معماری

سوال سوم: چه باید کرد؟

به نام خدا

در دو پرسش قبل تلاش شد به نحوی نشان داده شود نیاز به داشتن برنامه و نگاه بلند مدت وجود دارد و اگر بخواهیم بافرانمان به شهری ایده آل برای ساکنانش با داشتن مولفه های گوناگون تبدیل شود چاره ای جز برنامه محوری نیست. در این مطلب تلاش می کنم گام هایی که باید برای رسیدن به فرآیند مطلوب طی شود را بیان نماییم تا در مطالب بعد یکایک گام ها بازشده و شرح داده شود.

سوال سوم:

چه باید کرد؟ مسئولین و تصمیم گیران شهر چه گامهایی را باید برای رسیدن به یک برنامه شهری کلان و مناسب بردارند؟ برای داشتن یک بافران آباد و شهر مطلوب از امروز چه باید انجام داد؟

و اما پاسخ:

در پاسخ به سوال فوق می بایست ترسیم نقشه جامع راهبردی شهر بافران (به صورت کاملا مشارکتی) را تنها راه دستیابی به شهری مطلوب و آباد دانست. نقشه ای جامع که اگر درست و دقیق تدوین و اجرا گردد قطعا زمینه حرکت بسیار سریع بافرانیان به سمت مطلوب را فراهم خواهد نمود.

از نظر این حقیر هر مسئولی در هر شرایطی در بافران (و یا هر شهر دیگر) می بایست گام به گام و مرحله به مرحله به امور ذیل بپردازد:

گام اول: تشکیل کارگروه کلان مدیریت و برنامه ریزی شهری

در اولین گام می بایست یک کارگروه مدیریت و برنامه ریزی بافران تشکیل شود، افراد این کارگروه متشکل از مجموعه ای افراد صاحب توان برنامه ریزی و مدیریت(به صورت فرارشته ای) و نیز مجموعه مدیران و مجریان شهر باشند. هدف اصلی این کارگروه انجام کلیه مراحل بعدی و نظارت بر کارگروه های تخصصی تر می باشد. آنچه از این کارگروه انتظار می رود جلسات منظم و دلسوزانه و با حضور فعالانه اعضا می باشد. توصیه می گردد مجاری تزریق مالی شهر از این طریق تعریف شود تا کارگروه رسمیت و ضمانت اجرا داشته باشد.

گام دوم: مطالعه وضع موجود

در دومین مرحله می بایست وضع موجود شهر در حوزه های موضوعی مختلف مطالعه شود و گزارشهای دقیق و منظمی توسط کارگروه تدوین گردد. بدین منظور پیشنهاد می شود حیطه های موضوعی مختلف احصاء شده و برای مطالعه در هر حیطه در بازه زمانی مشخص از نیروهای مختصص بافرانی داخل و خارج بافران استفاده شود. برخی از حوزه ها را می توان به شرح ذیل نام برد:

حوزه های اجتماعی

حوزه های فرهنگی و مذهبی

حوزه های سیاسی

حوزه های عمرانی

حوزه های اقتصادی

و …

در هر حوزه می بایست مهمترین مسائل روز بافران احصاء شده و بررسی شود. به عنوان مثال در حوزه فرهنگی مذهبی قطعا یکی از مهمترین مسائل، بحث عاشورا و مراسم عزاداری بافران در طول سال است که می بایست گزارش دقیق و مشخصی در خصوص آن نوشته شود.

در گزارشها و تحلیل محیط پیشنهاد می گردد موارد ذیل گنجانده شود و به سوالات ذیل پاسخ داده شود:

– توصیفی از وضعیت موجود(بعنوان مثال توصیف مسئله عزاداری و ابعاد آن)

– مهمترین محورها جهت بررسی موضوع مورد نظر

– مهمترین نقاط قوت در این موضوع خاص

– مهمترین ضعفها در این موضوع خاص

– مهمترین فرصتهای محیطی اکنون و آینده در این موضوع خاص

– و مهمترین آسیبها، تهدیدها و خطرات محیطی موضوع مذکور

– مهمترین ذینفعان و ذینفوذان در موضوع مذکور

در مطالعه وضع موجود بهتر است گزارشها به صورت ترکیبی از توصیف، تحلیل، انتقاد و بحث و نتیجه گیری تنظیم شود. از نظر این حقیر حتی برای پیچیده ترین گزارشات نیز برگزاری حداکثر ۵ تا ۱۰ جلسه با ذینفعان و افراد صاحب نظر می توان گزارش را به خوبی تنظیم نمود.

گام سوم: ترسیم چارت ذینفوذان شهر و تنظیم بسته های ماموریت

در این گام تلاش می شود افراد مختلف توانمند در قالبهای گوناگون دسته بندی شوند. به عنوان مثال روحانیون یک دسته هستند، یا شورا وشهرداری، یا مساجد، یا افراد صاحب نظر، یا متخصصان، یا ذینفوذان اجتماعی و …

برای هر گروه ویژگیهای آن شامل قدرت نفوذ، حوزه های اثر و … تنظیم می شود تا عملا مجریان بخشهای مختلف مشخص شوند. کارگروه مذکور می تواند برای هر گروه، ماموریتهای وی را مبتنی بر رسالتها و مزیتهای رقابتی وی ترسیم نماید. عملا در پایان این گام، هم حوزه های مختلف شناسایی شده و وضع موجود تبیین شده اند و هم افراد مختلف و گروه های ذینفوذ مشخص شده اند.

گام چهارم: ترسیم چشم انداز شهری و اهداف

در این گام تلاش می گردد چشم انداز زمانی شهر مشخص شود. این چشم انداز می تواند ۱۰ یا ۲۰ ساله باشد. پس از ترسیم چشم انداز(که معمولا در یک یا دو جمله نوشته میشود) می بایست آن را در هر یک از موضوعات مشخص شده در گام دوم ترسیم نماییم. در حقیقت باید مشخص شود بعنوان مثال در پایان ۱۰ سال، در موضوع فرهنگی و مذهبی، در مسئله عزاداری ها، چه چشم انداز و نقطه نهایی هدف مد نظر است.

پس از آن می بایست برای همه حوزه هایی که چشم انداز نوشته شده، اهداف دو ساله یا چهارساله نوشته شوند. یعنی گفته شود برای آنکه در ده سال بعد در نقطه چشم اندازی باشیم، در دوسال آینده می بایست به کجا رسیده باشیم؟

شایان ذکر است چشم انداز و اهداف می بایست خیلی تخیلانه نباشند. همچنین نوشتن چشم انداز را می توان مهمترین و زمان بر ترین بخش کار دانست.

گام پنجم: تدوین استراتژی ها و راهبردهای کلان، همچنین تدوین زیر راهبردها

مبتنی بر گامهای پیش گفته، حال میتوان به تدوین استراتژی پرداخت. استراتژی چیست؟ استراتژی مسیری است که ما را از وضع موجود به چشم انداز مطلوب می رساند. در حقیقت ما می توانیم شهر را در یک مسیر تصور کنیم که مقصد آن چشم انداز، نقطه عزیمت آن وضع کنونی، و گام حرکت آن استراتزی است. در استراتژی ها مشخص می شود که برای رسیدن به هر هدف چه باید کرد؟ چه کلان استراتژی هایی برای شهر تعریف می شود؟ ذیل آنها چه استراتژی هایی برای هر موضوع و هر بخش تعریف می شوند؟ برای استراتژی های هر بخش چه زیراستراتژی یا زیرراهبردی وجود دارد؟

بعنوان مثال برای دستیابی به نقطه مطلوب در عزاداری عاشورا، می بایست سه  راهبرد کلان تدوین کرد. فرض کنید(مثلا) شاید راهبردی مثل برنامه محور شدن عزاداری، یا افزایش معرفت در حین عزا و … ترسیم می شود.

