معماری

سوال اول: شهر چیست؟ عامل انگیزش چیست؟

هوالحق

توضیح: «هفتاد سوال» عنوان طرح جدیدی است که اینجانب در نظر دارم به فضل الهی در سایت آغاز نمایم و این مطلب گام اول آن خواهد بود. در این پروژه نسبتا طولانی مدت، انشاءالله طی مطالب دنباله داری، در هر مطلب یک پرسش اساسی و مشخص و صریح در خصوص شهر، مسائل و موضوعات مرتبط با بافران طرح شده و در قالب چندپاسخ بدیل به شکل بسیار خلاصه پاسخ داده خواهد شد. در پاسخ ها تلاش می شود ابعاد گوناگون و روشها و منظرهای متفاوت پاسخ به این سوال مدنظر قرار گیرد و هیچ جهت گیری خاصی از سوی نویسنده نسبت به پاسخ خاصی به وجود نیاید. همراهی شما بافرانیان گرانقدر در پیشنهاد پرسشهای جدید(کلی یا جزیی) و یا در تکمیل پاسخ ها، و یا در قضاوت در خصوص آنها قطعا کمک بزرگی به مسئولان در جهت روشن شدن گامهای پیش روی شهرمان خواهد نمود.

سوال اول:

یک شهر چیست و کجا را شهر می نامند؟ مهمترین عامل انگیزش برای سکونت مردمان شهر در آن چیست؟

توضیح سوال:

از نظر اینجانب یکی از موضوعات بسیار مهمی که می بایستی در بافران مورد بحث و بررسی قرار گیرد این مسئله است که آیا حقیقتا هرجا که روی نقشه و اسناد شهر نامیده شود یک شهر است؟ اصولا یک شهر چه ویژگی هایی دارد؟ در واقع بافران (که اکنون در حال طی مراحل تبدیل شدن به یک شهر به معنای حقیقی کلمه است) می بایست در چه حوزه هایی رشد کند تا بتوان آن را شهر نامید؟

پاسخ ۱: شهر جایی است که در آن تعدادی خانه، آب و گاز و برق و تلفن و فاضلاب و اینترنت و … ، مسجدهای شیک، کتابخانه ها ومراکز فرهنگی و … ، پارک، گورستان شیک، خیابان های عریض و شیک، امکانات ورزشی، آتش نشانی و شهرداری دارد. در چنین شهری کیفیت خدمات و تفریحات و سطح زندگی و معنویت و مذهب عامل انگیزشی اصلی مردمان برای سکونت خواهد بود ولو آنکه هیچ درآمد متناسبی نداشته باشند.

پاسخ ۲: شهر جایی است که در ان محوریت همه چیز بر اشتغال و کسب و کار و کسب درآمد مردمان است و توجهی به نیازهای دیگر مردمان نمی شود. در حقیقت شهر را می توان جایی مثل یک شهرک دانست که به دلیل وجود عامل انگیزش شغل انسانها را درخود جای داده است، ولو اینکه هیچ یک از امکانات دیگر را نداشته باشد. در چنین شهری صرفا درآمد عامل انگیزش خواهد بود، ولو اینکه هیچ خدماتی نداشته باشند و زندگی بسیار سختی داشته باشند(مانند شهرکهای اقماری جنب پتروشیمیهای ماهشهر) در چنین شهری تنها نماد شهر کارخانه ها و واحدهای صنعتی هستند..

پاسخ ۳: شهر جایی است که در وهله اول دلیلی برای جمع شدن و سکونت انسانها در آن وجود داشته باشد، در این مکان می بایست بتوان انگیزش مناسب برای حضور و سکونت مردمان(از اقشار مختلف، علی الخصوص سرمایه های فکری و اقتصادی و …) ایجاد نماید. در این مکان می بایست پس از آنکه حداقل نیازها تامین شد، به نیازهای بعدی مردمان هم پرداخت. در حقیقت در چنین شهری، در کنار وجود عامل انگیزش(به عنوان هسته اصلی شکل دهی شهر) عوامل دیگری چون امکانات رفاهی، ورزشی، فرهنگی، مذهبی، خدماتی و عمرانی فراهم خواهد شد. حتی می شود ادعا کرد در چنین شهری اگر چنین امکاناتی ایجاد نشود و در عین حال عامل انگیزش قوی باشد، قدرت و فشار اجتماعی ساکنان، به ایجاد امکانات فوق کمک خواهد کرد. در چنین شهری عامل اصلی انگیزش وجود دارد، و در کنار آن مردم (در گام بعد) حداقل های خدماتی برای زندگی را نیز دارا هستند. در چنین شهری محور اصلی زندگی و تنفس شهر و محور انگیزش مردمان بی شک کارخانه و یا واحدهای صنعتی و یا سایر مشاغل هستند ولیکن در کنار آن و پس از آن سایر خدمات و امکانات سکونت نیز برای مردم محقق شده است.

