معماری

نکته های قرآنی در باره امر به معروف و نهی از منکر۱۱

۱۱-منافقین به منکر امر و از معروف نهی می کنند.
یکی از ویژگی های مهم منافقین این است که برعکس مومنین عمل می کنند !
مومنین مردم را امر به معروف و نهی از منکر می کنند اما منافقین مردم را امر به منکر و نهی از معروف می نمایند !
دلیل این هم که واژگونه عمل می کنند این است که حقایق را واژگونه می بینند! از راه درست ایمان منحرف شده اند و در بیراهه های نفاق و دو رویی سر گردانند!
نه قدرت ماندن در صف مومنین را دارند و نه قادرند کفر و شرک خود را آشکار کنند و با کفار و مشرکان همراه علنی شوند. درماندگانی و امانده اند !
خداوند حکیم در آیه ۶۸ سوره توبه در این خصوص فرموده اند :
الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْض یَأْمُرُونَ بِالْمُنْکَرِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَ یَقْبِضُونَ أَیْدِیَهُمْ نَسُوا اللّهَ فَنَسِیَهُمْ إِنَّ الْمُنافِقینَ هُمُ الْفاسِقُونَ
مردان منافق و زنان منافق، همه از یک گروهند! آنها امر به منکر، و نهى از معروف مى کنند; و دست هایشان را (از انفاق) مى بندند; خدا را فراموش کردند، و خدا (نیز) آنها را فراموش کرد (، و رحمتش را از آنها قطع نمود); به یقین، منافقان همان فاسقانند.
در نفسیر نمونه ذیل این آیه آمده است :
خودنمائى روح نفاق، در «مرد»، و «زن»، ممکن است متفاوت باشد، اما نباید فریب تغییر چهره هاى نفاق را در میان منافقان خورد، بلکه با دقت روشن مى شود: همه در یک سلسله صفات، که قدر مشترک آنان محسوب مى شود، شریکند، لذا مى گوید: «مردان منافق و زنان منافق همه از یک قماشند» (الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْض).
آنگاه به ذکر پنج صفت از اوصاف آنان مى پردازد:
اوّل و دوم: «آنها مردم را به منکرات تشویق، و از نیکى ها باز مى دارند» (یَأْمُرُونَ بِالْمُنْکَرِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ).
درست بر عکس برنامه مؤمنان راستین، که دائماً از طریق «امر به معروف» و «نهى از منکر»، در اصلاح جامعه و پیراستن آن از آلودگى و فساد کوشش دارند، منافقان دائماً سعى مى کنند، فساد همه جا را بگیرد، و معروف و نیکى از جامعه برچیده شود، تا بهتر بتوانند در چنان محیط آلوده اى به اهداف شومشان برسند.
سوم: آنها دست دهنده ندارند، بلکه «دست هایشان را مى بندند» (وَ یَقْبِضُونَ أَیْدِیَهُمْ)، نه در راه خدا انفاق مى کنند، نه به کمک محرومان مى شتابند، و نه خویشاوند و آشنا از کمک مالى آنها بهره مى گیرند.
روشن است آنها چون ایمان به آخرت، نتائج و پاداش «انفاق» ندارند، در بذل اموال سخت بخیلند، هر چند براى رسیدن به اغراض شوم خود، اموال فراوانى خرج مى کنند، و یا به عنوان ریاکارى، بذل و بخششى دارند، اما هرگز از روى اخلاص و براى خدا، دست به چنین کارى نمى زنند.
چهارم: تمام اعمال، گفتار و رفتارشان نشان مى دهد: «آنها خدا را فراموش کرده اند، خدا هم آنها را از برکات و توفیقات و مواهب خود فراموش نموده» (نَسُوا اللّهَ فَنَسِیَهُمْ)، وضع زندگى آنها نشان مى دهد مورد نسیان خداوند قرار گرفته اند، یعنى با آنها معامله فراموشى کرده است، و آثار این دو فراموشى در تمام زندگى آنان آشکار است.