گام ششم: تدوین اقدامات و عملیاتهای اجرایی

در این گام می بایست به تدوین اقدامات لازم برای هر راهبرد پرداخت. مجری اقدام، زمان اقدام، هزینه اقدام، روش اقدام و … را ترسیم نمود.

و…

گامهای دیگری هم می توان تعریف کرد مثل تعریف شاخص های نظارتی، نحوه اجرا و …

و اما

آنچه در این مطلب بیان شد، شاید در ظاهر بسیار پیچیده به نظر برسد، ولی سه نکته ذیل می تواند راهگشا باشد:

۱- اول آنکه برخلاف ظاهر این برنامه، اصلا پیچیدگی کلانی وجود ندارد. در واقع این برنامه ترکیبی از گامهای بسیار منطقی و ساده ای است که اگر یک تیم چندنفره(مثلا ۱۰ نفره) به صورت پیگیر به دنبال انجام آن باشد به راحتی می تواند آن را در یک بازه زمانی ۶ ماهه انجام دهد. اما اگر این برنامه به یکی از هزاران موضوع دستور جلسات مرسوم تبدیل شوند هیچ راهی وجود نخواهد داشت و فرسایش آن را بلانتیجه می گذارد.

۲- این گام ها، مسیرهای علمی جهت ترسیم راهبردهای عمومی هر کشور یا شهر یا روستا بیان شد. در حقیقت آنچه بیان شد گامهای اصلی است که هر فرد برنامه ریز یا برنامه خوانده ای بیان می کند. لذا مطمئنا آنچه در همه دنیا جواب داده است قطعا برای ما هم جواب می دهد و ما اولین نفر نیستیم.

۳- الان تقریبا اکثر شهرها یا روستاها یا حتی استانهای کشور به چنین بلوغی در حوزه برنامه محوری دست نیافته اند و معدودند شهرهایی که مبتنی بر نقشه های هادی کلان حرکت می کنند. لذا اگر این گام ها توسط مسئولین بافران انجام شود قطعا و بلاشک می تواند سرعت نسبی رشد بافران نسبت به سایر شهرها و مناطق را بسیار بالا ببرد. به گونه ای که چنان شتابی به حرکت خواهد داد که پس از یک بازه زمانی کوتاه مدت تفاوتها حتی در سطح منطقه و شهرستان هم مشخص خواهد بود. لذا صرف وقت و هزینه و تمام توان برای چنین کاری راه غیرقابل اجتناب پیش روی شهر است.

نتیجه گیری:

آنچه بیان شد گام هایی  است  که امید می رود در شهرمان هرچه زودتر نسبت به انجام آنها اقدام شود. اینجانب و سایت بافران هم در تلاش هستیم تا بتوانیم در حوزه های فوق هر جا بتوانیم کمکهایی از طریق مطالب سایت و بحثها و نظرات بیان کنیم. در این خصوص ادامه پروژه هفتادسوال نیز در همین راستا خواهد بود و انشاءالله در مقالات بعدی تلاش می کنم به یک یک گامها پرداخته و آنها را باز کنم. الحمدلله بعضی از عزیزان نویسنده و کامنت گذار از قبل شروع به نوشتن مطالب در حوزه های فوق نموده اند، انتقاداتی در بخشهای مختلف نوشته شده،وضع موجود ترسیم شده، در خصوص عاشورا و … صحبت شده، در خصوص مسائل عمرانی صحبت شده و …

لذا به نظر میرسد بخشهایی از پازل مورد نیاز برای تکمیل پروژه هفتاد سوال در مسیر فوق(نوشتن انتقادات و ترسیم وضع موجود، ترسیم چشم انداز، ماموریتها و گروه ها، استراتژی ها و …) مشخص شده و صرفا می بایست قطعات آن را کنار هم بچینم تا تصویر نهایی ترسیم گردد.

از همگی شما که با نظرات خود در مطالب قبلی و سایر مطالب نویسندگان محترم، به پویا شدن بحث و سنگین شدن وزن محتوایی مطلب و بهبود کیفیت مطالب و تدقیق و اصلاح نوشته ها کمک می کنید بسیار سپاسگزارم و همچنان تقاضامندم تا پایان این پروژه با ما همراه باشید. از نویسندگان عزیز سایت هم تشکر می کنم.

ومن الله التوفیق

شاید نیاز به تاکید ویژه دارد که تشکیل تیم اصلی و تیمهای زیرمجموعه و مشارکت دادن جمع زیادی از نخبگان، ذینفعان و مردم و مجریان در برنامه رکن اصلی این برنامه ریزی است، به طوری که در کمترین حالت ممکن بیش از ۲۰۰ نفر باید در این فرآیند همکاری داشته باشند، نوعی بسیج عمومی نیاز است.

همچنین ببینید

گزارش تصویری از شب هفتم ماه محرم

مراسم شب هفتم ماه محرم با حضور امام جمعه شهرستان نایین حجت الاسلام سجادی و …

۴۶ دیدگاه

  1. با عرض سلام و خسته نباشید خدمت دوست عزیز جناب آقای عرب خدا را شکر که شما و همچنین دوستان دیگر با اینکه میدانم خود در این شهر الان ساکن نیستید اما به وضوح شرایط را رسد میکنید و از این که به دنبال راه کاری مناسب برای حل این مشکلات قدم برمی دارید صمیمانه ممنون هستم ولی به نظر شما آیا این افراد می توانند این راهکارهای سیستماتیک را به این نحوی که شما هدف گذاری کرده اید دنبال کنند ونتیجه ای بگیرند؟

    • سلام
      اولا ممنون
      ثانیا بله صد البته، اتفاقا من تاکید کردم ما نباید یک برنامه یا سند بنویسیم، گام اول را فراموش نکنیم که اصلی ترین گام است، باید تیمی متشکل از نخبگان و مجریان فراهم گردد، خود مجریان باید در جلسات باشند تا بتوانند دغدغه اجرا را در برنامه ها لحاظ نمایند
      با تشکر

  2. سلام درباره سئوالی که شما مطرح نمودیدکه مسئولین باید چه کاری دراینده برای بافران انجام دهند وتعیین سندچشم اندازبایدبه عرض برسانم که یکباراینکارتوسط برادرعزیز وفرهیخته اقای جمال بافرانی انجام شدیعنی یک طرح جامعی رابا هزینه شخصی خوداماده کردن باتوجه به اینکه تحصیلات ایشان درزمینه جغرافیا بود وکارایشان هم مدیریت وبرنامه ریزی دریکی از مناطق شهرداری بودانصافابه به همه انچه موردسئوال شما ست پرداخته شده بودوحتی وبهتر وازهمه مهمتر این طرح یک طرح عملیاتی بودوفکرمیکنم این طرح به استانداری هم فرستاده شدکه اگرروزی این طرح زنده بشه بافرون تا یک قرن درزمینه طرح اشباع خواهدبود درزمینه کارفرهنگی هم یک سندچشم انداز فرهنگی راحجت الاسلام شیخ رضا خسروی درباره کل شهرستان درزمان انتخابات شوراها ارائه کردن که الحق و والانصاف همه راهکارها دران پیشبینی شده بودودرعرصه اجتماعی خوب به موضوعات فرهنگی پرداخته شده بوداما مشکل همه این طرحها این بود که مخاطبان طرح قائل به حرکت درچارچوب برنامه نبودن ویااینکه سیستم شورایی منطقه اماتوری وبه دوراز برنامه حرکت میکردضمن اینکه اعتبارات شهرستان هم کشش چنین برنامه هایی رانداردمخصوصا شورای ما که تاحرف اعتبارمیزنی انها هم به طبل خیرین میکوبند