بحث و نتیجه گیری:

مسئولین گرانقدر شهرم؛ حتما بهتر از این حقیر می دانید که هم دین اسلام و هم علوم انسانی؛ در مباحث مربوط به جوامع انسانی؛  تاکید شدیدی بر آن دارند که می بایست به نیازهای اصلی انسانها پاسخ داده شود. حتی دین که خود برای پاسخ به نیازهای اساسی انسانها آمده است می گوید می بایست ابتدا به معیشت مردم بپردازید. در حوزه های علم جدید نیز، سلسله هرم مازلو بسیار معروف است، بر طبق این هرم، تا زمانی که نیازهای جسمانی یک فرد پوشش داده نشود، وی هیچ نیاز دیگری ندارد. در حقیقت (لا معاد لمن لا معاش له)

پس از آنکه پایین ترین ردیف هرم برای فر تامین شد نیاز به امنیت، نیازهای اجتماعی، نیازهای عزت نفس و در آخر نیاز های معنویت و اخلاق و … تامین خواهد شد. فارغ از اینکه این هرم چقدر درست باشد، و فارغ از اینکه این هرم کاملا سکولار است، و فارغ از این که اینجانب هم به این هرم نقد زیادی دارم، ولیکن اصل مسئله ساده است.

مسئله اینجاست که اگر شما عامل انگیزاننده را برای زیست مردم در بافران ایجاد نکنید، اگر نتوانید کاری کنید سرمایه های فکری و اقتصادی و … به بافران بازگردند، بدون شک هیچگاه بافران یک شهر نخواهد شد و در بهترین حالت یک شهرک اقماری متعلق به نایین خواهد بود. چه بخواهیم چه نخواهیم آینده چنین شهرکی، عدم سکونت بسیاری از اقشار در آن می باشد. در واقع به عبارت ساده تر شاید خود شما هیچ یک از شما اجازه ندهید فرزندان خودتان در چنین شهری زندگی کنند یا اگر شما هم بخاطر علقه شخصی بخواهید آنها نمی توانند چراکه عامل اصلی انگیزاننده وجود ندارد.

و آن عامل انگیزاننده زیست مردم، چیزی جز «کار متناسب با شأن» و «گردش جریان مالی زندگی فرد» نیست.

برادران ، اینجانب باخود یک حساب سرانگشتی کردم، بافران ما اصلا فقیر نیست، همین الان اگر جمع داشته هایمان به صورت ساختمان و سایر پروژه ها را به صورت ریالی امروز حساب کنیم(یعنی اگر هزینه ساخت بسیاری از این پروژه های ده ساله و بیست ساله اخیر را به ارزش ریالی امروز حساب کنیم) بلاشک رقمی بیش از ۲۰ میلیارد تومان خواهیم داشت.

اصلا بنا ندارم نقدی در خصوص آنچه گذشته بکنم، اصلا و ابدا؛ تنها می گویم شک نداشته باشید بافران ما، بافران فقیری نبوده، پول خوبی در آن خرج شده، پولهایی که هیچ یک از سرمایه گذاران آن(خیرین، مردم و دولت) به دنبال بازگشت سرمایه شان نبوده اند. سودی نمی خواهند. اینکه چرا امروز بافران با این حجم ثروتی، هیچ گونه عامل انگیزشی(شغل و جریان مالی) برای ساکنینش ندارد جای سوال بسیار جدی است.

