معماری

سوال چهارم: چه کسی مسئول است؟

به نام خدا و با سلام

ضمن تبریک این ایام و تشکر از همه بزرگوارانی که در پروژه هفتاد سوال همکاری کرده هم از طریق سایت، هم ایمیل، هم تلفنی و هم حضوری مطالبی را فرمودند (که همه آنها به فضل الهی مستند می گردد)، سوال چهارم منتشر و تا حد امکان پاسخ داده می شود.

بحث به اینجا رسید که باید یک برنامه مشارکتی و نقشه راه همه جانبه برای توسعه شهر تدوین شود تا سرمایه ها هدایت شده و هزینه ها برنامه محور گردند. در بحث قبل ضمن رفت و برگشت ها و پرسش و پاسخ ها و بحثهای متعددی که در کامنتها شد به اینجا رسیدیم که چه کسی یا کسانی باید عهده دار برنامه ریزی و تهیه این نقشه گردند؟

پس سوال چهارم را اینگونه طرح می کنیم:

چه کسانی می بایست مسئول برنامه ریزی شوند؟ تیم متشکل از چه کسانی خواهد بود؟

برای پاسخ به این پرسش ابتدا به پرسش دیگری پاسخ داده می شود و آن اینکه شاخص ها و ملاکهای افراد برای حضور در این تیم چه باید باشد؟

در پاسخ به این سوال فرعی می بایست این شاخص ها را بیان نمود:

– تعهد و سلامت نفس

– توان علمی و تجربی برای موضوع بحث

– اطلاع و احاطه نسبی به وضعیت بافران و ابعاد آن

– در دسترس بودن افراد و تعهد ایشان برای اینکه وقت کافی و لازم برای این کار قرار دهند

– توجه به استفاده از سلایق و نظرات مختلف و همه طیف های جامعه

– استفاده از مجریان برای بالابردن ضمانت اجرایی کار

و …

سوال فرعی دومی که طرح می شود آن است که جریانها  و گروه های بالقوه برای استفاده در این کارگروه ها کیستند؟

به نظر این حقیر در پاسخ به این سوال میبایست این گونه لیستی از جریان های مختلف را بیان نمود:

(توجه آنکه بیان این اسامی به معنای نادیده گرفتن مردم نیست، در چنین برنامه ریزی هایی بهتر است مدام به خود یادآوری کنیم که فرضا بناست برنامه ای ۲۰ یا ۳۰ ساله نگاشته شود و لذا اینگونه میتوان افراد را شناسایی کرد ولیکن انشاالله همه مسئولین عزیز حواسشان است که مردم ولی نعمتان اصلی هستند )

– مسئولین و مجریان فعلی شهر(شهرداری و شورا و سایر نهادهای رسمی شهر)

– مسئولین یا امنای مساجد و پایگاه های اجتماعی مذهبی ( بالاخص مسجد جامع)

– مسئولین گروه های غیرارگانی فعال در شهر(مانند خیریه فاطمه الزهرا، کتابخانه و مجتمع و …)

– مسئولین سابق و با تجربه بافران (اعضای صاحب نظر شوراهای قبل و …)

– جریان روحانیت و روحانیون معزز شهر بالاخص حضرت حجت الاسلام و المسلمین اسلامی

– افراد دانشگاهی بافران که در خصوص بافران هم صاحب نظر باشند

– بافرانیانی که در ارکان قدرت فرابافران دخیل هستند(بافرانیان مسئول در شهر نایین، استان یا سطح کشور، یا احیانا برخی اصناف خاص مانند کارخانه و …)

– نمایندگان اقشار مختلف مانند جوانان، زنان و…

– کسانی که پایگاه های اجتماعی خاصی بین مردم دارند و شاید در هیچ گروه فوق هم قرار نگیرند

و …

(لطفا درنظرات این لیست را کامل کنید چرا که نیاز به دقیق شدن مختصات موضوع وجود دارد و باید نقشه ای از گروه های شهر در دست باشد)

 

پس از پاسخ به این سوال، به پرسش اصلی باز می گردیم، چه کسانی مسئول تدوین نقشه باید باشند؟

پاسخ پیشنهادی این حقیر به این سوال اینگونه است که:

– پیشنهاد اینجانب انجام این کار به صورت خوشه ای است  که یک هسته مرکزی به همراه چندین شورا و کمیته اقماری برای این منظور نیاز خواهد بود

– هسته مرکزی می بایست به صورت بسیار کم جمعیت و البته با دقت فوق العاده بالا انتخاب شود، ترکیب پیشنهادی می تواند به شکل ذیل باشد:

+ یک یا دو نماینده از مسئولین رسمی(شورا و شهرداری و…)

+ یک یا دو نماینده به نمایندگی تمام مجموعه های مذهبی(مساجد و …)

+ یک  یا دو نفر به عنوان صاحب نظر در مسائل مورد بحث و صاحب اطلاع از ابعاد مختلف شهر

+ یک نفر از طرف روحانیون

+ یک نفر به نمایندگی از بافرانیان دانشگاهی (اساتید و …)

+ یک یا دو نفر به نمایندگی از جریانات سیاسی و … صاحب نفوذ در شهر

+ یک یا دو نفر به نمایندگی از بافرانیانی که مسئولین فرابافرانی هستند

+ یک یا دو نفر متخصص برنامه ریزی جهت پیشبری جلسات و تدوین موضوعات

و …(نظر خاصی راجع به این ترکیب ندارم و صرفا برای اینکه ذهنمان در موضوع درگیر شود ترکیبی پیشنهاد دادم، به نظر اینجانب باید روی این موضوع خیلی بحث شود و انتخاب دقیق و صحیح این تیم تقریبا ۵۰ درصد کل کار است)

– این تیم باید توسط چه کسانی تشکیل شود؟ از نظر اینجانب در حال حاضر شورا می تواند بهترین گزینه برای این منظور باشد. البته پیشنهاد ایده آل این حقیر برگزاری یک جلسه فراخوان(مانند بافرانیان خارج بافران) و دعوت از همه نخبگان (از دسته بندی جریان های حاضر در بافران(که در پاسخ به سوال فرعی دوم بیان شد)). در حقیقت این جلسه برای این منظور است که از بین حضار(که یحتمل بیش از ۲۰۰ نفر  نخواهند بود) تیم هسته مرکزی انتخاب شود و حتی این تیم به عنوان یک تیم غیررسمی و جدا از شورا و سایر مجموعه های رسمی تعریف شود(هرچند ممکن است بسیاری از مسئولین عزیز در همین تیم باشند).

ولیکن حتی اگر این پیشنهاد ایده آل اجرایی نباشد، شورا می تواند راسا به شناسایی و انتخاب و دعوت از افراد همت گمارد. در صورتی که شورا این مسئولیت را می پذیرد پیشنهاد بسیار مهم اینجانب آن است که در اولین جلسه از خود این تیم چند نفره خواسته شود تلاش کنند تیم را کامل کنند و اگر نقصی در ترکیب نفرات است آن را کامل کنند.

توجه بسیار مهم دیگر انتخاب فراجناحی این هسته مرکزی است، چراکه این هسته اگر فراجناحی تعریف نشود و از همه سلایق و علایق در آن نباشند قطعا شکست برنامه حتمی خواهد بود.

– در کنار این تیم اصلی، مجموعه کمیته های اقماری تشکیل خواهند شد. این کمیته ها تصمیم سازان اصلی جهت نقشه، و تیم مذکور تصمیم گیران اصلی برای تصویب نسخه نهایی نقشه خواهند بود. این کمیته ها می توانند در موضوعات تخصصی مورد نیاز تعریف شوند مانند:

    + کمیته های موضوعی مثل فرهنگی،سیاسی، عمرانی، ورزشی و …

    + کمیته های مصداقی مانند کمیته بررسی جایگاه مسجد در آینده بافران، یا کمیته تدوین نقشه راه رشد و گسترش کمی وکیفی مسجد جامع بعنوان محور اصلی بافران، یا کمیته بررسی وضعیت عزاداری عاشورا و تدوین نقشه یا کمیته اشتغال و …

    + کمیته های بررسی موضوعات خاص مانند زنان، خانواده، اعتیاد، جوانان، نخبگان

هر یک از کمیته ها می بایست اطلاعات مورد نیاز در موضوع خاص را جمع آوری و تحلیل کند.این کمیته ها هم می توانند در همان جلسه عمومی(حدود۲۰۰ نفره) انتخاب شوند.

– پیشنهاد اینجانب آن است که این کمیته ها در مدت زمان مشخصی(۳ تا ۶ ماه بسته به موضوع) تشکیل جلسه منظم داده، به چند کار بپردازند:

+ تحلیل محیط(فرصت، تهدید، قوت و ضعف در موضوع خاص)

+ تحلیل موضوع(علمی)

+ پیشنهاد نقشه راه و چشم انداز مشخص در موضوع خاص

+ تدوین یک گزارش نهایی برای پیشنهاد مذکور به همراه مستندات

مثلا کمیته عزاداری عاشورا اولا باید تحلیل محیط کند، یعنی یک نگاشت مفهومی از موضوع و مراسم عاشورا نوشته و ابعاد مختلف را مشخص کند. بعد مشخص کند چه ضعف و قوت هایی  در مراسم کنونی است، چه آسیب ها یا تهدیدهایی پیش رو است؟ چه فرصتهایی پیش رو است؟ چشم انداز ایده آل چنین مراسمی در ۲۰ سال بعد چیست؟ ابعاد این مراسم،شکل برگزاری و … با ریز جزییات برای ۲۰ سال بعد چیست؟ اشکالات کنونی که باید رفع شوند چیست؟ جز به جز و دقیق باید بررسی شده و جمع بندی شود

پس از این کار یک گزارش نهایی مفصل در چارچوب خاص آماده ارائه می شود که نقشه راه اصلاح مراسم عزاداری را بیان نموده است و پیوستهای آن نیز ابعاد مختلف را شکافته اند.

– در پایان هسته اصلی طی مدت زمان مشخصی یکایک گزارش ها را بررسی کرده، خلاصه نموده و جمع بندی می نماید. نسخه نهایی گزارش این هسته می تواند در یک جلسه عمومی نخبگانی(مثلا ۵۰۰ نفره) در بافران به بحث گذاشته شود(مثلا مثل همایش بافرانیان با حضور همه نخبگان خارج و داخل)

نتیجه در عمل چه خواهد بود؟

آنچه در عمل اتفاق می افتد این خواهد بود که در حالت ایده آل مثلا در تاریخ اول آذر(کاملا فرضی) جلسه ای برگزار شده و به دعوت شورا، همه نخبگان و جریانات مختلف بافران از تیپ های مختلف دعوت می گردند. در این جلسه شورا پیشنهاد خود برای هسته مرکزی را ارائه می دهد که به رای و بحث گذاشته شده و در نهایت تعداد مشخصی افراد انتخاب می شوند و در همان جلسه روی کمیته ها هم بحث می شود(می توان از قبل برنامه ریزی کرد که بعد از جلسه عمومی،بلافاصله چند جلسه کوچک تر تشکیل شده و افرادی که متخصص و مرتبط با هر موضوع خاصی هستند در همان جلسه شرکت کنند). به هر حالبه هر شکل باید در این روز خاص(اول آذر) هم هسته مرکزی و هم کمیته ها تشکیل شوند، آیین نامه پیشنهادی جلسات هر یک هم (در قالب یک برگه کاغذ و نه بیشتر) ارائه و تصویب شود.