    • باسلام من از نزدیک درجریان سندچشم اندازی که منتسب به اقای جمال بافرانی است بودم اماباحرفهایی که شما میگوییدخیلی فاصله داشت اولا اگرعملیاتی بود پس چرا اجرایی نشدطرح ایشان به درد یک جایی مثل تهران میخوردایشان چون درشهرداری تهران کار میکنندفکر میکنندبافران تهران است درصورتیکه بایدبدانند اینجابافران است وشهرداری ما یک شهرداری تازه تاسیس است که به گفته خودشان ۹۰۰ملیون بدهی دارددرباره طرح حاج اقا خسروی که میگوییدالحق طرح خوب فرهنگی بوداینطورنبودالبته ایشان امدندویک تزی دادندوتوپ راداخل میدان شوت کردندودیگرهیچ خبری نشد

      • سلام
        من هیچ یک از این دو سند را ندیده ام
        ولیکن این صحبتی که عرض می کنم حرف یک فرد صرفا درس خوانده نیست، در چندین مورد برنامه ریززی و سیاستگذاری های کلان ملی، تا برنامه ریزی های شرکتهای غول کشور را انجام داده یا شاهد بوده ام و بجد عرض میکنم که «برنامه راهبردی، اگر بهترین برنامه دنیا باشد، ولی طوری نوشته شود که بعد از اجرا در صندوق قرار گیرد، شکست خورده است» برنامه راهبردی را الان در اکثر نقاط جهان (برنامه های ملی یا شهری و … که فراسازمانی است) را به شکل مشارکتی می نویسند و بنده از هیچ یک از این دو سند خبر ندارم ولی مطمئنم(تقریبا) که در هیچ یک از آنها شاید بیش از ۱۰ یا ۲۰ نفر همکاری نکرده اند در حالی که در سند همه جانبه ای از این جنس که صحبت می کنیم می بایست حداقل در شهری مثل بافران، (در کمترین حالت ممکن ۲۰۰ نفر ) و در حالت نرمال بیش از ۵۰۰ نفر همکاری و مشارکت داشته باشند و نظراتشان لحاظ گردد.

        با تشکر فراوان
        یاعلی

    • سلام
      بسیار ممنون
      اولا خیلی خوشحال شدم که می فرمایید قبلا تلاشهایی صورت گرفته است، ولیکن نکته بسیار مهمی عرض میکنم که دلیل اصلی شکست این طرحها را بیان می کند:
      من این دو سند را ندیدم و لی مشخصا شکی نیست که دو ضعف اساسی دارند:
      ۱- این اسناد را کسی نوشته و ابلاغ می کند هم شما و هم ما می دانیم که اولین اصل برنامه ریزی استراتژیک در تمام مدلهای دنیا برنامه ریزی مشارکتی است، بدینصورت که عرض کردم باید اولا مجریان در فرآیند تدوین باشند، ثانیا مثلا بحثهای فرهنگی را کمیته های فرهنگی خاصی پیشنهاد دهند، بحثهای عمرانی همینطور و …
      ۲- این اسناد می بایست یک مجموعه عظیم اسناد پیوست داشته باشند که با انتشار و فرهنگ سازی آنها می توانستند همه مردم را همراه و همگام کنند. ببیینید برنامه فرهنگی اگر برنامه ای باشد که در پستو نگهداری شود و در صندوقچه ای باشد، حتی اگر بهترین برنامه دنیا باشد، شکست خورده است

      پس عرض بنده این است که باید برنامه ای با همکاری و همراهی مجریان و خود مردم(در هر حوزه مخاطبان خاص خود) نوشته شود، و این برنامه بسیار فرهنگ سازی شود، اسناد پیوست آن منتشر شود و روی آنها ککار شود تا دغدغه همه مردم شود
      باتشکر فراوان

  3. سلام
    خیلی سوال خوب و جامعی بود. واقعا نظرتان کارشناسانه است و مشخص است که در این زمینه مهارت دارید. از یک سو خوشحالم که بافران چنین نیروهای متخصصی دارد از سوی دیگر افسوس می خورم که چرا از پتانسیل بچه های خودمان استفاده نمی کنیم. امیدوارم در بالاترین پله های مدیریتی همواره موفق باشید.
    یک اعتراض هم دارم و آن اینکه گرچه استقبال کم است ولی شما خودتان پیگیری را انجام دهید و تیمی متخصص و ماهر همچون خود را تشکیل دهید و با این دید وسیعی که دارید چشم انداز آینده مناسبی را برای بافران ترسیم نمائید. تشکر

    • سلام
      اولا بسیار سپاسگزارم بابت این محببتان
      ثانیا یک نکته عرض کنم، دقیقا مسئله اینجاست که این تیم نباید تیمی باشد که شکل بگیرد و بنشیند برای دیگران(مجری و مسئول و …) برنامه بریزد
      بلکه باید تیمی باشد که از دل خود مجریان باشد، به زبان ساده تر شاید تعداد همه ککسانی که در برنامه همکاری میکنند در پایان بیش از ۲۰۰ نفر باشد
      با تشکر مجددا بابت محببتان

  4. مطلب شما کارشناسانه و دقیق است والبته نیاز به پیاده شدن و تبیین گام های عملیاتی آن است. نکته ای که این وسط هست ضمانت اجرایی شدن آن است. گیریم که برنامه ای خیلی خوب و آینده نگرانه ای ریخته شود، چه ضمانتی برای آن در آینده توسط مسئولین وجود دارد؟ با تمام آن چیزی که از بافران در گذشته در ذهن داریم!!!

    • شما همیشه حرف ازضمانت میزندیددرصورتیکه زمانیکه هیچکدام شمابرنامه ای نداشتیداقای فخرایی که افتخاربافران میباشندبدون این کاغذبازیهابافران راابادکرد

      • سلام
        اینجانب که خدمت معلم ارجمند سابقم جناب آقای فخرایی بسیار ارادت دارم ولیکن صحبت از این نیست که بافران را که آباد کرد و که نکرد
        اولا راجع به اینکه الان بافران چقدر از ظرفیتهای بالقوه اش را فعال کرده است جای سوال است، آیا اگر ۳۰ سال قبل هم برنامه روشمند و مدونی(بازهم تاکید میکنم برنامه مشارکتی) نوشته میشد الان آبادتر نبود؟ (صرفا سوال است)
        ثانیا آنچه تا امروز گذشته با آنچه از امروز به آینده است بسیار متفاوت است، مطمئن باشید صحنه و محیط رقابت بسیار سخت تر شده و سخت تر می شود، مطمئن باشید دیگر نمی توان با روشهای سنتی(ولو اینکه بیشترین دلسوزی و دغدغه فرهنگی هم داشته باشیم) شهر را به مسیر پیشرفت خود هدایت کرد
        ثالثا اتفاقا جناب آقای فخرایی بسیار بسیار فکر راهبردی دارند و دنبال این مسئله هستند و هم در مصاحبه شان اشاره ای غیرمستقیم کردند و هم بعدا بارها فرمودند که باید برنامه محور باشیم، البته اینکه تا امروز چنین دغدغه ای اجرایی نشده است جای سوال است
        و صحیح می فرمایید که ضمانت اجرا بسیار مهم است
        و نکته آخر، اگر برنامه مشارکتی باشد(تاکید میکنم مشارکتی باشد) دیگر نام آن کاغذبازی نیست
        یاعلی