نگاهمان را از گذشته برداریم، به نظر شما در آینده چه باید کرد؟ به نظر شما الان باید مهمترین اولویت کاری بافران و مسئولان آن چه باشد؟ به نظر شما مهمترین نسخه استعلاجی این شهر چیست؟ به نظر شما چه باید کرد که اقشار مختلف بالاخص جوانان کنونی و آینده بافران را به ماندن و زندگی کردن و سکونت در شهر ترغیب کرد؟ به نظر شما چه باید کرد که اگر هر جوان بافرانی را مخیر کنیم برای زندگی در بافران، نایین و فرضا اصفهان، یکی را انتخاب کند(فارغ از توان مالی)  انتخاب او بافران باشد؟ چه باید کرد؟

آیا جز این است که می بایست عامل انگیزش برای حضور ساکنان ایجاد شود؟ و اینجانب سوال جدی دارم، امروز عامل انگیزش ما بافرانیان برای حضور در بافران و سکونت در آن چیست؟

با درایتی که از مسئولین و دلسوزان بافرانی سراغ دارم، حقیقتا از ایشان ملتمسانه تقاضا دارم به این سوالات پاسخ دهند. انشاءالله پاسخ درست به این پرسشها، گام اساسی برای حرکت به سوی تعالی بافرانمان باشد.

و من الله التوفیق

همچنین ببینید

گزارش تصویری از شب هفتم ماه محرم

مراسم شب هفتم ماه محرم با حضور امام جمعه شهرستان نایین حجت الاسلام سجادی و …

۹ دیدگاه

  1. شهر شدن بافران و سیاست هایی که این شهر در پیش داره قضیه همون ضرب المثلیه که آفتابه لگن هفت دست، شام و نهار هیچی. شما که خیلی خوب همه چیز را گفتید پس من دیگه مجددگویی نمی کنم. فقط اینکه دلمون را خوش کردیم به سرمایه گزاری که به قول نماینده برای صد میلیون هم التماس دعا داره! اگه اینجوریه ما هم بریم یک سرمایه گزاری کلان در بافران بکنیم. باید فکر اساسی کرد. باید مدیریت داشته ها را کرد. قدم اول را باید کوچک برداشت. چند تا کارگاه خوب با هزینه کم توی بافران بزنن با سودش طی چند سال میشه هم مدارس را نوسازی کرد، هم شبستان ساخت، هم درالقرآن و هم هرچیز دیگه ای… مدیریت می خواد آقا. مدیریت.

  2. منم موافقم
    آفتابه لگن هفت دست شام و ناهار هیچی
    آقا من سوال دارم بافران این همه مسجد آباد و خالی برای چی می خواد؟ به قرآن منم دین و ایمان دارم ولی چرا اینقدر هزینه بیخود می کنید؟ درشرایطی که جوونها کار ندارند
    به نظر من الان بافران به سمتی میره که هرکس بتونه از اون خارج میشه، چون دلیلی برای موندن نمونده
    مسئولان چرا هیچ فکری نمی کنند؟ به جای این همه مخارج عجیب و غریب فکر نون برای مردم باشید، فکر انگیزه برای جوونها باشید، فکر شغل باشید

  3. سلام

    ای کاش بافران از پتانسیل بچه های خودش استفاده می کرد. ما همه جور نیرویی داریم توی بافران بالاخص توی حوزه مدیریتی مثل خود شما، و ما می خواهیم یک تنه همه کار را خودمون بکنیم. چرا از بازوهای مشاورتی استفاده نکنیم. توی دین ما هم مشورت بسیار توصیه شده. چرا ما مشورت نمی گیریم. چرا فقط بلدیم پول را با هزار تلاش از طریق خیرین عزیز بدست بیاریم(که البته همت عزیزان مسئول قابل تحسین است) ولی مهم و اهم نمی کنیم. من داخل بافران زندگی نمی کنم. چند روزی توی مراسم و تعطیلات فرصت پیش میاد بیام بافران. خدا را شکر توی این مراسم بافران خیلی شور و هیجان داره ولی به نقل از دوستان مقیم بافران، روزهای عادی وضع بافران اینگونه نیست. من علتش را چیزی جز مهاجرت قشر جوان از بافران نمیدونم. جوانی که کار نداشته باشد مجبور به کوچ است. نمیدانم چه قدر به این مسئله توجه شده در برنامه ریزی بافران ولی در مراسم نشست بافرانیان مقیم سایر شهرها که چنین چیزی مشخص نبود. و وضع کارخانه هم که گویا خیلی قمر در عقرب است. مردمی که کار داشته باشند و ساکن منطقه ای باشند خودشان به فکر تفریح و رفاه خود هستند.
    گرجه این هم از وظایف مسئولین است که قبل از فشار مردمی رفاه را فراهم کنند ولی باید شرایط ماندن جوانان در بافران را فراهم کنیم و بعد به فکر رفاه و … باشیم، بعد به فکر دادن زمین برای مسکن، دادن کنتور و زدن بانک و فاضلاب و تاسیس مجامع و … باشیم.
    تشکر می کنم از طرح مسئله ای به این مهمی که واقعا اگر تنها به این تک مسئله در مدیریت شهری بافران توجه شود همه مسائل حل می شود. امیدوارم عزیزان مسئول در بافران هم در این بحث شرکت کنند تا همین جا نقطه عطفی بشه برای اصلاحات.

