معماری

مهدی شهریاری بافرانی

مهدی شهریاری بافرانی- تکنیسین ازمایشگاه کانه ارایی وشیمی معدن

تقدیم به همه مردمان دیارم بافران

سرگرمی ام شده گرفتنِ فال حافظ و من خسته از جواب های تکراری : “غم تمام می شود” “غصه نخور” “مشکلات حل می شود ” و … دلم می گیرد ، چرا حافظ نمی داند بی او هیچ چیز تمامی ندارد جز این زندگی ماهم پوست می اندازیم ، ما هم صفحه پایانی شناسنامه ها مان روزی پر میشود ،ماهم …

ادامه نوشته »

حضور سبزتان را ارج می نههیم و خاک را طوطیای چشمانمان می سازیم

چندی است آسمان دلم وا نمی‌شود یک غم نشسته روی دلم پا نمی‌شود احساس می‌کنم که دگر خاطرات تو کنج خیال خسته‌ی من جا نمی‌شود روزی درست مثل همین روزهای غم گفتی بیا که دست‌های تو تنها نمی‌شود حالا بیا و ببین که چه تنها و خسته‌ام بعد از تو هیچ وقت دلم وا نمی‌شود مرگت را باور نمی کنم. …

ادامه نوشته »

ای کاش کمی واقع بین باشیم

دیگر حرفی از سیاست و حق نزنیم. به فرزندان خود چیزی در مورد احیای حق و پافشاری بر خواسته ها چیزی نگوییم. به هیچ مدیر و مسئولی فحش و ناسزا نگوییم. از بی کیفیتی خودرو ها و امنیت نداشتن آنها حرفی نزنیم. در جمع دوستان و فامیل دم از روشنفکری نزنیم. از کلمات قلبمه و سلبمه سیاسی و … استفاده …

ادامه نوشته »

شور بدون شعور ( خواهشمندم جبهه گیری نکنید )

هر سال عاشورا که می‌آید، بی‌سر و صدا نیست، نشانه‌هایی دارد. شهر سیاه‌پوش شده، دسته‌های عزاداری و تکیه‌ها و موکب‌ها … ماه محرم بی‌نشانه نمی‌آید. هر کس در هر کوچه‌ای و در هر محله‌ای سعی می‌کند کاری کند، بساطی پهن کند و در این عزای همه‌گیر حسینی سهمی داشته باشد. این سال‌ها شور محرمی بیشتر از قبل در شهر آشکارشده …

ادامه نوشته »

ای همسفر زینب رفتیم و خداحافظ

روزی هزار بار که شکر خدا کنیم شاید که حق آمدنش را اَدا کنیم اصلاً دهه دوم محرمی بیا برا همین گریه کنیم،غصه از این بالاتر؟چیه غصه ات؟ امسال هم بدون تو سرزد هلال غم کِی با رخ تو دیده به این ماه وا کنیم محرم ما وقتی محرم ِ، که اول به ماه روی تو نگاه کنیم.آخ اون چه …

ادامه نوشته »

باز این چه شورش است که در جان “واژه” هاست

با اشک هاش دفتر خود را نمور کرد در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد ذهنش ز روضه های مجسم عبور کرد شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد احساس کرد از همه عالم جدا شده ست در بیت هاش مجلس ماتم به پا شده ست در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت وقتی که میزو …

ادامه نوشته »

در جوار کوچه های انتظار دعایم کن،

مولای غریب و تنهای من پدر مهربان اهل عالم می خواهم غربتت را حکایت کنم؛ غربتی که دوازده قرن است ریشه دوانیده؛ غربتی که اشک آسمان و زمین را جاری ساخته؛ غربتی که حتی برای برخی محبانت، غریب و ناشناخته است؛ غربتی که اجداد طاهرینت پیش از تولد تو بر آن گریسته اند من از تصویر این غربت و غم …

ادامه نوشته »