        • اقای عرب من بانظرات شمااصلا موافق نیستم اتفاقا چون برنامه هانبوده خیلی از کارهایی که انجام شده اگرچه جنبه عمرانی داشته لاکن چون تک روی دراینها بوده وروح مشارکت حاکم نبوده به خطا رفته خیلی ساده امروزمیبینیم که مردمی که درمجاورت مجتمع بقیت الله هستندصدایشان درامده است ومیگویندکاربری مجتمع تغییرکرده ابتدا قرار بودکاربری فرهنگی داشته باشد نه اینکه اشپزخانه باشدولی حالا بوی غذا درهنگامی که برای مناسبتهای غیررسمی استفاده میشوددرفضای شهرمیپیچدواین کار درستی نیست چون خیلی ازکسانی که محتاج نانی هسندنمیتوانندپاسخگوی فرزندان خودباشندویااینکه این همه هزینه شدحسینیه ساختندبعدفهمیدن که یا باید حسینیه مسقف میشد یامجبورشدندشبستانی اضافه کنندپس معلومه که برنامه نبوده ویااینکه برای ابهای سطحی بافران تا بارندگی میشودسروصدای یکی درمی ایدکه چرا اب به زیرساختمان ما افتاد ه ویا اینکه حمامهای عمومی کار بری خودرا ازدست داده یا اینکه خیلی از مشکلات دیگر مانند نداشتن فضای ورزشی باسرانه کافی ایا مشکل ماغذای ظهرعاشورا ست یکبار انقدرغذا میپزندهم درپادرخت وهم مجتمع که هرچه مردم میخورندتمام نمیشود واسراف میشودازیک طرف هم برای روز اربعین برنامه ای ندارنداینها همه به خاطرنبودبرنامه میباشد اقای عرب شما میگویید… گفته اند بایدبرنامه محورباشیم ممکن است بگوییدکدام برنامه؟ابادکردن صرف ساختن چندساختمان نیست ابادکردن موقعی است که مردم به هم نزدیک شوندهمان چیزی که خدامیخواهدصلح وصفاابادانی می اورد نه اینکه وقتی یک ساختمانی ساخته میشودهزارتا مشکل دیگر ایجادشود مشکلات همیشه به خاطرعدمیات پدیدنمی ایدخیلی ازمشکلات موقعی قدعلم میکندکه که کار نابجایی صورت گیردبه نظر میاد حالا حالا بافرون خیلی کارداره

          • سلام
            موافقم که هرجا برنامه محور باشد ظرفیتهای کلان به خوبی آزاد شده و استفاده می شوند
            و موافقم شاید حتی اگر برنامه محور هم بوده ایم اما آینده نگر و همه جانبه نگر نبوده ایم
            و موافقم که باید شروع کنیم از هر جایی شروع کنیم برد کرده ایم
            و همه مشکلاتی که گفتید نه تنها گریبانگیر ما، بلکه گریبانگیر بسیاری دیگر است
            یاعلی

    • سلام و ممنون
      به نکته بسیار مهمی اشاره فرمودید
      ضمانت اجرا مهمترین دغدغه برنامه های استراتژیک است ولیکن راهکارهایی برای آن لحاظ می شود که از جمله آنها برنامه ریزی مشارکتی، برنامه ریزی بر مبنای مدیریت هدفمند و اجرای طرح سازمان یادگیرنده است که قطعا همه این روشها می توانند در این خصوص مفید واقع شوند
      ولیکن بازهم در کنار همه اینها همت مسئولین و مجریان و حمایت همه مردم را می طلبد قطعا
      و لطف خدا
      یاعلی

  5. سلام:محمدرضای عزیزازاینکه با دقت وظرافت هرچه بهتر به صورت همه بعدی وباروش کاملا علمی سعی میکنیدمشکلات رابررسی وبرای رفع موانع راهکاری مناسب پیدا کنیدجای تقدیروتشکرداردبررسی موشکافانه شما نشان ازیک عزم جدی داردوبیانگراین واقعیت بسیار مهم است که شما جزءپیشرفت شهرمان دغدغه دیگری ندارید” سعیکم مشکور” اماحجم سئوال کمی موضوع راپیچیده کرده است به تعبیر مولا امیرالمومنین “خیرالکلام قل ودل” خوب است کلام درعین کوتاه بودن بهترین دلالت را داشته باشد”ازانجا که همیشه معتقد بوده ام تخصص کافی دربیان دیدگاه ها باید وجود داشته باشد سعی میکنم درحیطه تخصص خود وحوزه مقدس فرهنگ مطالبی رابیان کنم ناگفته پیداست که وقتی بحث از فرهنگ میشودمنظورکارهای جزیی فرهنگی مانند برگزاری کلاس وبرنامه های اینچنینی نیست بلکه بایدبگویم فرهنگ زیربنای تمام مقولات اجتماعی سیاسی اقتصادی وعمرانی است ومن تقسیم بندی شما را درمنقسم کردن حوزها تقسیم بندی ناقصی میدانم ما هرکاری را که بخواهیم انجام بدهیم بایدفرهنگ ان کار را در جامعه نهادینه کنیم اگر راهنمایی ورانندگی دغدغه جان مردم دارد ومیخواهد به مردم بگوید کمربند خودراببندد باید فرهنگ بستن کمربند را دربین مردم نهادینه کندمثال راحتر وبارزتری رابیاورم اگر شما درزمینه عمرانی برنامه بنویسید ودربرنامه خودتبیین کنید که درکا رعمرانی یکی از اولویتها ساخت غسالخانه است بایدزیرساختهای فرهنگی ان به گونه ا ی محکم شده باشدکه درادامه کاردچار چالش اجتماعی نشویدحتی اگر شما بهترین برنامه را بنویسیدباید ابتدا باید فرهنگ پذیرش برنامه را نهادینه کنیدپس گزاف نگفته ایم اگر بگوییم فرهنگ ریربنای همه مقوله های درست زیستن است پس باید بپذریم که که ما به صورت بدوی بایدمدیریت استراژیک فرهنگی داشته باشیم اگر مانیم نگاهی به گذشته بافران داشته باشیم به راحتی به این نکته مهم پی میبریم که هرجایی مردم ومسئولین درکارهای اجتماعی دچار مشکل شده اند این خلا را احساس میکنیم اکنون به نقش واهتمام این مقوله پی بردیم میتوانیم تمامی مشکلات خودرا یکباردیگر بازخوانی کنیم ایا عزاداری ما هم نیاز به فرهنگ سازی دارد یاندارد مسائل عمرانی ما ریشه درفرهنگ ما دارد یا نداردپس میتوانیم به درستی یک لقب وعنوان خوب به فرهنگ بدهیم فرهنگ یک ترازوی خوب برای معک زدن به پیشرفت یک شهر میباشد اگر کاری را درست انجام دهیم اصطلاحا گفته میشود ما فرهنگ ان کار را دربین خودنهادینه کرده ایم خوب با این بیان میدانم که دنبال راهکارها ی رهگشا برای مقوله فرهنگ در شهرمان بافران میگردیم البته این مختص شهرمانیست واز اول تاریخ مخصوصا تاریخ اسلام که نگاه میکنیم رسا لت تمام انبیا قبل از هرچیز دیگری رسالت فرهنگی بوده است ومتقابلا دشمنان ما کوشیده اندتا به جای تاکتیک نظامی ازتهاجم فرهنگی وبالاتراز ان شبیه خون فرهنگی وبه تعبیرمقام معظم رهبری ازناتوی فرهنگی استفاده کنندمن همیشه درمقالاتی که نوشته ام معتقد بوده ا م که فرهنگ یک پدافند کاری غیرعامل است که قدرت ان به مراتب بیشتر از عاملهای مستقیم است فرهنگ یک قدرت غیرقا بل انکار ست اما خاموش است وبه گونه ای درجوامع اثرمیگذارد که کسی نمیتوانددرهمان لحظه متوجه ان شودپس ما اگربخواهیم کارمفیدی رادرشهرمان انجام دهیم ابتدا بایدزیرساختهای فرهنگی ان را درست کنیم خاموش ارام به دور از اساسیت وموثر ومحمدرضای عزیز راهکارهای فرهنگی بماندبرای فرصتی دیگر باید درجلسه ای شرکت کنم موفق وپایدارباشید