سپس در فاصله یک هفته هسته تشکیل جلسه داده و برنامه خود برای بررسی موضوعات طی یک سال آینده را معین می کند. از سوی دیگر کمیته ها دست به کار شده و طی زمان فرصتی که دارند(در آیین نامه شان مشخص میشود حداکثر ۶ ماه کافی است ) به بررسی موضوعشان می پردازند. اگر نیاز است با افراد دخیل و ذینغوذان در آن موضوع بحث و مصاحبه می کنند، با مردم صحبت می کنند،عکس و فیلم و اطلاعات جمع می کنند، از متخصصان کمک می گیرند، مطالعه نظری اگر نیاز است انجام می دهند، با مسئولین امر جلسه میگذارند و …

تا بالاخره بعد از فرصت زمانی مشخص (مثلا روز ۱ مرداد) گزارش کمیته ها آماده می شود، گزارشهای مبسوطی که درآن علاوه بر مطالعات نظری و میدانی، تحلیل محیط انجام شده، نقاط قوت و ضعف و فرصت و تهدید نوشته شده و همچنین پیشنهادات چشم اندازی و راهبردها و برنامه های اصلاحی ارائه شده است.

این گزارش ها از تاریخ ۱ مرداد به مدت سه ماه(فرضا) در جلسات هسته بررسی می شود و بعد هم با ارائه نتایج مطالعات و بسته ها به افرادی که در جلسه همایش اولیه شرکت کرده بودند، از آنها درخواست میشود آنها را مطالعه کرده و روی برنامه های پیشنهادی مستخرج از آنها مداقه نمایند.

در نهایت پس از گذراندن تمام این کارها، مثلا در تاریخ اول دی ماه سال بعد آن، برنامه نهایی و اصلاح شده آماده است و در جلسه ای با حضور نخبگان و … رونمایی میشود. این جلسه باید سرآغاز راه اندازی هیئت های اجرایی برنامه ها باشند که این بخش از کار بعدا توضیح داده خواهد شد و وارد مقوله اجرا هم خواهیم شد.

چند تذکر:

۱- برخلاف ظاهر پیچیده توضیحات این حقیر، این برنامه هیچ پیچیدگی ندارد، هزینه عجیب و غریبی ندارد و صرفا توجیه همگانی را برای همکاری و همت مسئولین را می طلبد.

۲- به نظر اینجانب اگرجلسات پیگیرانه و منظم تشکیل شوند در مدت زمان ۱ یا ۱٫۵ سال می توان برنامه را تدوین نمود.

۳- فراموش نکنیم الان ما مختار نیستیم در اجرای این برنامه، بلکه اقتضائات قطعا ما را مجبور خواهد کرد یا چنین برنامه ای اجرا شود و یا امیدی به چشم انداز روشنی برای شهر در افق بلندمدت نداشته باشیم.علت پیگیری های بسیاراینجانب و اصرار زیاد در اجرای چنین برنامه ای نیز همین است.

۴- نقش ما چیست؟ نقش ما و من و نویسندگان و خوانندگان سایت چیست؟ اگر انشائالله این مطالب بتواند صرفا تغییر ذهنیت و تغییر افق و نگاه در افراد مسئول چنین برنامه هایی ایجاد کند از نظر ما کافی است، صرف خوانده شدن این مطالب توسط بزرگوارانی که یحتمل در آینده در این برنامه ریزی یا فرآیند مشابهی درگیر هستند، یا کسانی که مسئولین حال حاضر و یا آینده بافران هستند از نظر اینجانب کافی است و می تواند ما را در سایت به هدف خود برساند که ما مامور به وظیفه ایم نه نتیجه.

بار دیگر از همه شما عزیزان تقاضا می کنم در این پرسش با نظرات موشکافانه خود همکاری نمایید. این پرسش خیلی از سه پرسش قبل سخت تر بود و اینجانب یقینا نتوانسته ام ابعاد مختلف کار را ببینم، لطفا همکاری کنید که کار پخته شده و پیشنهاد نسبتا خوب اجرایی از آن به دست آید.

و من الله التوفیق

همچنین ببینید

گزارش تصویری از شب هفتم ماه محرم

مراسم شب هفتم ماه محرم با حضور امام جمعه شهرستان نایین حجت الاسلام سجادی و …

۸۳ دیدگاه

  1. مهدی پوربافرانی

    سلام محمدرضا. دقیقا رفتی سر موضوعی که من مجبور شدم براش چهار تا متن بنویسم اونم ناقص و ابتر. واقعا کی مسئوله؟ ما هدفمون از ابتدا که مینوشتیم ارتقا و اعتلای شهرمون در همه زمینه ها و خصوصا رشد فرهنگی موضوعات مختلف مثلا: فرهنگ عزاداری ، فرهنگ انتقاد پذیری ، فرهنگ پذیرش تغییرات و….. بوده و هست. اگه دقت کرده باشی ما بدلایلی از روستا به شهر تغییر گرایش دادیم. و در همجواری ما روستاهایی هستن یا بهتر بگم روستاییه که دغدغه شهر شدن را شدیدا پیدا کرده. دارن هر کاری میکنن که شهر بشن البته با انسجام و وحدتی که بینشون وجود داره ، دارن چراغ خاموش میرن جلو یه کارایی که ما مبدعش تو منطقه خودمون بودیم مثل همایش افراد مقیم شهرهای مختلف را از ما الگو گرفتن و دارن رو به جلو پیش میرن . ترس من و ما باید اون روزی باشه که ما الگو بودیم و حالا باید از اونا الگو بگیریم. قبول کنیم پیشرفت شهرمون از هر لحاظ شبیه حرکت لاک پشت شده و هرگاه میگیم مسئول کیست؟ با یه عالمه علامت سئوال ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ روبرو میشیم. واقعا اگه برنامه مدونی برای شهرمون طراحی بشه و چشم انداز چندساله ( کوتاه مدت) در نظر گرفته باشه با اون پتانسیلهای موجود به راحتی بافرانی در سطح ملی میشه تصور کرد. مگه ما از آران و بیدگل کاشان کمتریم که شخصا توی چندتا از مراسمهای مذهبیشون بودم که اونقدرها هم توصیفی نیست که بشه وصفش کرد ولی با اتحاد و انسجام و با هدف ارتقا و اعتلای نام شهر آران تمام مراسمهای مذهبیشون نه تنها از شبکه استانی سیما بلکه خیلیه از جمله قرائت قران سی صبح ماه مبارک رمضان به صورت مستقیم از شبکه بین المللی قران پخش مستقیم میشه و الان آران و بیدگل را همه کشور میشناسن . بافران ما خیلی خیلی پتانسیل قوی تری داره که بشه روی اون کار کرد ولی آخرش میرسیم به همون سئوال که واقعا مسئول کیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ضمنا من دوست ندارم همیشه مقایسه کنم ولی چاره ای ندارم برای حرفهام مثال بیارم.

    • سلام حاج مهدی
      حالت خوبه؟ آقا مشتاق دیداریم
      و اما بعد
      در خصوص این روح خوشبینانه ای که به شهر داری و اینکه می تونیم رشد بسیار زیادی داشته باشیم، کاملا موافقم و اگر برنامه ریزی خوبی باشه طی مدت ۱۵ تا ۲۰ سال قطعا میتونیم جایی مثل نایین را هم پشت سر بگذاریم(از نظر شاخص های کمی و کیفی رشد نه از نظر تعداد جمعیت ساکن)
      هیچ شکی ندارم
      ولی همونطور که اشاره کردی و می دونیم، متاسفانه اگر رویکرد برنامه محور نباشه، اگر رویکرد رو به جلو و پرواکتیو نباشه، قطعا ضربه می خوریم قطعا در این بازار رقابت جامی مونیم
      هیچ شکی نیست
      منتظر نقدهای بیشتر و مفصل تر ازت هستیم برادر
      یاعلی

  2. سلام محمدرضای عزیز:دیشب وقتی ازیک سفربعدازصفربرگشتیم رفتم توجلسه طلبها ودانشجوهایی که بافرونی نبودن <ولی به خاطررفاقتی که باهم داریم سئوال وجوابارادنبال میکنن <یکیشون به من گفت من میدونم که شما هم کامنت میزاری و بچهای سایت هم سطح بحثاشون خوبه ولی هرچی شما سعی میکنی این فرهنگه را جابندازی بحث را میارن تو میدون لفظ وشما هم که حسابی داری کوتاه میایی @گفتم میشه یه مثال بزنیدگفت :"هرچی شما میگی مسائل فرهنگی حوزه تخصصی ماست "اونا میگن درسته ولی مانمیگیم فرهنگ تنها عامله رشده ودوباره به اصطلاع اون اقا وارد بحثهای فیضیه ای میشن گفتم چه کار کنم ؟هرچی تلاش میکنم که یک جوری قانع بشن نشدن ولی بهش قول دادم قبل از اونیکه وارد جواب سئوال چهارم بشم جواب میدم محمدرضای عزیزاین مطلب خیلی خیلی روشنه که همه میدون فرهنگ تنها مقوله مهم نیست وهدف از نوشتن من اصلا تفهیم چنین چیزی نبوده ولی دوست دارم بااین مثا ل به هدف من از نوشتن مطالب فرهنگی برسی{اگر تمام مقولها درحوزه های اقتصادی وعمرانی واجتماعی را دانه های یک تسبیح فرض کنیم نخ این تسبیح فرهنگ است یعنی همه از طریق فرهنگ باهم ارتباط پیدا میکنن}ازتمام زحمات شما محمدرضای عزیز که درباره سئوال چهارم عالمانه ومتخصصانه زحمت کشیدی تشکروامتنان دارم انشائالله دوستان نظر دادن منم نظرما ارسال میکنم حق نگهدارتان دست علی یارتان"

    • سلام برادر گرانقدر
      اولا که آقا ما کجا بحث فیضیه ای کردیم؟ ببینید همینطوری برای مردم پاپوش درست میکنندها!!!:)
      منباب شوخی بود، عرض کنم که حقیقت مطلب هم همین است، بنده اصلا منظورم و قصدم خدای نخواسته مغلطه نبود. اتفاقا از بد یا خوب روزگار حوزه تخصصی این حقیر هم تا دو سال قبل حوزه فرهنگی بوده است
      ولیکن دو مسئله مطرح است:
      ۱- آیا آن نگاه و قدرت هضم و پذیرشی که شما از اهمیت مقوله فرهنگ دارید، دیگران هم دارند؟ یا فقط مختص ما فرهنگی کارها است؟
      ۲- حتی اگر بپذیریم فرهنگ نخ تسبیح است، حتی اگر بپذیریم فرهنگ هدف نهایی است، اما بالاخره باید به حوزه های دیگر هم پرداخت، بالاخره چاره ای نیست جز اینکه فعلا در این گامهای حالتهای گذار به حوزه های دیگر هم بپردازیم.

