۰ تا شاخص یا ۲۴۰ تا یا هر تعدادی

    این می تونه یک گام بسیار مهم باشه
    البته اگر زحمتی نیست، صرفا یک پیشنهاد است
    یاعلی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.