    • سلام
      بسیار سپاسگزارم بابت این محببتان
      در خصوص فرمایشات شما چند نکته را عرض می نمایم»
      اول آنکه فرمایشتان کاملا صحیح است، سوال بسیار پیچیده است، ولی چاره ای نیست، یعنی می بایست سوال پیچیده را یکبار طرح کرد، این سوال را هرچه بیشتر روی آن صحبت کنیم و بحث را تکه تکه کنیم بیشتر و بیشتر واضح شده و ابعاد مسئله آشکار می شود که قطعا خواهد توانست پیچیدگی ها را کم کند
      دوم هم صحیح می فرمایید، شکی نیست که فرهنگ و فرهنگسازی بحثی بسیار مهمتر است، ولی این بحث فرهنگ را باید از دو جنبه نگریست: اول اینکه فرهنگ را یک جز در کنار سایر اجزا ببینیم، مثلا بگوییم رشد عمرانی شهر، رشد فرهنگی، رشد اقتصادی و …
      دوم آنکه فرهنگ را بر برنامه ببینیم و بگوییم این برنامه هم تدوین آن ، هم دغدغه آن ، هم اجرای آن، هم فهم آن ، هم پییگیری آن و … نیاز به یک نوع فرهنگ سازی خاصی دارد

      در خصوص بحث نگاه دوم به فرهنگ شکی نیست که مهمترین مسئله و اصلی ترین بحث است و باید برای آنکه ضمانت اجرای برنامه بالا برود کارهای زیادی در این خصوص انجام داد و فرهنگسازی نمود
      ولی درخصوص بحث اول، با آنکه قائلم بحث فرهنگ بسیار اساسی است (و خودم هم چندسال در این حوزه سیاستگذاری فرهنگی کشور بوده ام) ولیکن قائل هستم که بایستی همه حوزه ها را در کنار هم دید، فرهنگ زیربناست ولیکن حتما باید نگاه به توسعه همه جانبه شهر داشت
      مثالهای شما از فرمایشات رهبری کاملا صحیح است ولیکن فراموش نکنیم که تاکید بر فرهنگ نباید باعث شود از حوزه های دیگر غافل شویم، این مسئله را در هر مورد برنامهه ریزی نوع و شرایط سوژه (سازمان یا شهر) که برای آن برنامه میریزیم تعیین می کند

      در پایان این جمله را به عنوان جمع بندی می گویم که با شما موافقم فرهنگ جزیی بسیار بسیار مهم در برنامه ریزی است ولیکن آن را کامل میکنم که در کنار فرهنگ ابعاد مهم دیگری هم است که باید مورد بررسی قرار گیرند.

      یاعلی

      • سلام محمدرضای عزیز:فرهنگ باتمام مقوله هایی که شما میگوییدارتباط تنگاتنگ داردفرهنگ دربرنامه جزیی از برنامه ریزی نیست فرهنگ زیربنای برنامه ریزی است این مطلب را من نمیگویم امروز تمام کارشناسانی که درعرصه بین المللی کارمیکنندمعتقدندمولفه های قدرت واستیلا یافتن برکشورها جزاز راه فرهنگی میسور ومقدور نمیباشدبدون شک علت العلل همه مسائل دربافران معزل فرهنگی است نسبت منطقی بین این عوامل حاکم است نسبت انها عموم وخصوص من وجه نیست که فرهنگ جز باشدفرهنگ علت ناقصه ای برای رفع مشکلات نیست بلکه علت تامه است علت اینکه گفتم تقسیم کردن ومنقسم نمودن شما راقبول ندارم به خاطربرداشت اینچنینی بودفرهنگ یعنی نوعی توسعه بخشی وبرقراری ارتباط در رشدمتوازن به گونه ای که جلو رشد کاریکاتوری بقیه اجزا را میگیردهمه مشکلات ما تحت شعاع مسائل فرهنگی استحالا دوست ندارم درمیدان لفظ بتازم چون میخواهیم کار به نتیجه خوبی منتج شودبه هرحال درپایان نظریات دوستان راهکارهایی دارم که خواهم گفت ضمنا سئوال دوم به جمع بندی نرسید

        • معضل نه معزل برادر

          • اقای بافرانزاده خیلی باظرافت مطلب نوشته منظورش اینست که فرهنگ راعزل میکنندنه اینکه مشکل فرهنگی وجوددارد که بنابراین اگربه معنای مشکل بگیریم معضل ولی اینجا معنای زوال میدهدمعلومه مطالب را به دقت نمیخونیدیعنی سیرقهقرایی داشتن

          • سلام :لازم می دانم درادامه مباحث گذشته مطالبی راکه ازقلم افتاد گوشزدنمایم چرا که معتقدم مباحث فرهنگی به نتیجه مطلوب ودلکش نرسیددراین بخش به مهمترین مولفه های فرهنگی در شهربافران میپردازم وبقیه حوزها{اجتماعی وعمران ودیگرمقولها بماند برای متخصصین این اموراولین مولفه۱-پیشینه گذشتگان ما نشان میدهدکه مردمان مامردمی معتقدومذهبی بود ه اندوهستند پس تقویت اعتقادات مردم ناگفته پیداست ۲-ازانجا که فرهنگ ما براساس اعتقادات تحت الشعاع مذهب ماست اطلاعات دینی ومذهبی مردم درزمینه های مختلف بایدبهتراز گذشته تقویت گرددوبابرگزاری کارگاههای تخصصی درمکانهای فرهنگی{مرکزفرهنگی-دارالقران-مجتمع ومساجد}درطول سال میتوانیم به این مهم دست پیدا کنیم۳-نشست علمی طلاب ودانشجویان وتریسم هدفهای فرهنگی وهمکاریهای علمی به میزبانی یکی از دوطرف۴-ارزیابی مکانهای فرهنگی وانتخاب موثرترین مکان فرهنگی دربافران ازطریق نظرسنجی ووووووانشائالله موفق باشید