      بهرحال محصول همه اینها آن است که فرهنگ هم حوزه مهمی است که در کنار حوزه های دیگر باید طرح شود،

      تصور می کنم دست آخر هم بنده و هم شما یک حرف را می زنیم. اتفاقا همین پذیرش اینکه فرهنگ دانه تسبیح است، و جا انداختن این مفهوم خیلی مهم است، این مسئله مهم است که همه بدانند فرهنگ را باید جدی بگیرند، (حداقل به اندازه سایر حوزه ها) ( باز هم تاکید می کنم همه با ما هم عقیده نیستند)

      بابت محببتان هم ممنون
      منتظر نظرات شما هم در این مطلب، هم در سایر مطالب بعدی هستم
      و من الله التوفیق
      یاعلی

      • ۱-سلام:من کجا گفتم بایدبه حوزهای دیگر نپرداخت۲-درجایی که اصلی ثابت است نیازی نیست دیگران باماعقیده باشنداگرچه معتقدم بامطالعه کامنت دوستان نشان میدهند انها هم با ما هم عقیده هستند۳-بااحتمالات نمیشودبه قطعیت برسیم پس به جای {حتی }اگربپذیریم بفرمایید {ّبایدبپذیریم}مگراینکه خلاف ان ثابت شود

        • سلام
          راستش دو روز قبل کامنت شما را دیدم و مدتیه بهش فکر میکنم
          فکر می کنم که چرا وقتی من خودم هم خیلی مدافع فرهنگ هستم، ولیکن در اینجا دارم روی این موضوع با شما بحث می کنم؟ چرا هم نظر نیستیم؟
          در واقع چرا دو نفر که یک موضع نسبت به یک موضوع دارند بازهم زاویه نگاهشون متفاوته؟
          نتیجه ای که من بهش رسیدم این بود که ما داریم یک موضع و موضوع را در دوساحت بحث می کنیم، یعنی شما از ساحت نظر به موضوع می نگرید و در فضای انتزاعی و ذهنی
          و من نگاه پراگماتیستی دارم و کاملا عینی و عملگرایانه
          تصور می کنم معناش این است که اگر شما هم جای بنده نگاه پراگماتیستی داشته باشید همین حرفها را خواهید زد و من هم اگر نگاه ذهنی و نظری داشته باشم همان حرف ها را
          به دیگر سخن اختلافی وجود نداره، صرفا دو ساحت متفاوت از یک نظر است

          در خصوص مواردی که فرمویدد فقط یک نکته را میگم، درسته جایی که اصلی ثابت است نیازی نیست دیگران با ما هم عقیده بشن ولی این در حوزه نظر است، درحوزه عمل و با نگاه مشارکتی که بنده به موضوع دارم شرط مشارکتی بودن کوتاه آمدن از بسیاری از مواضع است تا بتوان به یک همگرایی رسیدَ، بعد گام به گام آنها را هدایت کرد به موضع درست
          یا اینکه از اول ایشان را مجاب نمایید
          راه دیگری نیست یا باید کوتاه بیایید، یا طرفتان را مجاب کنید، یا رویکرد مشارکتی را در برنامه ریزی کنار بگذارید
          التماس دعا
          یاعلی

          • سلام:ازاینکه به زیبایی هرچه تمام تر باصبروحوصله وصحه صدربه بنده جواب دادید بی نهایت سپاسگذارم وترجیح میدهم دراین زمینه علیرغم عدم میل باطنیم نظرشما را به عنوان یک کا رشناس بپذیرم چرا که شما را فردی مثبت ومومن یافتم.موفق باشید.

          • سلام
            ممنون بابت تعارف ها تون
            التماس دعا
            انشاءالله جلوتر این بحث جدی تر میشه یاعلی

          • دوست عزیز
            بحثی که می توانست به حوزه عمل کشیده شود و نتایج عملیاتی به دنبال داشته باشد را وارد حوزه ای کردید که قبول یا رد آن فعلا چیزی را دوا نمی کند.
            گیریم که اصل و کنه همه چیز فرهنگ و شما هم متخصص آن، لطفا راهکار پیشنهاد بدهید …خوزه مورینیو یکبار هم فوتبال بازی نکرده ولی تمام فوتبال بازی کرده ها را توی زمین عمل میذاره تو جیبش.

  3. سلام
    بحث جامعی بود و به عنوان یک مخاطب (و نه برادر) تشکر می کنم.
    مسئله تشکیل کمیته ها و هسته اصلی، می تواند چاره ساز باشد و خیلی از مشکلات را با بینش و نگرش عمیق افراد حاضر د رخود، حل کند. ولی تشکیل کمیته ها و اینکه افراد به درستی به کمیته ای دعوت شوند که در آن توانایی دارند، اینکه کمیته ها باید دارای اعضایی باشند که با دید باز و روشن بتوانند از بالا به وضع موجود نگاه کنند و نه عامیانه با قضیه برخورد کنند، و اینکه ضمانت اجرایی ماحصل ماجرا چیست از جمله مواردی است که به نظر می رسد باید از طرف مدیریت این برنامه و شاید هسته اصلی مورد توجه و تمرکز قرار بگیره. کمیته هایی که هم دید علمی و عملی داشته باشند و هم از میان مردم باشند در کنار هم می توانند به رصد دقیق و صحیح اوضاع بپردازند و با آینده نگری درست از وضع فعلی، چشم انداز روشنی را در مقابل بافران قرار دهند. همونطور که درجریانی، درصدد هستیم که تیم نخبگان دانشگاهی بافران را هم تشکیل بدیم، که اگر از طرف متصدیان امر(شورای محترم) این بحث پیگیری شود و هسته به کمک صاحب نظران تشکیل شود، پتانسیل این جامعه دانشگاهیان می تواند اثرات راهبری و راهبردی داشته باشد انشاءالله.

    • سلام
      اولا ممنون بابت اظهار لطف
      ثانیا درست است، دقیقا انتخاب دقیق و درست کمیته ها می تواند کمک شایانی به این مسئله بکند که ضمانت اجرا و کیفیت برنامه تضمین شده باشد
      ثالثا در خصوص تیم نخبگانی هم، بله قطعا می توان با توجه به جوان بودن آن تیم از ایشان استفاده کرد، و البته باید در کنا رآن نیروی دانشگاهی جوان، سایر افرادی که در دسته بندی قدرت بیان کردم را هم استفاده کرد که عملا تیمی از همه تیپ های ذینفع در بافران تشکیل شود که یکی از آنها نخبگان دانشگاهی هستند.
      البته این تیم می تواند کمکهای فکری بسیار زیادی به آن مجموعه داشته باشد، قطعا
      یاعلی

  4. سلام
    هرچند رویایی نوشته شده و هر چند خودتون هم مد نظر گرفتید که حتی اگه این متن بتونه ی ایده به ذهن مسئولان بده خیلی تاثیرگذار بوده، ولی من شخصا از برنامه مند بودن، منظم بودن و الگوریتم داشتن متن لذت بردم. آفرین.
    چیزی که در راستای این برنامه به ذهن من می رسه اینه که در قسمت انتخاب اعضای هسته مرکزی این برنامه مشکل داره. خودتون هم گفتین که این قسمت مهمترین بخش برنامه است. باید در این قسمت بیشتر فکر بشه. اتفاقا این قسمت هست که نشون می ده برنامه قابل اجرا هست یا نه؟
    این رو در نظر داشته باشید که همیشه کسی که اعضای زیرمجموعه خودش رو انتخاب می کنه باید سطح بالاتری از اونها رو داشته باشه (حداقل در مدیریت موضوع مربوطه) و یا حداقل هم سطح اونها باشه. یا اینکه از طریق رای گیری انتخاب بشه و نظارت بشه.
    من نظرم فعلا اینه که انتخاب هسته مرکزی از طریق رای گیری از بین مدعوین تاثیر گذاری (با تعدادی که امکان اعمال نظر شخصی وجود نداشته باشه) که *انتخاب شده باشند* انجام بشه
    این قسمت من رو یاد *هیئت مدیره یک شرکت* می اندازه. خواهش می کنم به این موضوع هم فکر کنید. باید قدم هایی نزدیک به اجرا و با مسئولیت هایی مشخص برداریم.

    • سلام برادر
      اولا ممنون بابت مداقه در موضوع
      ثانیا بهتره به جای رویایی بگید ایده آل، بین این دو تا یک تفاوت ظریف است که از نظر این حقیر مهم هستش
      ثالثا ممنون بابت حسن ظنتون نسبت به اینجانب و متن، شما محبت دارید
      و اما رابعا:
      دقیقا باید فکر بشه و دقیقا به نظر من این بخشی که فرمودید در این متن ضعیف نوشته شده، و دقیقا مسئله همینجاست که محبت کنید، در صورت امکان همفکری کنید و کنیم، و این لیست را کاملتر کنیم
      به صورتی که بتوان آن را تا حدامکان به واقعیت های اجرایی نزدیک تر کنیم
      درخصوص انتخاب، و مقوله ای که فرمودید، صحیح است، انتخاب مهم است، ولیکن چه انتخابی؟ با چه مکانیسمی؟ به نظر من اگر این مسئله صرفا انتخابی بشه، رای ها عملا به سمت یکی دو تا از اون گروه های که گفتم میروند، مثلا ممکنه از دل انتخاب هیچ وقت یک جوان انتخاب نشود، یا شاید هیچ وقت یک نفر باتجربه بدون تحصیلات انتخاب نشود و میزان نفوذ و سرمایه اجتماعی افراد اثرگذار تر از نقش و جایگاهشان خواهد بود.
      همچنین همه افراد هم انتخابی نیستند، مثلا به نظر من شان روحانیت اجل از این است که با رای گیری از بین سه روحانی داوطلب یک نفر انتخاب شوند
      یا دانشگاهیان همچنین
      یا اصلا نمی توان یک یا دو نفر متخصص مدیریت و برنامه ریزی، که کارشان راهبری هسته است را از طریق انتخابات تعیین کرد چرا که یک حوزه تخصصی است
      و قس علی هذا
      ولیکن آیا به نظرتان می توان به راه بینابینی رسید؟ من هم در همین فکر هستم که شاید راهی بینابینی و اجرایی و منطبق با واقعیات پیدا شود