  4. سلام
    بافران به قدری منبع مالی نداره که بتوان برای ساخت کارگاه یا کارخانه از آن استفاده کند. با این پول ها تولید کار عمده خیلی بعید به نظر میرسه. باید تمام ایده ها را جمع کرد تا بهترین ایده منطقی با توجه به شرایط موجود را پیدا کرد

  5. با سلام
    خدا وکیلی یک خواهش دارم از شورای محترم و آن اینکه تابلو بزرگ شهر بافران را از ورودی بردارند .از کارهای کارشناسی نشده قبلی همین شهر شدن بود .آخه برادر شهر شدن پتانسیل می خواهد زیر ساخت می خواهد و صدها آیتم دیگر
    کل بودجه شهرداری تکافوی حقوق شهردار و کارمندانش را هم نمی دهد چه برسد به کار عمرانی
    همانگونه که دوستان ذکر کردند شهری که درآمدش اینگونه است و جوانهایش بیکار و آن وضعیت کوچه و خیابانش است و آن وضعیت رقت بار قبرستانش و حمام عمومیش و عسالخانه اش .بهتر آن است که عطای شهر شدنش را به لقایش ببخشیم و همان روستا باشیم .

  6. سلام
    قطعا مسئولین محترم بافرانمان هم تمام این دغدغه ها را دارند و تمام تلاششان را در راستای این مهم به کار می گیرند که بنده به شخصه تشکر می کنم. ولی به یقین اگر مشورت و هم فکری و استفاده از نیروهای متخصص در امور وارد بشود، می توان بهترین برنامه بلند مدت را برای بافران ریخت و چشم انداز چند سال آینده بافران، چشم اندازی روشن خواهد بود. طرح هایی باید مطرح و مورد ارزیابی قرار بگیرند که در کنار تطابق با شرایط حقیقی ولی اولویت و اهم و مهم را در نظر بگیریم.

  7. شهر چیست؟ واقعا شهر چیست؟ اصلا چی بود که رفتیم و زور زدیم و شهر شدیم. هدفمون چی بود. کسی اگه میدونه تو هر پست و مقامی خدایی مدیونه اگه نیاد بگه. حالا شهر شدیم هدفمون چیه؟ این هم خدایی اگه کسی میدونه بیاد و بگه. عامل انگیزش قبل از اینکه بپرسیم چی هست بپرسیم کیلویی چند هست؟!
    تو را خدا به فرد خاصی برنخوره. الان توی گذار بین مسئولان تو همه رده های مملکت هستیم و خدا را شکر که مطلب را الان ارائه کردید که نقد من نوعی به فرد خاصی برنخوره ولی… هیچی ولش کن.
    بازهم خدا را صد هزار بار شکر که همت برخی افراد هست که دنبال آبادانی این شهر باشند ولی چه خوب می شد اگر هدفمند میشد و با برنامه ریزی.