          • سلام
            پیشنهادات بجایی است، ولیکن ضمن تشکر از نوع نگاه پربار و زیبا و عمیق شما، که نشان از تدبر و دقت نظر شما داره، انشاءالله با انتشار سوال چهارم بتونیم مطالب را جلو ببریم تا برسیم به یک نتیجه عملیاتی انشاءالله
            یاعلی

          • علی جان سلام:ازتذکرودقت شما ممنونم قدیما میگفتن اشتباه لپی الان میگن اشتباه تایپی عذرخواهی میکنم فکر کردم مدیرسایت ویرایش میکنن ازدستم دررفته

          • سلام ازتذکرشما ممنونم اشتباه تایپی بود فکر کردم مطالب ویرایش میشه بازخوانی نکردم

        • نظرات مشابه با این هستند که کتابی را برداشته و از روی آن بلند بلند می خوانیم. دقیقا مثل جوانی که تازه لیسانس گرفته و … و هنوز گرد بازار را حس نکرده.
          من یک درخواست از مدیریت سایت دارم. من بعنوان یک خواننده عام سایت احساس می کنم که برخی از نظردهندگان حداقل شعور… را هم برای دیگران قائل نیستند. احساس می شود که برخی… با شخصیت سازی متعدد سعی در غالب کردن نظر خود دارند و این یعنی قائل نشدن کوچکترین حق نظر برای دیگران. و به دلیل عدم تخصص کافی به اصول اولیه این کار هم دقت نمی کنند که حتی ظاهر کامنتها با هم متفاوت باشد. … خواهشمند هستم که تا جاییکه امکان تشخیص دارید جلوی چنین کامنتهایی را بگیرید.

          • سلام
            خیلی متوجه نگرانی شما نشدم و نفهمیدم الان چه مشکلی پیش آمده است، درخصوص تشخیص هم، ازطرق فنی مانند آی پی و … کامنتهای تکراری یا از یک نفر شناسایی می شود ولی این مسئله خیلی در سایت وجود نداشته است
            ضمن اینکه از نظر من حتی این هم خوب است، وقتی تن به آزادی بیان(در حدو حدود آن) می دهیم، این مسائل جزیی نباید مانع حرکت شوند
            همین که در کامنتها و مطالب سایت غنای بالای علمی و نگاه تخصصی دیده می شود بسیار عالی است؛آیا به نظر شما الان نمی توان ادعا کرد سایت در حال تبدیل شدن به یکی از معدود سایتهای نخبگانی سطح کشور است؟
            پیروز باشید و سربلند

          • واقعا اینقدر عمیق بود صحبت ها؟
            واجب شد ی بار دیگه بخونم:))

        • سلام
          این موضوع خیلی جای بحث داردد، اتفاقا شاید جلوتر به آنها بپردازیم، صحبت آن نیست که فرهنگ مهم است یا نه، صحبت آن است که آیا فرهنگ تنها امر مهم است؟
          بهرحال، اجازه دهید در این خصوص موضوع جلوتر رفته و اندکی بیشتر مشخص شود تا بتوان ابعاد مسئله را پردازش کرده و شناخت
          پس از آن می توانیم در بٌعد فرهنگی و اهمیت آن و میزان وزن آن صحبت کنیم
          ولی به نظر این حقیر، تعادل بین چند حوزه مهم بسیار نیاز است، شاید تفاوت من و شما این باشد که شما معنای بسیار عامی برفرهنگ بار می کنید که آن معنا می تواند همه ابعاد دیگر را پوشش دهد در حالیکه من اینگونه آن را تعریف نمی کنم و اگر من هم به عمومیت شماتعریف کنم به همین جمع بندی خواهم رسید یحتمل
          ممنون

    • اقای بافرانزاده درست میگویندتاموقعی که نتوانیم فرهنگ سازی کنیم تمام کارها بیهوده است مسئولین بایدقبل ازانکه برنامه محورباشندباید فرهنگ محورباشندبایدازخودمحوری به فرهنگ شورایی تن دهندفرهنگ انتقادپذیری داشته باشند

  6. علی رضا جان اصلا نیازی به توجیه نبود …هیچ ضزورتی نداشت …

  7. دوست گرامی آقای محمدرضا عرب بافرانی تشکر می کنم از بیان موشکافانه مسائل توسط شما برادر محترمم. بافران با وجود شما و امثال شما دارای پتانسیلی بس عظیم است که خوب است قدر آن را بدانیم.
    من با نظراتی که پیرامون بحث فرهنگ است موافقم. البته نه اینکه این دو فرهنگ را با هم درگیر و ادغام کنیم ولی یکی از پیش نیازهای انجام هر حرکت و طرحی وجود داشتن شرایط فرهنگی مطلوب آن عمل است. بعنوان مثال مردم بایستی آماده پذیرش شرایط جدید توسعه و تاسیس کارخانه و … بشوند. ولی در کنار این مورد معتقد بر یان هستم که باید مسائل را جداگانه بررسی و پیگیری کنیم. این گونه با تمرکز بهتر و بالاتری می توان به مسائل، مشکلات و طرح ها نگریست.
    نظرات را که می خواندم با طرحی مواجه شدم که برایم زیبا و حذاب بود. اینکه پایشی بزرگ و در حد چند صد نفره راه بیاندازیم. این قضیه اگر عملی شود و این حجم متخصص وارد بازی بشوند آینده ای فوق العاده روشن را در پیش خود خواهیم دید.
    تشکر از بیان مسائل فوق.

  8. زیباتر می بود که افراد در سایت نظرات را با اسم خود بیان کنند ولی با توجه به شرایطی که همه سراغ داریم این کار عملی نیست. بعبارتی در اینجا همان بحث بالا مطرح می شود که باید فرهنگ سازی در این باب انجام شود که به نظرات همدیگر احترام بگذاریم. هر فردی باید بتواند نظر خود را آزادانه بیان کند تا زمانیکه از حد شرع، قانون و ادب به همدیگر فراتر نرود. ولی “من ” به شخصه و به حقیقت جرات نوشتن نام خود را ندارم! چرا که بازخوردها را نمی شود پیش بینی کرد.

  9. علی رضا درممیزی جرف نداری .

  10. سلامون علیکم
    بسم الله القاسم الجبارین
    یکم اینکه بیایید ببینیم الان کجاییم و چیکار می کنیم./ ما در روستایی هستیم که به تازگی اسم شهر به خودش گرفته. (فرهنگستان زبان خونمون (با اجازتون) اسم جدیدی مابین شهر و روستا براش انتخاب کرده به نام شهروستا)/ خیلی از آدم هایی که تو این شهروستا زندگی می کنن اصلا به خاطر محیطش موندن/ به شکلی که حتی حاظر نیستن نایین برن/ پس شما دارید برای کسانی تصمیم می گیرین که حداقل ۷۰ درصدشون حتی اگه پول و خونه تو شهر دیگه (حتی نایین) داشته باشن از موطنشون جدا نمی شن/ اما در مورد کسانی که از بیرون نظر می دن باید عرض کنم که اگه کسانی که تو بافرون هستن طرحی رو در نظر گرفتن به روی چشم، از تخصص شما هم استفاده می کنن/ ولی خداییش کلاه خودتون رو قاضی کنین/ این سوال رو از خودتون بپرسین که آیا شما حاضرین شرایط زندگی شهروستای بافرون رو بپذیرین و توش زندگی کنین؟ انصافا اگه حاضر نیستین برای کسانی که الان دارن تو بافرون زندگی می کنن نظر ندین/ (تعبیر به خودرایی یا کوته بینی نکنین/ به جاش بیایین ی کم واقع بین باشید)