      راستی این را هم فراموش نکنیم که اگر فرضا چنان طرحی بخواهد اجرا شود، یا چنان جلسه ای تشکیل شود، یک فرصت بیشتر نیست و اگر همه چیز درست برنامه ریزی نشود و فرصت از دست برود، عملا فرصت دوباره به آسانی به دست نخواهد آمد
      ممنون
      منتظر نظراتتان هستم
      یاعلی

      • سلام علیکم
        برای اینکه زیاد طولانی نشه سریع می رم سر اصل مطلب
        من این یکی دو روز تلاش کردم در مورد کاری که در نظر داریم بکنیم تحقیق مختصری بکنم. با این تصور که حتما قبل از ما این افکار به ذهن کسان دیگه ای هم رسیده، مخصوصا برای شهرهای بزرگتر که نیاز به حمایت های مردمی بسیار جدی تر احساس می شه و حتما براش فکری شده و ما نیازی نیست دوباره چرخ رو اختراع بکنیم. اون چیزی که من دریافت کردم اینه که کاری که قراره بکنیم درواقع تشکیل یک سازمان مردم نهاد (تشکل غیر دولتی- NGO- خانه- موسسه- انجمن- شرکت یا هر چی شما اسمش رو بگذاری) است. ساختارش هم کاملا مشخصه. سه رکن اساسی داره: هیات موسسان که وظیفه راه انداختن موسسه را دارند، هیئت امنا یا مجمع عمومی که می تونه اعلام عمومی بشه، و هیئت نظارت. برای اطلاعات کامل تر به سایت http://irngo.org/ مراجعه کنید و فایل هاش رو دانلود کنید و بخونید. مهم اینه که این انجمن ها غالبا نقش حمایتی دارند یعنی همون چیزی که مد نظر شماست. بعد از تشکیل هیئت مدیره به انتخاب مجمع عمومی، شورای مرکزی انتخاب و به طبع اون کمیسیون هایی با موضوعات زیرمجموعه فعالیت موسسه تشکیل می شه. که می تونن دامنه فعالیت زیادی داشته باشند. این رو هم اضافه کنم که فعالیت در موسسه کاملا انسان دوستانه، حمایتی و در جهت افزایش رفاه عمومی است. البته منابع درآمدی هم وجود داره که تو سایت فوق می تونید مشاهده کنید.
        در مورد اینکه در مجمع عمومی انتخاب به سمت گروهی پیش بره این اتفاق در صورتی که تعداد اعضا کم باشه قابل انجام هست ولی با افزایش تعداد اعضا این احتمال از بین می ره. علاوه بر این امکان نظارت بر اعضای مجمع عمومی هم وجود داره (می شه در جهت ساختار درست عضوگیری کرد.) در مورد اینکه شان روحانیت بیشتر از اینه که از آراء انتخاب بشن حرف درستی نیست به نظر من. در حالت کلی عقل جمع ترجیح داره بر عقل فرد. علاوه برآن، اینکه هیئت مدیره همانطور که از اسمش پیداست وظیفه اش مدیریت است پس کسانی که مدیرترند باید انتخاب شوند. فرقی هم نمی کنه که روحانی باشه یا نباشه. دانشجو باشه یا نباشه، البته مطمئنا تحصیلات، فضیلت های اخلاقی، تجریه و نفوذ اجتماعی، قدرت درک ضعف ها و … به نوعی معیاری برای مدیریت هستند. به جای این نگرانی های حاشیه ای به نظر من بهتره نگرانی در مورد معرفی افراد قویترباشه.
        *این اولین قدم است. خواهش می کنم از کسانی که در این زمینه تجربه دارن کمک کنند.*
        باشد که کاری اصولی انجام شود و باقیاتی حقیقتا صالحات از ما به جای بماند.

        • سلام
          ممنون بابت پیگیری زیادتون
          ساختار NGO ها دو سه تفاوت با آنجه اینجا نوشته شده داره:
          ۱- این ساختاری که اینجا صحبت شده ساختار موقتی است، یعنی مثلا توی یک سال تشکیل میشه و بعد از اتمام ماموریتش تموم میشه میره پی کارش، ولی ان جی او بلندمدت و رسالت گرا است نا ماموریت گرا
          ۲- معمولا کسانی که ان جی او ایجاد میکنند خودشون خارج از حوزه مسئولیتی جامعه هستند، هیچوقت خود مسئولین ان جی او نمی سازند، اصلا معنا ان جی او همین است که سازمانهای مردم نهاد هستند و کارکردشون این است که نوعی هویت و قدرت برای کسانی ایجاد بکنه که پایگاه قدرت اجرایی ندارند در حالیکه در این مدل پیشنهادی بخش اعظم کار را خود مسئولین انجام می دهند و قدرت و ضمانت اجرا از آنجا تامین میشه
          ۳- احتمالا در اجرا، و هیئات اجرایی میشه خیلی خوب از ساختاری مشابه ان جی او استفاده کرد
          اگر میخواهید درادبیات مدیریتی دنبال این موضوع بگردید و این نوع برنامه ریزی را مدل کنید، کتابهای برایسون خوب هستند با عنوان برنامه ریزی سازمانهای عمومی، غیر انتفاعی و امثالهم
          یاعلی

          • سلام
            ۱- منظورتون از ساختار موقتی چیه؟ یعنی یک سال بیاد مثلا تو کمیسیون عمران همه طرح های اجرایی رو ارزیابی کنن و تایید کنن و بره؟ حالا چه اشکالی داره همیشه نظارتی روی مسائل عمرانی وجود داشته باشه و هسته متفکری اون رو پشتیبانی کنه؟
            ۲- در حقیقت NGO ها رابط بین مردم و مسئولین هستند. یعنی از هر دو طیف وجود دارند. حتی شرکت های دولتی می تونن تا ۲۰ درصد بودجه اشون رو از طریق NGO ها عملیاتی و اجرا کنند. از طرفی توی طرح شما فکر نمی کنم به غیر از چند نفر مسئولی که اشاره کردین قرار باشه روحانیت، دانشجو ها و … رو هم جزو مسئولین به حساب بیارین:)) بعد از اون مگه بافرون چقدر مسئول داره که بخوان تو همه کمیته ها حاضر باشن؟ در مورد ضمانت اجرایی هم باید عرض کنم که اصولا یکی از ارکان NGO نظارت هست. اصلا بخش عمده وظیفه اش نظارت هست (حالا به غیر از نظارت بر خودش) از طرفی برنامه های فرهنگی و مذهبی باید کاملا زیر نظر این سازمان انجام بشه/ شما که انتظار ندارید مسئول دولتی برای عاشورا در نظر گرفته بشه تا بیاد تصمیم گیری کنه؟ :))
            ۳- تشکیل ساختاری مثل NGO سال هاست در کشورهای پیشرفته انجام شده/ هر چند برای ما عجیب غریب می آد/ متاسفانه من از جواب های شما قانع نشدم/ البته در کل مهم هم نیست که من قانع بشم یا نه/ من می خواستم ی پیام جداگانه در مورد میزان عملگرایی خودمون بنویسم. خودم رو عرض می کنم/ اگه الان به من بگن ۶ ساعت بشین و چند صفحه در مورد کارهایی که می شه مثلا در مورد این موضوع انجام داد بنویس با کمال میل می شینم و می نویسم/ تو اصطلاح روانشنسی این تیپ رو می گن “شمی” / یعنی تا دلتون بخواد براتون نقشه می کشن/ البته هیچ وقت نمی شه گفت این تیپ خوبه یا بده/ ولی مهم اینه که تیپ مقابلشون هم وجود داشته باشه یعنی حسی/ کلام آخر: بیشتر ماهایی که اینجا هستیم اگه بهمون بگن یکی از این نقشه ها رو عملی کن، خیلی برامون مشکله باهاش کنار بیایم/ این رو تا حد زیادی مطمئنم چون تیپ های حسی زیاد علاقه ای به تغییر ندارن و یعنی زیاد علاقه ای به سوال های شما هم ندارن/ آخرشو بگم: دور همیم داریم خوش می گذرونیم:)))))

          • سلام
            ممنون
            بله ساختار موقتی است یعنی یک نقشه جامع تدوین میشه، بعد کمیته ها از هم می پاشند،علتش هم این است که بایستی سیستم تدوین و سیستم اجرا متفاوت باشند، سیستم تدوین مشارکت محور و سیستم اجرا مسئول محور است
            دقیقا چون هر کدوم از ما می تونیم کنار بایستیم و بگیم لنگش کن(همون که شما هم به زبان دیگر فرومدید) باید دنبال راه مشارکتی باشیم که هرکسی از طریق یک سیستم منظم دخالت داده بشه
            و اما در خصوص NGO نظر بنده این است که مشکلات سر راهش زیاده
            هنوز نمی تونم اونقدر مزایا توش ببینم که معایبش را پوشش بده
            فعلا حداقل یک موردش را بگم، ان جی او نیاز داره به منابع مالی مستقل برای تضمین بقا، این اول شرط به نظر شما قابل تامین است؟ چطور؟

            نکته آخر: ما دنبال نقشه ریختن و روی کاغذ نوشتن نیستیم، و الا به جای این حرفها من یه طرح پیشنهادی می نوشتم در یک مطلب، شماهم می نوشتید و دیگران …
            و در نتیجه یک سری طرح خوب و ایده آل هم بود
            بلکه به جای اون دنبال نقشه ای برای جهتدهی به اجرا هستیم و به همین خاطر تاکید کردم درمطالب قبل، که اگر مشارکت همگانی در اون نباشه پشیزی ارزش نداره قطعا
            یاعلی

  5. سلام
    بحث کامل است و خیلی زیبا و قابل درک بیان شده است. اگر مسئول های بافران و حتی فرای اون (که من کاری به اونا ندارم) چنین رویه ای را پیش بگیرن،مطمئنم که اولین کسی که سودش را می بره خود اونها هستن. چرا که کاری که با برنامه ریزی و با مشارکت عمومی و به صورت تخصصی و در کمیته های ویژه برایش تصمیم گیری شده است خیلی اثرگذار است و قدم هایی که با این روش طی میشه، بهترین چینش را خواهد داشت و از حرکات سرگردان و باری به هرجهت جلوگیری میشه.
    تشکر میکنم بابت بحث های فوق العاده و کارشناسی که مطرح کردید.

  6. از قلم افتاد این مطلب که هیچ چیز غیرممکن نیست به شرطها . شروطها. نظر من این است که این موارد اصلا رویا پردازی نیست و چیزی است که در مدیریت کلان کشوری و کلان شهرها هم ازش استفاده میشه. پس اگر همه بخواهیم و همت کنیم می شود.