  8. سلام.جناب اقای عرب بافرانی پنجره خوبی رابرای گفتگوبازکرده ایدمن مدتی است که برنامه های شمارادرفضای مجازی دنبال میکنم شمااز همه جا نوشتیدباهمه افرادی که ممکن بود گفتگوکردیداما ازقشرزحمتکش روحانیت که تمام فضای معنوی شهرمان رامدیون انها هستیم هیچ صحبتی نکردیدایکاش به جای اینهمه حرفهای تکراری کمی هم به واقعیتها می پرداختیدشایدباتعجب بگویید انتقادشماموضوعیت ندارداماتوجه شما رابه یک نکته مهم دراین زمینه جلب مینمایم ایامیدانیدبزرگترین مشکل مادربافران چیست مشکل ما انست که این قضیه برای ما حل نشده است که شهرشدن به امکانات ظاهری نیست البته مشکلاتی است ولی ما راه پرداختن به ان راوبه تعبیر دیگرفرهنگ برخوردبامشکلات رانمیدانیم.ما میخواهیم درحین اینکه کوچک فکر میکنیم کاربزرگ بکنیم واین هرگز میسور نخواهدبودمسئولین ما باید به نگاهشان وسعت بدهند ومحدودیتها راکنار بگذارندبزرگان بافران مانندحاج اقااسلامی وسایرعزیزان حوزه ودانشگاه رابیاورندمشورت بگیرند.

  9. به نام خدا
    با سلام
    از آنجا که مطلب »سوال دوم« آماده است، لذا قبل از انتشار آن پاسخ بزرگوارانی که نظر داده اند را عرض خواهم کرد:
    ۱- جناب آقای همشهری، با اینکه مدیریت نیاز است کاملا موافقم، ولیکن فراموش نکنیم که شاید اینهایی که داریم را نمی توان آفتابه لگن دانست، حداکثر اینکه می توان گفت به همه چیزمان پرداخته ایم جز آنچه باید بپردازیم
    و کاملا صحیح می فرمایید…
    ۲- آقای صادق، از نظربنده هم اگر پولها بجا هزینه شوند، مشکل حل خواهد شد.
    ۳- جناب بافرانی، در خصوص اینکه وضعیت کنونی چیست به نظرم اظهر من الشمس است، وضعیت کارخانه و … مشخص است، در خصوص اینکه باید از نخبگان کمک گرفته شود هم کاملا صحیح می فرمایید، البته اصلا و ابدا منظور من از مطالب، خودم نبودم و این لطف شماست که بنده را هم مشمول جمع خبرگانی نمودید، ولیکن حقیقت آن است که اساتید و بزرگواران زیادی هستند که می توان از آنها استفاده کرد
    ۴- هم ولایتی، درست است، مشکل همین است که باید سرمایه های محدودمان را هدایت کنیم، که نمی کنیم. راستش من نمیخواستم دوباره بنویسم، ولی وقتی میبینم هنوز در خصوص هزینه کردهای شهرمان سر جای اول ایستاده ایم نمی توانم سکوت کنم
    ۵- جناب آقای محمد، طرح مسئله ما مشترک است، ولیکن پاسخی که شمابه مسئله می دهید نوعی پاک کردن صورت مسئله است، بنده پیشنهاد می کنم باید بتوانیم به روشی و اصلاحی ، مشکلات را از پیش رو برداریم، مسئولین محترم هم بسیار بیشتر از ما دغدغه دارند و دلسوزهستند و قطعا میتوان مشکلات مسیر پیش رو را حل کرد
    ۶- برادرم، جناب آقای عرب، کاملا موافقم که می بایست سرمایه فکری هم در کنار سرمایه مالی استفاده شود تا به مقصود نایل شویم
    ۷- من، چه عرض کنم؟ شما هم سوال پرسیدید و امیدوارم کسی جواب بده
    ۸- جناب بافران زاده، با سلام، اولا ممنون بابت مداقه شما، ثانیا قبول کنید که اینها حرفهای تکراری نیست، ثالثا کاملا صحیح است، اگر خدا بخواهد به زودی تصمیم به ارتباط با روحانیت معزز، و همچنین استفاده از ایشان داریم، مشکل ما در این که تا الان هم ارتباط زیادی نگرفتیم، بعد مسافت و دردسترس نبودن عزیزان حوزوی بود. ولیکن کلیت فرمایشتان درست است،ضمنا این پیشنهاد را باید قبل ازا ینکه به ما بکنید، به مسئولان محترم شهر بفرمایید که از روحانیون و دانشگاهیان استفاده فرمایند.
    و من الله التوفیق
    انشاءالله دومین سوال منتشر خواهد شد، به زودی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.