    می دونم طولانیه خسته اتون می کنه ولی جون من بقیه اش رو هم بخونین حداقل روحتون شاد می شه:))
    دویَم اینکه پس شما چه کارهایی می تونین بکنین. / به قول حاج آقای بافرانزاده: احسنتم:)) / فرض کنین که بافرون ی کشور مستقل باشه و شما رییس جمهور این کشور باشین :))) خوب به قول رهبری (ی چنین مضمونی: کار دولت اصلاح انحراف ها، نقص ها و … است) شما باید کارهایی که بافرون نیاز داره ولی رغبتی بهش از طرف خود مردم نیست انجام بدین/ عزیز من زندگی مردم آرامش لازم داره/ برای این خیرینی که عین غول چراغ جادو ظاهر می شن و هر چی آرزو دارین برآورده می کنن هیچ کسی نیست آرزوی ی شرکت صنعتی، کارخونه ای چیزی بکنه؟ ای بابا همه آرزوها رو دادین آدم های شکمو بکنن؟ این دفعه که غوله ظاهر شد لطفا ی نفر محض رضای خدا آرزوی ی شرکت صنعتی بکنه/ …

    سیم اینکه واقعیت رو باید پذیرفت. شهر های همسایمون رو نگاه کنین ( منظورم میبد و اردکانه نه مزرعه امام و محمدیه :))) ) من فکر می کنم فرق ما و اونها اینه که اونها مردمشون به شهرشون اعتقاد دارن/ ولی ما نداریم/ خودم رو عرض می کنما…. فکرش رو بکنین: بافرون ی کارخونه داشته باشه که مثلا تو استان یا حتی کشور مطرح باشه ( می گم کشور چون بافرون تو موقعیت استراتژیکی قرار گرفته) چون این طرز فکر رو نداریم اصلا کسی اعتماد به نفس (و یا اصلا صرفه اقتصادی) نخواهد داشت که کار اصولی بکنه/ در نظر بگیرین که شما می خواهین ی طرح چند صد میلیونی رو تو بافرون اجرا کنین/ اولین سوالی که به ذهنتون می آد (اگه نیومد هم ازتون می پرسن) اینه که واقعا این طرح به تیپ این شهروستا می خوره؟ … مجتمع ساخته شد چون با ساخته شدنش فکر می کردن که اقتدار شهروستا در ایام عزاداری خیلی بیشتر می شه/ می بینید که به قول حاج آقا بافرانزاده فرهنگه (من می گم احساس ضرورت انجام یک کار) که به عمل می رسه. پس عزیزانم شما طرح و مرح رو ولش کنین/ لطفا سنسورهای اقتصادیتون رو حساسیتش رو بیشتر کنین تا اقتدار استراتژیک به بافرون بدین/…
    این هم عرض آخر بنده: شما خارج نشین ها اگه می خواین کاری برای بافرون بکنین لازم نیست به مردم بافرون فشار بیارین/ ی کم به خودتون و غول چراغ جادو فشار بیارین تا با ی کار اقتصادی، اقتدار رو به مردم برگردونین/
    من باور دارم که بافران دیار دلاوران است/ شیر اگه پیر هم باشد باز هم شیر است.

    • سلام و ممنون برادر گرانقدر
      با اینکه شما را نمیشناسم ولیکن مشخص است که قلم خوبی دارید
      همین که (حتی با قلم طنز) اینقدر موشکافانه بررسی کردید مسئله را خیلی ممنونم و عالیه
      همه ما هم منظورمون اینه که باید اهم و مهم کرد و انجام داد تا نتیجه عملمون نتیجه ای درراستای پیشرفت و آبادانی شهر و تعالی مردم بشه
      درخصوص نظر دادن یا ندادن بافرانیان خارج بافران، قبلا خیلی صحبت شده و اگر به کامنتهای سابق (مثلا در سوال اول و دوم) رجوع کنید خیلی بحث شد
      ضمنا عرض کنم که جمع کثیری از بینندگان سایت(بالغ بر ۷۰ درصد) بر اساس آی پی متعلق به بافران و نایین هستند که این یعنی فضای غالب سایت فضای بومی است
      و اینکه در مجموع تصور میکنم عقل حکم میکنه که هیچ سرمایه مالی وانسانی و … را دور نریزیم و بلااستفاده نگذاریم
      آیا جز اینه؟

      ممنونم بازهم
      بیشتر به ما سر بزنید
      یاعلی

  11. حالاچرا بسم الله القاسم الجبارین برادر؟

    • هوینجوری/ اینم اسم خداست دیگه/
      … شما می تونی بخونی بسم الله الرحمن الرحیم
      راستی ی عذرخواهی هم به خودم بدهکارم که جای سلام و بسم الله رو جابجا نوشتم

      ی خسته نباشید هم به آقاهه که نظرات رو تایید می کنه بگم. تو تلوزیون و اینها خداییش کارشون سخته/ همش باید مواظب خودشون باشن که به راه کج منحرف نشن/ البته ما که حرف های بوق دار ننوشته بودیم ولی بازم خدا قوت (این تیکه آخر این نظر رو منم راضیم سانسور کنین، اختصاصی برای خودت نوشتم، به هر حال من هم تابع روالی هستم که روش فکر شده و پذیرفته شده / خیلیعزیزیبرار:))

  12. من یکبار از همه دوستان بابت ویرایش نظراتشون و اینکه بعضا جاهایی حذف شده و … جاش گذاشته شده عذر میخوام

    در هر کامنتی اگر جایی ویرایش میشه به معنای توهین به کامنت گذار نیست ابدا، و صرفا معناش اینه که با رویه ها و روالهای کلان سایت، نیاز است کامنتها بعضا ویرایش هایی بشوند تا خیلی از چارچوب خط قرمز ها بیرون نروند، اینها خط قرمز های سایت است که الزاما مطلق نیستند
    پس از همگی شما بابت این مسئله پوزش می طلبم و عذر تقصیر دارم و ممنونم که با وجود این ویرایش ها همچنان همراه ما هستید
    یاعلی

  13. سلام برادر بزرگوارصمصام عزیزدرکامنت اموزنده شمامطالبی وجودداردکه لازم میدانم برای تنویرذهن شماعزیزبزرگوارمطالبی راعرض کنم اولا اینکه شما میفرماییدایا حاضریدباشرایط کنونی دربافران زندگی کنیدباافتخاربایدبگویم اری وهمین الا ن هم اگرچه خودم حضورفیزکی ندارم امابه عشق بافران روزگار را سپری میکنم ویقین بدانیدچنان چه شرایط کاری ماایجاب کندحتما بافران را به هرجای دیگری برای زندگی ترجیح میدهم اما ذهنیتی که شمانسبت به بافرانی های خا رج ازبافران وجوددارد رادرکامنت های دیگر هم این نوع نگرش وجوددارد که از سوی مدیر سایت بی جواب ماند وچون روی صحبت شما بابنده بوداین مطلب راهم روشن کنم {عزیزبزرگواردرعصری زندگی میکنیم که عصرارتباطات نام گرفته است امروز ارتباطات مردم صرفا ازطریق اسکان دریک محیط خاص نیست بلکه ارتباطات تمام مرزهای جغرافیایی را درنوردیده است امروزه خیلی از پزشکان مریضان خودرا درفاصلههای چندصدکیلومتری درمان میکنندامروز عصرارتباطات است دنیا کوچک شده است امروز ازدنیا بانام یک دهکده یادمیکنندومادریک دهکده جهانی زندگی میکنیم بااین اوصاف امروز هرکسی داعیه بافرانی بودن داردالزاما نیازی به حضورفیزیکی ندارد ضمن اینکه بالاخره ما دربافران به دنیا امده ایم ایا شما میتوانی این هویت را ازما وهمه کسانی که وطنشان بافران است بگیریدچه بسا روزی خودشما هم لازم باشدبه خاطرازدواج ویاشغل ومسائل دیگراز بافران برویدایا وطن شماتغییرمی یابدما هر کجایی برویم نمازمان را دربافران کامل میخوانیم چون بافران وطن ماست