  7. محمدرضای عزیز سلام:{کار منوتوبه این درازی @کوتاه نکنم که نیست بازی}اول که گفتی میخوای یه سئوال چالشی مطرح کنی وبعدپرسیدی مسئول کیست فکر کردم منظورت اینه که بزر گ بافرون کیه ودنبال بزرگ تر وریش سفید میگردی بعد که یک کم دقیق ترشدم فهمیدم که منظورت اینه که همه کارها انجام شده وبه قول معروف تا “کربلا یک یا حسین دیگر”اما سئوالات شما اگرچه خیلی کلاسیک وعلمی وامروزیه اما عیبش اینه که چندتا سئوال را ورداشتی باهم مطرح کردی که به همه اونا نمیشه توچندتا کامنت جواب داد پس سعی میکنم درچندقسمت شمارا برای گرفتن نتیجه همراهی کنم باشدکه کارساز واقع بشه سئوال اول:چه کسی مسئول است؟؟؟اموزهای دینی ووجدان های بیدار به ما میگوید همه درمقابل یکدیگرمسئولیم {کلکم راع وکلکم مسئول عن رعیه}رسول گرامی اسلام میفرماید شمانسبت به همنوعان وخانواده واجتماع درمقابل یکدیگر مسئول هستیدلسان الغیب شیرازاوج این مسئولیت پذیری را دربیان شعر زیبای خوددرشاه بیتی از غزلهای خود مطرح میکند{اسمان بار امانت نتوانست کشیدقرعه فال به نام من دیوانه زدن}که منظور از بار امانت عمل به تکلیف ومسئولیت پذیربودن است یعنی کسیکه نسبت به پیرامون خود احساس مسئولیت نکندومسلک بی خیالی وانزوا را برگزینددرحقیقت به تکلیف عمل نکرده وکسانیکه به تکلیف عمل نکنندمستوجب عذابندوگناهکار.یکی از دانشمندان غربی به نام{ کلمز وبین }سالهاواژه $مسئولیت راازلغوی به معنای پاسخ دادن تعریف نمود.این واژه درعرف عام به معنای تصمیم گیری مناسب است که فرد درچارچوب هنجارهای اجتماعی وانتظاراتی که معملا از اومیروددست به انتخاب میزند واین انتخاب سبب ایجادروابط انسانی مثبت وافزایش ایمنی وموفقیت واسایش خاطرمیشودپاسخ موثرهم پاسخی است که فرد راقادرمیسازدتا به هدفهایی که باعث عزت نفس میشوددست یابد.خوب فکرکنم برای مقدمه بحث کفایت میکنه درباره مختصات انسانهای مسئولیت پذیرو اینکه کیابیان برنامه بنویسن کلی حرف چالشی هسش که ازحوصله این کامنت خارجه وقصددارم خدابخواددرادامه به بیان ان بپردازم حق نگهدارتان دست علی یارتان.

    • سلام برادر گرانقدر
      اولا ممنون بابت وقتی که می گذارید، حقیقتا سپاسگزارم و از نظرات کارشناسی شما استفاده می کنیم خیلی زیاد
      ثانیا حقیقتش متوجه نشدم اون چند خط اول چی بود، ولیکن منظور بنده از سوال این بوده که «اگر بپذیریم بافران در وضعیتی است که اگر برنامه محور نشود آن آینده نامناسب برای آن رقم خواهد خورد، پس پذیرفته ایم که برنامه ریزی دقیق و مشارکتی لازمه امروز رشد و تعالی بافرانمون است، حال مسئول چنین برنامه ریزی کیست؟ چه شخص و اشخاصی باید مسئولیت چنین کاری را بپذیرند؟ طبیعتا بعد از این سوال در زیر مجموعه های اون همین سوال را میشه تعمیم داد که فرضا در حوزه عزاداری مسئول کیست؟ در حوزه بانوان، جوانان، عمران و … مسئول کیست؟ در حوزه فرهنگ مسئول کیست؟
      ثالثا درسته چاره ای نبود که این چند سوال را درون هم طرح کنیم،
      رابعا بازهم درسته، همه مسئول هستند ولی اینکه چطور میشه همه را به کار گرفت و از مشارکتشون استفاده کرد نیاز به یک مدل داره که شاید همین مدل خوشه ای مناسب باشه
      یاعلی

      • سلام خداییش این اقای بافران زاده خیلی قشنگ کد میده چرا نمیگیریدراه میانبره را حال کردم اون همه راهکار دادن شما میگید منظورتونا نفهمیدم من که خیلی استفاده کردم ایکاش ایشون توصفحه اصلی مینوشتن.تواین همه کامنتی که میاد من کامنتهای ایشونا کاری میبینم

        • من خودم چنین عقیده ای ندارم ولی میدونم که اگه بعضی از نظرات من به دل دوستان میشینه به خاطر اینه که من بین مردم بودن را دریک مقطعی تجربه کردم ولی دوستان ما رفتن درس بخونن وبین مردم بودن را تجربه نکردن واین همان حکمت وفاصله بین حرف تا عمله.وجالب اینکه میگن
          ماپراگماتییستی به قضیه نگاه میکننیم ومیگن نگاه شماه انتزاعیه {فتامل}

          • سخن عشق نه آن است که آید به زبان … ساقیا می ده و کوتاه کن این گفت و شنفت
            بنده تلمذ میکنم از نظرات بزرگواران و همچنین شما، اگر اون جوابیه بنده باعث رنجش خاطر شده پوزش می طلبم
            یاعلی

        • دوست عزیزم
          اتفاقا نظری عکس شما را دارم. نظرات این بزرگوار که شما می فرمایید گرچه زیبا و دلنشین است، ولی بحث را از حوزه عمل خارج می کند و به حوزه سخن می کشاند. … هر فردی قبول داره که فرهنگ رکن اصلی و اساسی یک جامعه است. …بسم الله چه کار کنیم؟!
          وقتی با این نظرات مواجه می شوم روزی را تصور می کنم که انشاءالله کمیته ها تشکیل شدن و دارن فعالیت می کنند و بحث سر یک موضوع خاص مثل وضع بهداشت یا اشتغال و کارخانه است. … اون وقت بنشینید پای پروژه و طرح تا انجام بشه.

          • سلام
            زبانتون کمی تند بود که اندکی اصلاح شد
            با اجازه البته
            یاعلی

          • سلام:{دل گرچه دراین بادیه بسیار شتافت یک موی ندانست ولی موی شکافت.}اگرچه سطح تحصیلات شما رانمیدانم اما به فراخور مخاطبان سایت مطالبی راخدمت سرورعزیزم عرض میکنم.اولا فرهنگ نزدیک به ۱۶۰تعریف داردواظهارنظر شما بستگی به ان داردکه تعریف شما از فرهنگ چیست؟اما بااظهارنظری که فرمودیدبرهمگان مبرهن است که با هیچکدام از تعاریف ومصادیق فرهنگ اشنایی اجمالی هم ندارید.۲-فرهنگ تنها دربرنامها ومسائل ذهنی منتزع نمیشود بلکه نقش فرهنگ دراجرا خود راهویدا میکند.فرهنگ جاده ایست که مارا ازمباحث تئوریک به سوی مباحث عملیاتی میبرد.۳یکی از دلایل شکست پذیری بسیاری از رهیافت های اجرایی درعمل انست که اصولا ان کار اجرایی با فرهنگ چفت نمیشود.۴-ما اصولا منظورمان از فرهنگ دونوع فرهنگ است یکی فرهنگ{لاوکونتکست}که دراین فرهنگها چون سطح پایین است تصریح دربیان غالب است اما درفرهنگی که بالاتراست میگویم فرهنگی که سطح ان بالاتراست این صراحت به صورت تلویحی مطرح میشوددریک فرهنگ پست مدرنیته که سطح پایین است طرف وقتی تشنه میشود میگوید خواهش میکنم یک لیوان اب به من بدهیداما درفرهنگ بالاتر این نیاز به صورت دیگری طرح میشود ابتدا میگوید دوسوم بدن از اب تشکیل شد ه وبعد شما قانع میشوید که خودنیاز اورا براورده کنید{من المائ کل شی}۵-ایا میدانید امروز درسازمان ملل تاکیدشده که همه لوایح اجرایی باید پیوست فرهنگی داشته باشدحتی درفائو شما اگربخواهی یک طرح اجرایی کشاورزی ارائه کنید باید ضمیمه ان پیوست فرهنگی طرح ارائه شود.حق نگهدار دست علی یارتان.

          • سلام
            بنده از شما و آقا بافرانی تقاضا می کنم بحث را ادامه ندهید
            اگر عمری بود به زودی بحث فرهنگ را باز می کنیم و ابعاد و حوزه های آن را مشخص می کنیم انشاءالله

            درخواست اکید دارم هم شما و هم ایشان این مطلب را ادامه ندهید، چون حس می کنم بحث کمی تیز شده است و دو طرفه است
            ممنونم بسیار
            باتشکر
            یاعلی

        • سلام
          حقیقتا بنده متوجه نشدم منظور ایشون چه بود، پس لطفا شما بفرمایید
          من نگفتم ایشون بد می گن، گفتم من متوجه نشدم و ایراد از گیرنده بنده است نه فرستنده ایشون
          اگه شما یا خودشون توضیح بدهند ممنونم
          یاعلی

          • من نظر آقای بافرانزاده رو می پسندم. به هر حال این اصلاحات نیاز هست انجام بشه. و چون فکر می کنم نمی شه میزی که الان چیده شده رو زد زیرش و به هم ریخت نیاز داریم که آرام آرام اصلاحش کنیم. برای من جالب بود که آقای بافرانزاده بیشتر از همه ما نظرات قابل اجرا ارایه داده اند. من ازشون تشکر می کنم.
            منتها فکر می کنم خط سیر آقای بافرانزاده متفاوت از خط سیراین سوال باشه. (حالا به هر دلیلی) ولی چون جای دیگه ای هم نیست که نظر بدن من هم بهشون حق می دم.

            باید یاد بگیریم به افکار بقیه احترام بزاریم. شما هم لطف کنین فیلترتون رو ی کم شماره پایین تر انتخاب کنین که حرف های بزرگ تر هم ازش رد شه. اگه نظر من رو بخواین من موافق فیلتر نیستم. به نظرم شما نظارت و مدیریت کن/ نه فیلتر/ بزارید نظرشون رو بگن/ تو بحث علمی (به قول آقای بافرانزاده جای کوتاه آمدن نیست) کسی ناراحت نمی شه. نگران نباشید. اگر هم شد از کمبود خودشه که بالاخره باید یاد بگیره.

          • سلام
            در خصوص نیمه اول نظرتون که اینطور بگم، در اصلاحات و نیاز به اون شکی نیست، ولی در شکلش اول دعواست

            درخصوص نیمه دوم، ضمن عذرخواهی عرض میکنم، کامنتها در صورتی بدون سانسور منتشر میشوند که با نام حقیقی باشند، چراکه در غیر اینصورت بار حقوقی کامنتها بر عهده مدیریت سایت هستش و لذا چاره ای نیست
            بازهم پوزش می طلبم
            یاعلی

      • سلام ببخشید که قدرت قلم من اینقدر قوی نیست که بتوانم بهتر ازاینها مطالب را عنوان کنم من هم منظور شما را فهمیدم ودر راستای انچه ما را به هدف نزدیک میکند نحوه مشارکت دادن را درحقیقت به فضای عمومی گوشزد کردم تا تاییدی بر مطالب شما باشد.