یدیهى است، نسبت «نسیان» به خدا، به معنى فراموشى واقعى نیست، بلکه کنایه از این است که، با آنها معامله شخص فراموشکار مى کند، یعنى هیچ گونه سهمى از رحمت و توفیق خود، براى آنها قائل نمى شود.
این گونه تعبیر، حتى در سخنان روزمره نیز دیده مى شود، که مثلاً مى گوئیم: چون تو وظیفه خود را فراموش کردى، ما هم به هنگام پرداختن مزد و پاداش تو را فراموش خواهیم کرد، یعنى مزد و پاداشى به تو نخواهیم داد.
این معنى در روایات اهل بیت(ع) نیز کراراً وارد شده است.
قابل توجه این که: موضوع نسیان پروردگار، با «فاء تفریع» بر نسیان آنها عطف شده است، یعنى فراموشکارى آنها، نسبت به فرمان الهى و ذات پاک او، اثرش این است که، خدا هم آنها را از مواهب خویش محروم مى سازد، و این نتیجه عمل آنها است.
پنجم: این که «منافقان فاسقند و بیرون از دائره اطاعت فرمان خدا» (إِنَّ الْمُنافِقینَ هُمُ الْفاسِقُونَ).
آنچه در آیه فوق، درباره صفات مشترک منافقان گفته شد، در هر عصر و زمانى دیده مى شود.
منافقان عصر ما، با چهره هاى جدیدى که به خود گرفته اند، در اصول فوق، همانند منافقان قرون پیشین هستند، هم تشویق به فساد مى کنند، هم جلو کار نیک را مى گیرند، هم بخیل و ممسکند، هم خدا را در تمام زندگانیشان فراموش کرده اند، و هم قانون شکن و فاسقند.
و عجیب این که با تمام این اوصاف، مدّعى ایمان به خدا، و اعتقاد محکم و مبرم به مبانى دینى و اسلامى نیز هستند!
در آیه بعد، مجازات شدید و دردناک آنها، در یک جمله کوتاه بیان شده است، مى فرماید: «خداوند مردان و زنان منافق و همه کفار و افراد بى ایمان را وعده آتش جهنم داده» (وَعَدَ اللّهُ الْمُنافِقینَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْکُفّارَ نارَ جَهَنَّمَ).
و «همین یک مجازات که تمام انواع عذاب ها و کیفرها را در بر دارد براى آنها کافى است» (هِیَ حَسْبُهُمْ).
به تعبیر دیگر، آنها نیاز به هیچ مجازات دیگرى ندارند; زیرا در دوزخ همه نوع عذاب جسمانى و روحانى وجود دارد.
در پایان آیه اضافه مى کند: «خداوند آنها را از رحمت خود دور ساخته و عذاب همیشگى نصیبشان نموده است» (وَ لَعَنَهُمُ اللّهُ وَ لَهُمْ عَذابٌ مُقیمٌ).
بلکه این دورى از خداوند، و بُعد از پروردگار، خود بزرگ ترین عذاب، و دردناک ترین کیفر براى آنها محسوب مى شود.
درتفسیر نور هم آمده است :
-اشاعه ى فحشا و دعوت به منکرات و نهى از خوبىها، نشانه ى نفاق است. «یأمرون بالمنکر و ینهون عن المعروف»
– در فرهنگ منافقان، خیر رسانى وجود ندارد. «یقبضون ایدیهم»
– ترکِ امر به معروف، نهى از منکر و انفاق در راه خدا، نشانه ى فراموش کردن خداست. «نسوا اللَّه»

همچنین ببینید

پیکر شهید حسین پوربافرانی تشییع و در گلزار شهدای بافران آرام گرفت

پیکر پاک شهید حسین پوربافرانی که بعد از ۳۵ سال در جریان کاوش و تفحص …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.