    • سلام
      دقیقا همزمان کامنت گذاشتیم، من هم موافقم که بافرانیان خارج ازبافران می بایست با یک نگاه از داخل استفاده شده و به کار گرفته شوند
      حتی بنده ادعا میکنم نه تنها بافرانیان خارج بافران، بلکه هر شخص دیگری که حاضر باشد دلسوزانه و بی مزد و منت در راستای اعتلای بافران کاری بکند و چیز قابل عرضه ای(اعم از سرمایه مالی، فکر، نفوذ و… ) داشته باشد باید استفاده کنیم و عقل سلیم همین را حکم می کند
      نکته مهم دیگر هم اینکه الان تقریبا ۷۰ درصد مخاطبان سایت از خود نایین و بافران هستند(بر اساس آی پی مشاهده کنندگان) لذا فضای سایت فضای عمومی است نه فقط برای بافرانیان خارج بافران و قس علی هذا
      یاعلی

    • حاج آقا اینکه اسم شما رو آوردم به خاطر اینه که با جامعه روحانیت احساس آرامش می کنم/ و اینکه اگر حرفی هم زدم حداقل می دونم جواب تند و تیزی بر نمی گردونن. خوب دیگه اینم از تبعات روحانیته:))
      اما صحبت هام کلی بود. و اتفاقا ی جوریایی در تصدیق صحبت های شما. بله ارتباطات هست، موطن آدمیزاد همیشه محل تولدشه ولی فرهنگ، طرز فکر و … متغیره. اینکه همیشه هر جامعه ای نیاز داره فرهنگ نو بهش تزریق بشه حرف درستیه. این کار شماست. این صحبت هم مبرهن که مذهب یکی از مهمترین پایگاه های تزریق فرهنگه. ولی فراموش نکنیم که همیشه تمدن ها فرهنگ ساز بودن. قبول کنین که تمدن خیلی می تونه تو تعیین محدوده فرهنگ یک جامعه نقش داشته باشه. حداقل اینکه تمدن فرهنگ رو به بوته آزمایش می کشه. از طرفی شما نمی تونی طرحی که فرهنگ خیلی متفاوتی با فرهنگ موجود در جامعه داره رو اجرا کنی و به نتیجه دلخواهت هم برسی. تمدن باید تو بافت فرهنگی مردم رسوخ کنه و به همراهش فرهنگ نو به مردم تزریق کنه. برای همین می گم طرح های چند صد میلیونی شهری جواب نمی ده. ولی به نظر شما طرح های اقتصادی با این اوضاع بیکاری و اقتصادی هم جواب نمی ده؟

      • صمصام جان سلام ازاینکه شما بامن رفیقی ومنم باشما رفیق بایدخدمتت عرض کنم که چون جوونهای بافرون رادوست دارم گاهی وقتها ماهم یه نظری میدیم ولی من نه نظریه پردازم ونه کارشناس ولی به خاطربچه های ناب بافرونی ومدیریت خوب سایت گفتم بعضی وقتا یه سری به شما جونا بزنم درباره طرحهای اقتصادی بایدبگم طرحهای چندصدملیونی هم جواب میده منتهی بایدچشمها راشست وطوردیگربایددیدوهمت اگرسلسله جنبان شودمورتواندکه سلیمان شود{اما پیرامون اشتغال بایدبگویم ماتا ۵سال دیگر درمنطقه نایین باکمبودنیروی انسانی مواجه میشویم وان روز خواهیددید که نقل تمام محافل بافران اینست که بابحران به وجودامده درزمینه فرهنگی باید چه کنیم یک کارخانه کاشی باظرفیت حداقل ۲۵۰۰نفرنرخ بیکاری رادرشهرستان پایین می اورداماان چیزی که باقی است خلائ فرهنگی است اردکان ومیبدبرای جوانان ما به شهرهای رویایی ودست نیافتنی تبدیل شده است این درحالی است که کارخانهای این دوشهرغالباتوسط افراد وکارگران غیربومی اداره میشودمیدانی چرا چون امال وارزوی انها کارکردن دریک کارخانه نیست انها درجاهای دیگروبهتری امال خودمیرسد من فکرمیکنم همه کارها راپول انجام نمیدهد اگرما ازخیلی چیزهامحروم هستیم به خاطر بی پولی نیست به خاطر اینست که سرمایه داران ما بانکها را اباد وابادیها رانابود کرده اندبه خاطر اینست که فکراقتصادی نیست اری ای برادر تاشقایق هست زندگی بایدکرد

  14. سلام
    مطلب سوال چهارم آماده شده و نوشته شده که انشاءالله بعد از تعطیلات پیش رو منتشر خواهد شد.
    یاعلی

    • سلام باتوجه به مستعدبودن جوانان منطقه درزمینه ورزش خواهشمندم یک کمی سئوالات رادراین زمینه زاویه بدهیدضمناشایسته است جمع بندی خودراازنظرات مطرح شده انجام وسپس سئوال دیگری مطرح کنید

  15. سلام
    چشم حتما جلوتر که بریم در خصوص ورزش هم می نویسیم
    و اما در خصوص نظرات و جمع بندی، اولا تمام نظرات مستند میشنن، همونطوز که عرض کردم مطالب بر اساس نظرات باز نویسی میشوند و در یک مجموعه منسجم انشاءالله منتشر می شوند(حداقل به صورت مجازی)

    نظراتی که ارائه می شوند بالاخص بعضی از نظرات تخصصی(مثل نظرات شما که واقعا و حقیقتا بسیار نقادانه و با نگاه و زاویه عالی است) تماما باعث پخته شدن مطلب می شود و حتما در مطالب استفاده می شوند، منتهابعضی از آنها در همین مطلب جایگذاری شده و مطلب اصلاح خواهد شد، برخی هم در سوالات جلوتر(جایی که به همین نقطه بحث برسیم) استفاده می شوند و اثر میگذارند
    انشاءالله اگر خدا بخواد بعد از چند سوال(مثلا ۱۰ سوال اول) مطالب را یک جمع بندی کرده و نسخه پیشنهادی را ارائه می دهم و همه نظرات هم استفاده میشود، و بعد شما روی اون نسخه نهایی هم نکاتتون را بفرمایید تا در نهایت بسته و نسخه اساسی منتشر بشه و انشاءالله پخته بشه

    ضمنا سوال بعد فکر میکنم خیلی چالشی است و نیاز به نظرات شما و دوستان عزیز داره، لطفا ما را محروم نکنید از نظراتتون

    ممنون
    یاعلی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.