  8. سلام علیکم
    من باب نظر بالا بایستی عرض کنم که گرچه این موضوع که مسئول کیست و چه شخصیتی باید داشته باشد صحیح است و از شروط عقل است که انسان تن به پیروی از هر فردی ندهد، ولی نکته ای در این بین مستتر است که نباید از قلم بیفتد. مسئولیت ما در قبال افراد مسئول چیست؟ یا بهتر بگویم به نطر بنده نبایستی ما مسئولیت خود را در قبال مسئول فراموش کنیم. در کنار این مسئولیت ها، حفظ و مراقبت و پرسش هم یکی از وظایفی است که هر فردی برعهده دارد. نه باید مردم سالاری دینی را به صرف یک انتخاب و بعد از آن حرکت کورکورانه پشت سرمنتخب تعبیر کرد، و این یعنی پیگیر امور بودن و ارائه نظر و دیدگاه که در این باب حدیثی منقول است که : هیچ قومی مشورت نکردند مگر اینکه راه رشد خود را یافتند. و این اهمیت مطلب را به خوبی بیان می دارد.
    از سوی دیگر مسئول باید این حق را برای مردم قائل باشد که بپرسند و بازخواست نمایند. و مهمتر از همه قبل از فعل خود از شور و مشورت ابایی نداشته باشد که در حدیثی از معصوم (ع) داریم: شاور قبل ان تعزم و فکر قبل ان تقدم. از سوی دیگر روشن کننده اهمیت حدیث بالا در این کلام معصوم(ع) به زیبایی آورده شده است که:من شاور ذوی عقول استیضاء

    • جواب سئوال دوم:درسئوال دوم مطرح شده که چه کسی باید مسئولیت برنامه ریزی رابه عهده بگیرد؟خوب مشخص است که افرادی که میخواهنداینکاررا انجام دهند باید از دانش وتوانایی کافی زمینه برخوردار باشند{توانا بودهرکه دانا بود}اما این و خصوصیات دیگری از قبیل مشورت پذیر بودن واینکه منفعت اجماع را درنظر گرفتن وتعهد وتخصص پایبندی همه اینها جای خوددارداما عزیزانی که دنبال راه میانبر وکوتاهتر برای حل این معضل میگردیدلازم میدانم به نکات دیگری غیرازاینها نیم نگاهی داشته باشند.ماهرگز درگذشته مشکل برنامه ریزی نداشته ایم برنامه های خوبی نوشته شد وکمیته های خوبی هم تشکیل میشد وهمه انهایی که شما به عنوان ذی نفوذ وخواص و کارشناس ومعتمدازانها نام میبرید درجلسات شرکت میکردندازبرنامه نویس وکسانی هم که دل در گرو خدمت وطن داشتند تشکر میکردندوبه به چه چه هم میکردندامامیدانید وقتی جلسه تمام میشد یک اتفاق دیگری می افتادوان اتفاق این بود که سریعا جلسه ای بعد این جلسه تشکیل میشدالبته درپشت درهای بسته ودقیقا مخالف انچه در جلسات تصمیم گیری میشد عمل مینمودند من هرگز دلیل کا ربعضی از خواصمان را نفهمیدم اما نکته میانبر انست که اگر خواستید کاری را زود به نتیجه برسانید از قاعده خلف غافل نشویدمن یادمه یکبار یکی از دوستان ماانتقاد که چرا اینهمه مسجد دربافران میسازیدباور کنید دران سال سه مسجدرا همزمان تاسیس وتعمیر کردندبه هرحال انچه دراین مقوله جای اهمیت دارد انست که بتوانیم دوستان را مجاب کنیم که یکبار برای خدا به شعور ونظرات جوانان هم در عمل احترام گذاشته شود واین محقق نمیشودمگر اینکه کمیتها تشکیل ودوستان صادقانه وقتی پذیرفتن به همان عمل کنند.البته هرگز سعی ندارم که بگویم همیشه اینگونه بوده ولیهروقت که بحث تشکیل جلسه وکمیته وبرنامه ریزی بود این اتفاق راشاهدبودم.

      • با فرض پذیرش این انتقاد شما(چون من درا ین خصوص خبری از درون شهر ندارم) راهکار پیشنهادیتون برای جلوگیری از این آسیب چیست؟

        • سلام :باتوجه به اینکه شما درجایی فرمودید که مرحله عمل مهمتر از حوزه نظریه پردازی است سعی کردم تمام توجه خودم را معطوف به حقایق بکنم واین واقعیتی است که درمقطعی ان را دیدم حالا اگر راهکار وراه حلی بخواهم پیشنهاد کنم باید بگویم بهترین راهکارها اینست که ازبیان واقعیات نهراسیم ومطمئن باشیم که بابیان برخی از ناهنجاریها به رفع ان میتوانیم کمک کنیم.البته به شرط انکه با قول لین وباخلوص نیت این عمل صورت گیرد.حق نگهدارتان دست علی یارتان.

    • سلام
      ممنون
      کاملا درسته ولی به جز نقد شاید در برخی موارد نیاز باشه روشهای دیگه ای هم استفاده کنیم، مثل همکاری و مشارکت در موضوع مسئولیت فرد. در حقیقت تصور من این است که قبل از سوال، مشاوره دادن بسیار مهم است
      یاعلی

      • ۱-همین که شما میگویید چرا نقد این خودیک نقداست.۲-انصافا من خودم سعی کردم همیشه غیر نقد روشهای اجرایی راهم بگویم ۳-خودنقد هم روش است هم پیشنهاد وهم بیان کاستیهاست ضمن اینکه شما داری یاداشت نقد مینوسید۴-درادامه راهکارها را هم میگیم چون من تو کامنتهای اول گفتم باید توچند مرحله پاسخ بدیم درمجمع حق باشماست .ولی من خودم بیشتر از مشاوره شما ودوستان خوب استفاده میکنم.

        • سلام
          و ممنون
          جوابم به آقای پوربافرانی بود که فرموده بودند شرط اول نقد است
          بنده عرض کردم در کنار نقد کار دیگر هم نیاز است
          ضمنا یادداشت های ما فعلا که نقد نیست و بیشتر مشاوره است
          نقد معمولا خیلی تندتر و حسابی تر از این حرفها است و باآن افراد را به صلابه می کشند :)))
          یا طنز

          انشاءالله به زودی نقد هم می نویسیم
          یاعلی

      • سلام علیکم
        با شما در این باب هم عقیده هستم که مشورت اولی است بر پرسش. ولی این با دید ایده ال نگری است. در جامعه ای که همه چیز در جای خود قرار گرفته و حب و بغض و سایر مسائل فرعی همچون خودرایی وجود نداشته باشد، اینکه مشورت دادن اولی است کاملا صحیح است. ولی ما با جامعه ای ناشناخته مواجه هستیم که سابقه ای در بیشتر موارد منفی در این زمینه. حال راهکار چیست؟ آیا راهی برای اعمال نظر مشورتی خود وجود دارد؟ درخواست ها از یک مسئول می تواند عاجزانه و ارائه مشکل باشد، و یا پیشنهادی و از موضع برابر. در مورد دوم چه کنیم که نظرات پذیرفته و در عمل به کار برده شود؟ پیشنهاد حقیر این است که راه حل پرسش است و بازخواست. سرفراز باشید

  9. باید به دنبال علل گشت. حب به ریاست را نمی توان انکار کرد و شیطان یک لحظه هم از غافل کردن دست برنمیدارد! اینجاست که نقش ما کناری ها مشخص میشه. باید راه هایی پیشنهاد گردد که حس همکاری و مشارکت را تقویت کند. بعبارتی زماینکه قدمی به سوی تو برداشته نمی شود اگر میل به رسیدن داری می باید حرکت کنی اگر که دلت برای کاری می سوزد.
    به نظر بنده می باید قدم ها را ادامه داد و ایده پروری کرد تا بتوان این دیدگاه مشارکت را به قول شما فرهنگ سازی کرد. و این همان مسئولیتی است که در نظر قبلی بدان اشاره کردم که برعهده ماست.

  10. چه کسانی مسئولیت برنامه ریزی رابه عهده بگیرن؟اولا بدون اینکه مطلب را پیچیده کنم یه چیزی بگم .{باید این نکته همواره مورد توجه ما باشه که ما اگر پیرامون موضعی صحبت میکنیم منظوراز بحث محدوده بافرونه وبا توجه به شناختیکه از بافرون داریم دیدگاه خودرا بیان میکنیم وچه بسا مطالب ما عمومیت نداشته باشه وغالبی هم هم نباشه.} خوب میدونید که هرمنطقه ای روحیات خاص خودش را داره ومطابق با رسم ورسومات ومزاج مردم هم بایدبرنامه نوشته بشه.اولا شورا ی شهرمان به عنوان قانونی ترین نها د مردمی جلسه ای را ازبین نخبگان هرقشر تشکیل بده با توجه به روحیه خوبی که از اعضای شورا سراغ داریم مجاب کردن اونا برای یک چنین جلسه ای خیلی کار سختی نیست این قدم اوله۲-امااون مسئله ای که خیلی روش تاکید دارم درباره اعضای جلسه هسش نگاه کنید اینجا شوراباید یک سنت شکنی بکنه ودرحقیقت باید یک ابتکار عمل به خرج بده وسعی کنه یک جلسه ای تشکیل بده که با جلسات گذشته از حیث نفرات وتفکرافراد فرق بکنه مثلا درهمه جلساتی که تشکیل میشد یه سری افراد به کرات توهمه جلسات دیده میشدن این دفعه فکر بشه وکسایی دعوت بشن که هم صاحب فکرن وهم تا الان فرصت حضور نداشتن که خوداین یه تحولی در سطح فکر واندیشه ایجاد خواهد کرد.{مثل خودشما}یا افرادی که واقعا صاحب فکر هسن ولی فرصت پیدانکردن۲-راهکاربعدی اینه که بافرون ما یه فضای ایده ال داره ولی تا الان از این فضا خوب استفاده نشده واون فضای دوقطبی بودن بافرونه اگرچه خیلیا اینما یک عیب میدونن ومعتقد به یکدستی بودن با عنوان وحدت هسن ولی من اینا یک پتانسیل ازاد نشد ه ای در بافران میدانم اجازه بدهید تا منظور خودرا بایک مثال روشن کنم ببینید با فرون ما یعنی جایی که مغز متفکرکویر نام گرفته پس در چنین فضایی همه نباید مانند دیگران فکر کنن واز نظر فکری مثل هم باشن ومیدونیم که نظرات همیشه متفاوت هسش اما انچه مورد مثال من بود این بود که استعدادها درتفاوتها شناخته میشودوالزاما نیازی نیست همیشه نسبت به همه مسئل نگرشی مساوی باشد بلکه کارها موقعی نتیجه میدهدکه تفاوتها رابشه بارورکرد شما نگاه کنید فاز ونول دونقطه متفاوت ومقابل هم هسش تا این دو باهم مخالف نباشن هرگز لامپی روشن نمیشود میخواهم بگویم دربافران ما هر وقت فاز ونولها خوب عمل کردند لامپها هم خوب روشنایی دادن.حق نگهدارتان دست علی یارتان.

  11. سلام: محمدرضای بزرگوار@همانطور که از من بهترمیدانید همانگونه که خدا قیافه انسانها را متفاوت افریده وبا هم درخلقت فرق میکنندانسانها به لحاظ نگرش ونوع نگرش وفکر کردن باهم فرق میکنن منظورمن از دوقطبی بودن اینه که توجلساتی که منظور شماست افرادی شرکت کنند که متفاوت از یکدیگرفکرمیکنن منظورم اینه که از همه سلایق فکری موجود استفاده بشه وجلسات درانحصارافراد خاص نباشه نمیدونم هرچی شما برداشت کردی همون. درسته واضح ترازاین نمتونم توضیح بدم

  12. با سلام
    گرچه این حق را باید به بنده می دادید که در مقابل آنچه گویا بر همگان هویدا شده است از خود دفاع کنم، ولی چون یقین دارم همه به دنبال تعالی شهرمان هستیم لذا به روی چشم.

    • …{چه خوش باشد که معک تجربه اید به میان}واقعیتش اینه که ماتوبحث علمی با کسی تعارف نداریم اون دوباری هم که مقابل محمدرضا بزرگوار کوتاه اومدم حق با من بود ولی ادبیات ایشان باعث شد کوتاه بیام الان هم اعلام میکنم بحث موضوعیت داره وبحث علمی من وشما محتوای سایت راتقویت میکنه.

      • سلام”برادر بزرگوار جواب اقای بافرانی رادادیم مگه اشکال کامنت چی بود که نصفش را حذف کردید؟

        • حاجی با شرمندگی ، نیاز است تنش ها در سایت در حد کمی باقی بمونه
          التماس دعا
          و تشکر بسیار
          یاعلی

          • سلام خوب دقت کنیدایشون چی گفته ومن چی جواب دادم شما اگر کامنتی مصداقاخلاف عقل وعرف وشرع واخلاق باشه میتونی قرارندید ولی جواب اظهار نظری راحذف یا سانسور کردن مطابق بااخلاق اسلامی نیست.واخلاقا کار درستی نیست ما خودمون این جیزا رامیدونیم

      • ای کاش …کمی هم نظر دیگران را محترم بشمرید. خودتان را جای یک مخاطب عام سایت بدانید و به این جمله خودتان نگاه کنید…”اون دوباری هم که …” خودتان چی قضاوت می کنید؟!
        … این کامنت را مدیریت سانسور نکرده است، بلکه خودم سانسور شده حرف زدم …

        • سلام
          با عرض شرمندگی نظرتون خیلی سانسور شد، جای دیگری جواب دادم خدمتتون
          لطفا نظرات تندقرار ندهید
          ممنون فراوان
          یاعلی

        • آفرین به حسن آقا
          یاد طنز خنده بازار افتادم و کارشناس برنامه نوبت شما:)))))
          آقای نارین کلاه:)))))))))))))))
          دیگه باید به نشانه اعتراض خودسانسوری در پیش بگیریم:)))))))))
          آقای ….. حیا کن ……. رها کن

        • سلام”سایت مخاطب عام نداره همه عزیزان برای ما خاص هستند اجازه دهیددوستان خود قضاوت کنند هیچ وقت از حقیقت نهراسیدهیچ نیازی به این حرفا نیست صداقت وشجاعت ودوری از هوای نفس را جایگزین فضاسازی نمایید.حق نگهدارتان دست علی یارتان

      • سلام
        آن کس است اهل بشارت که اشارت داند نکته‌ها هست بسی، مَحرَم اسرار کجاست؟
        شکی نیست در هر بحثی هم شما خودتون را محق می دونید و هم طرفتون، و الا بحثی شکل نمی گرفت
        جایی مناظره و بحث شکل میگیره که دو طرف هر یک سلیقه و نظر خودشون را حق بدونن
        علت کوتاه آمدن بنده در دو مورد قبل هم این بود که تصور میکنم کمی جلو بریم شما هم با بنده هم نظر می شید 🙂 انشاءالله به زودی
        ولیکن مهم من و تو و مایی نیست، مهم اینه که بتونیم این فکرها را جمع کنیم و در کنار هم یک هیولای ذهنی را تبدیل کنیم به یک هیکل کج قواره و آرام آرام بشه یک مجسمه زیبا و طرح اجرایی
        پس شما هم محکم تر از قبل همراه باشید و ادامه بدید، حتما
        یاعلی

        • سلام :صمصام عزیز من هم از کامنتهایی که میفرستید نهایت استفاده وبهره رابردم نوع ادبیات شما گویای این مطلب مهم است که شما مدتی در پروژهای اجرایی کار کردیدنظرات شما نظرات خوبی است انسان خوشفکر وخلاقی هستیدواقعا بافران ما باید به شماببال ببخشیداینجا جواب دادم جابرای جواب نبودحق نگهدار دست علی یارتان

    • سلام
      ممنونم
      اینجا جای دعوا نیست و نظرات مختلف طرح و بحث می شود برای جمع بندی بهترین راه
      ضمن اینکه اختلاف سلیقه طبیعی است
      بسیار ممنون که حرف من را زمین نزدید
      یاعلی

  13. سلام:چگونه یک گروه مسئولیت پذیر اجرایی باانگیزه وپویا تشکیل دهیم؟ یکی از سئوالاتی که امروز درذهن اکثر جوانان بافرانی وجوددارداین است که چرا نیازی که ما جوانان به تشکیل جلسات کارشناسی دربافران برای پیشرفت احساس میکنیم بعضی از خواص جامعه ما این نیاز را احساس نمیکنند؟ایا انها مانند مادوستدار پیشرفت وابادانی شهرمان نیستند؟یا اینکه ما اشتباه میکنیم وبافران بدون تشکیل چنین جلساتی به انچه باید برسد میرسدودغدغه ونگرانی ما به شور جوانیمان برمیگردد؟شاید هم اگر خیلی خوشبینانه بخواهیم دراین مورد نظر دهیم بگوییم انها هم این دغددغه را احساس کرده انداما تا کنون کسی پیگیر ان نبوده وانها هم ازاین فرصت استقبال میکنند؟اما اجازه بدهید تا من حرف اخرو را همین اول به شما بگویم حقیقت اینه که جمعیت تصمیم گیرنده ما امروز اگرچه مجرب شده است اما متاسفانه یا خوشبختانه باید بگویم که کمی پا به سن گذاشته وشورجوانی ونشاط لازم رابرای {مسئولیت پذیری}ازدست داد ه اند وبه قول لسان الغیب {چون پیرشدی حافظ از میکده بیرون شو}اما من با چند نفرشون که صحبت میکردم میگفتن {دود از کنده بلند میشه }یکی دیگشون هم میگفت {شیرشر است اگر چه پیر است}اما یه جوونی از سر جوانی جواب داد که این حرفا مال قدیم بود حالا میگن{پیرپیراست اگرچه شیر است}خیلی دوست دارم که بحثا به نتیجه برسه اما الان محمدرضای عزیز اون استدلال همیشگیشا داره وخوب که نوشتم میگه گیرم که حرفت درست باشه راهکار اجرایی شما چیه؟منم میرم سراغ اصل مطلب راهکارجوان کردن جلسات چیه یابهتر بگم چطوری ایجاد حس مسئولیت پذیری بوجودبیاریم یابهترتر بگم چطوری مشارکته رابالا ببریم ودر اخرچگونه یک گروه اجرایی بانشاط بوجود بیاریم خیلی راحت واجرایی میگم اما این حرف منا شوخی نگیرید وجدی فکرکنید{من فکر کردم دیدم اینا به هیچ قیمتی دوست ندارن ثواب خدمت به مردم را رها کننداما من فکر کردم دیدم خوشبختانه اینا هرکدوم چندتا فرزندجوان دارن که از الان خودشون بهترن از این به بعد بهتره درجلسات از فرزندان این عزیزان برای پویایی جلسات استفاده کنید {صرفا جهت استفاده بهینه @فکر خوبیه جواب میده}

    • سلام برادر
      اولا لطفا دیگه کامنتهای بحث دو طرفه (که به جدل کشیده میشه) منتشر نکنید، راستش این تیغ سانسور ما داره کند میشه از بس این طرف و اون طرف کشیدیمش
      خیلی ممنونم بابت همراهیتون با سایت و نوشته ها

      ثانیا این مسئله که می فرمایید خیلی کار میبره،اینطور نیست، بعد هم فراموش نکنید، شرط اصلی ضمانت اجراست و برای ضمانت اجرا جز مشارکت عمومی(نه مشارکت جوانان) راهی نیست
      با جوان سازی موافقم
      راه پیشنهادیتون هم صحبتی نیست
      ولیکن جوان سازی تنها کار نیست، مثل اینکه گفتم فرهنگ تنها مسئله نیست، مثل الان که میگویم جوان سازی هم یک بعد و یک ضلع از مسئله است، شما اصرار زیادی دارید مسائل را بکشانید به یک ضلع و یک زاویه
      نظر این حقیر این است که باید بتوان از همه پتانسیل ها در کنار هم، با هم برای تصمیم گیری و تصمیم سازی مشارکتی استفاده کرد
      ولیکن چطور؟ فرض کنید ده تا شرط داره که یه شرطش جوان سازی است
      و ده تا شرط دیگر
      نکته مهم دیگه، فراموش نکنیم، متاسفانه آسیبی که امروز دست به گریبانشیم)( و من راجع بهش مطلب خواهم نوشت) اینه که جوانان بافران همه به سرعت درحال توزیع شدن در کشور هستند و پتانسیل ها به سرعت واگراست
      قبول ندارید؟ 🙂

      بازهم ممنون بابت مداقه
      ضمنا سوال بعدی را دارم می نویسم، انشاءالله اول هفته منتشر میک نم، سوالات قدم به قدم چالشی تر و مصداقی تر و عینی تر میشه
      انشاءالله از سوال بعد وارد نقد میشیم
      اگه خدا بخواد
      یاعلی

      • سلام:اولا مشارکت مصدر باب مفاعله است واگر کامنت دوطرفه نباشد مشارکت صورت نمیگره ثانیا:خیلی عذر میخوام فکر نمیکنید شما یکطرفه واز یک زاویه برداشت میکنیدشما خیلی اصرار میکنید که بگویید همه نظرات بنده از یک زاویه است خوب کاری نداه برادر عزیزم من حدود ۲۰ تایابیشترنظر دادم که شما میفرمایید هرکدام از یک زاویه به ان نگاه شده خوب”این ۲۰تانظر را بزارید کنار هم دیگه اونوقت به جای تک بعدی”میشه ۲۰بعدی من ازاول خدمت شما گفتم باتعددفرضیاتی که شما مطرح کردید لازم است چند جلسه ودرچند کامنت پاسخ دادیکی از مشکلات اینست که جوانگرایی بکنین یکی ازمشکلات دیگراینست که طرحهایمان پیوست فرهنگی داشته باشد برای بالا بردن مشارکت لازم است از همه سلایق استفاده شودمشخصه همه اینها اجراییه فکر کنم هردوی ما یک چیز میگوییمبه امید خدا ۶۶تا دیگه سئواله اگه همه نظریها باهم جمع بشه میشه چندضلعی.موفق باشیدحق نگهدارتان دست علی یارتان.

        • سلام
          کاملا صحیح است، به همین خاطر عرض کردم باید جلوتر برویم تا شما هم با بنده هم نظر شوید، در واقع جلوتر که برویم کامنتهای شما هم چندوجهی شده و مجموع آنها می تواند نگاه جامعی به موضوع بدهد انشاءالله
          ممنون که همراه هستید
          مطلب بعد آماده است ولیکن چند روزی است شدیدا ناخوش احوالم، نمی توانم تمرکز کنم برای نوشتن نهایی
          اگر بهتر شوم مطلب را منتشر میکنم انشاءالله
          یاعلی

          • سلام :خیلی دیرشد الان چندوقته قراره یک سئوال مطرح کنیدیه وقت خلف وعده نشه، شماسایت ومخاطبا را”بااین کارتون بی انگیزه میکنید .این تصاویرقدیمی را هم اگه صلاح میدونید ازصفحه اول ورداریر خیلی تکراری شده.ابروبافرون بااین سایت میره قربون وبلاگ فرخی وخور……..بابا”یه کم تحرک به خرج بدید.

          • سلام برادر یا خواهر گرانقدر
            بله حدود ۲۰ روزی است کلا از همه کار و زندگی افتادم
            نمی تونم به مونیتور نگاه کنم و در نتیجه ما که همه کارمون با کامپیوتره کلا زندگیمون مختل شده

            ضمنا اگر توجه می کردید دو هفته است سرور سایت مشکل داره به خاطر یک ایراد توی قالب
            چندبار سایت خوابیده
            بنده هم وقت منظمی را برای سایت در نظر گرفتم، فرض کنید هفته ای چندساعت مشخص، حال این ساعات قاعدتا باید صرف مطلب نوشتن بشه ولیکن به شرطی که موارد ضروری تر مثل مشکلات فنی پیش نیاد

            ولیکن سعی میکنم امروز فردا مطلب را منتشر کنم، شاید همین امروز تا شب
            یاعلی

      • سلام
        این سریال های تلوزیون ی خوبی که دارن اینه که قبل از اینکه شروع بشه ی خلاصه ای از قسمت های قبلیش رو می زارن. پیشنهاد بنده این است که ما هم ی خلاصه بزاریم قبل از شروع شدن سوال
        تازه جدیدا آخرش هم ی خلاصه ای از قسمت های بعدی رو می زارن. بد نیست شما هم این هیجان رو برامون ایجاد کنین که بی صبرانه منتظر قسمت بعدی داستان باشیم تو ذهنمون تصویرسازی کنیم ببینیم چه بلایی قراره شخصیت اصلی داستان، بافران، بیاد :))))
        راستی همه می دونن ایران اسم خانمه/ کسی می دونه بافران اسم خانمه یا آقا؟ :)))

  14. من واقعا متاسفم که عده ای … حاضر هستند قشر مخالف خود را با لفظ”اینا” خطاب کنند …
    تقاضای شدید از مدیریت دارم که قبل از درج سوال بعدی، توضیحی راجع به آرمان سایت و کلا فعالیت در فضای مجازی بدهند تا… همگان متوجه شوند که فعالیت در فضای مجازی به چه منظور و به چه مقصد است چرا که نداستن این مهم باعث مشکلاتی می وشد از جمله مشکلاتی که در اولین نشست فضای مجازی بافرانیان پیش آمد. برای شخص من مهم است سایتی که سالها پای آن زحمت کشیده شده است و ساعت ها کار توسط افراد مهتلف همچون آقایان عرب بافرانی، استاد فروزان و … کشیده شده است، اینک که وقت ثمر دادنش است دچار سرنوشت مشابه با سایت های خبری کشور بشود …
    قلم سانسور باید کشیده شود بر سر خیلی از کامنتها و نه تنها کامنت های حاوی توهین. اولا همانطور که خود فرمودید بحص حقوقی آن و در ثانی کامنت های … جعلی را باید تا حد امکان از فضای مجازی حذف کرد تا سایت مسیر اصلی خود را از دست ندهد. چرا که اینجا بافران است که مهم است نه من و دیگری. و ای کاش به راستی ابایی از بردن نام نداشتیم و تنها شعارش را نمی دادیم.

    • سلام
      با عرض پوزش کامنت شما تقریبا ۸۰ درصدش سانسور شد
      دو نکته:
      – تصور میکنم شما کمی که نه، خیلی تند رفتید، با اینکه نمیشناسمتون ولیکن از لحنتون مشخصه از همراهان همیشگی سایت هستید، پس لطفا کمی آرام تر و با صبر وحلم حرکت کنید
      هیج یک از دوستان حاضر در سایت رویکردشون اونی که شما فرمودید نیست بلاشک
      – دوم اینکه ضمن تشکر از دغدغده مندیتون، لطفا تا حدامکان فضا را در حد اعتدالی خودش نگه دارید تا بحثها دنبال بشه
      ممنون که همراهید
      یاعلی

  15. سانسور روی کامنت شخص من هم آزاده. هرجاش را دوست دارید سانسور کنید
    چون به اسم غیر واقعی نظر دادم.

    • عاقا من هم هستم. فقط بگین الان کی داره با کی دعوا می کنه؟ :)))) من هر چی زور زدم متوجه نشدم:((((((
      ثواب داره بگید تا ما هم بدونیم خو:)))

  16. سلام:خلاصه تمام نقدها را دریک صفحه ودر یک فرصت مقتضی ارسال خواهم کرد.درشبی که برنامه ۹۰راتماشا میکردم ودرروزی که درکلاس اسفاربه نام ترین استاد این درس شرکت کردم یاد صحبت دوست عزیزم افتادم “که میگفت “خوزه مورینیو”یک روز هم فوتبال بازی نکرد ولی درمیدان عمل همه راگذاشت توجیبش” نمیدونم فکر میکرد ما فوتبالی نیستیم “وازورزش سردرنمیاریم”یا اینکه فکر میکرد از قیاسهای مع الفارغ …سردرنمیاورم اما هرچه فکرکردم رابطه منطقی بین صحبت دوستمان ومسائل مطرح شده درسایت “رابطه منطقی بیابم رابطه ای نیافتم “از طرفی محمدرضای عزیزهم خواست که دیگه دراین قسمت صحبت نکنم.من هم قول دادم که به گونه ای به این مقوله بپردازم که هم محتوای سایت راتقویت کند وهم خارج از موضوع سئوال نباشه@محمدرضای عزیز:اگر شما کمیته راتشکیل دهید که تشکیل میدهید ایابه این مسئله فکر کرده ایدکه این کمیته باکدام ابزار میخواهدطرفهای مقابل رابه مسائل گونگون متقائد کند؟بدون شک خواهید گفت “گفتگو”@اما صحبت من اینست ضمانت اجرایی این گفتگو بایدمنطبق باقاعدهای روز باشه “امروزه کارشناسان سیاسی درعرصه بین الملل معتقدندکه مولفه های قدرت دردنیامتفاوت از گذشته است @امروزه گفتگویکی از پایهای قوی قدرت در دردنیاست@یعنی اعضای شرکت کننده در جلسه بایداصول گفتگو رابدانند@امااصول گفتگوچیست؟بهترین گفتگوانست که دران مغلطه وقیاس نباشد وتمام مسیرگفتگوبایدبراساس واقیعات ومختصات به دورازاحساس وبرمدارموضوع مشخص باشد@اگرچنین نباشدجزئ وقت تلف کردن چیزی نصیب شما نمیشود@ماننددوست عزیزم که درورطه همین مغلطه گرفتار شده اند وخوزه مورینیوی فوتبال رامثال میزنندکه البته جواب خیلی مشخص است اباچنین قاعده ای که شما ترسیم میکنیدتخصص ودانش روز رازیر سئوال میبریدبااین قاعده نیازی به درس خواندن است “حق نگهدارتان دست علی یارتان”

  17. دانشجویان هم اتاقی

    درحالیکه تمام نگاهامتوجه صفحه اصلی سایت بودیم ناگهان شخصی به نام بافرانزاده تمام نگاهها را معطوف به قسمت زیرین سایت یعنی کامنتها برداوتوانست به سرعت با نگاههای کارشناسانه ودقیق تمام مخاطبان سایت ونویسندگان رارابه واکنش واداردبه گونه ای که اکثرخوانندگان سایت امروزبرای خواندن نظرات ایشان لحظه شماری میکنند.جدای ازاینکه بخواهیم هویتا بدانیم ایشان چه شخصی ست برما روشن است که ایشان یک انسان همه فن حریف است ما تعدادی از دانشجویان که مشتری پروپاقرص نوشتهای ایشان هستیم از ایشان میخواهیم که بنویسند تا میتوانندبنویسندکه ماایشان راونوشتهایشان را دوست داریم چرا که خوب میدانیم ایشان هم درفلسفه ورزش وفرهنگ وهمه رشتها یدطولایی داردازمدیریت سایت جناب اقای عرب بافرانی تشکر میکنیم که همه کامنتهای بافران زاده را دراختیار ما میگذارند

  18. سلام:ا{باهمه لحن خوش”اوائیم دربه در کوچه تنهاییم}ازالطاف شما “دانشجویان “اینده سازان به حق ایران اسلامی تشکر میکنم فرصت دانشجویی راقدر بدانیدحتما بافران هم قدر شمارامیداند”.حق نگهدارتان دست علی یارتان”

  19. عزیز سعه صدر نه صحه صدر کمی دقت کنید

  20. قیاس مع الفارق نه مع الفارغ …

  21. سلام مدیرسایت باید غلطهای املایی را ویرایش کنه ماچون باعجله تایپ میکنیم روی مطالب دقت نمیکنیم.

  22. به نظر شما طرح تحول نظام سلامت بدون وجود ماما ممکنه
    در حالی تمام مانور برای انجام زایمان طبیعی است؟
    درحالی که ۲ سال است حتی یک استخدام برای جذب ماما نیامده
    واقعا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پاسخ دادن به بافران زاده لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.