چیزی از عمر نمانده‌ست، ولی می خواهم

من که در تنگ برای تو تماشا دارم با چه رویی بنویسم غم دریا دارم؟ دل پر از شوق رهایی‌ست، ولی ممکن نیست به زبان آورم آن را که تمنا دارم چیستم؟! خاطره‌ی زخم فراموش شده لب اگر باز کنم با تو سخن‌ها دارم با دلت حسرت هم صحبتی‌ام هست، ولی سنگ را با چه زبانی به سخن وادارم؟ چیزی …

ادامه نوشته »

دلم خوش است که روزی بهار می آید

سلام بر خدای انسانیت به نام آنکه روح را با عشق تقدیم انسان نمود و امروز آن را با زور از انسان می گیرند. سلام و درود خدا بر شیرمرد عرصه صراحت و قلم هم او که همنام کسی است که تمامی عمرش را صرف بیرون آوردن خلق خدا از تاریکی جهل و بی خبری  به سوی نور معرفت و …

ادامه نوشته »

بالم شکسته، از پرم چیزی نگویم

دیگر چه زینبی ؟ چه عزیزی؟ چه خواهری؟! وقتی نمانده است برایش برادری تا نیزه ات زدند زمین خورد خواهرت با تو چه کرده اند در این روز آخری؟! از صبح یکسره به همین فکر می کنم وقت غروب می شود اینجا چه محشری اینجا همه به فکر غنیمت گرفتن اند از گوشواره ها بگیر تو تا کهنه معجری اصلا …

ادامه نوشته »

درس ایثار تو آوازه ی عالم شده است

وقتی مشامم پر از عطر اسپند و گلابی می‌شود که برای استقبال از دسته‌های عزاداری استفاده می‌شد و گرد و خاک روزمرگی ذره ای از شمیم آن نکاسته است. بیشتر که در خاطرات فرو می‌روم، تصاویر حیاط حسینیه بزرگ محله در مقابل چشمانم جان می‌گیرد، حسینیه ای که در ماه محرم به محل سکونت اهالی محل تبدیل می‌شد و ما …

ادامه نوشته »

چه تـــلـــخ است با بــــغـــض بنویسی … با خــنـــــده بخوانند

سفر به خیر تو را من دگر نخواهم دید از این به بعد من از دوست شر نخواهم دید دگر برای کسی درد دل نخواهم کرد دگر ز دست خودم دردسر نخواهم دید به ریگ همسفر رودخانه می‌گفتم از این به بعد تو را همسفر نخواهم دید قبول کن که نفاق از فراق تلخ‌تر است قبول کن که از این …

ادامه نوشته »

مپرس حال مرا ! روزگار یارم نیست

گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی… گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی … گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات… گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که… گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ …

ادامه نوشته »

بوی بهشت سوخته

شهادت حضرت فاطمه (س) لحظات وداع حضرت فاطمه علیهاالسلام   در اوراق تاریخ در منابع شیعه و سنی در زمینه شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام مطالبی اعم از تاریخی و روایی ذکر شده است که در این مطلب اجمالا به آن می‌پردازیم.   سلیم بن قیس می‌گوید: از ابن‌عباس شنیدم که می‌گفت: چون بیماری حضرت فاطمه علیهاالسلام شدید شد، علی‌علیه السلام …

ادامه نوشته »

خدایا زعفوم مکن نا امــــــید

باز هم برایت نامه ای می نویسم … بی هیچ تکلف و واژه سرایی…. ساده ی ساده برای تو …. برای ” تویی که نمی بینمت ” ……… امشب برایت دوباره نامه ای نوشتم , همانند هر شب.اما این بار دز پایان سلی که گذشت و تو نیز از من رو سیاه گذشتی آنقدر نوشتم که به گمانم تمام کلمات …

ادامه نوشته »

یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج ای موی پریشان تو دریای خروشان بگذار مرا غرق کند این شب مواج یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم یک آه کشیدیم و رسیدیم به معراج ای کشتۀ سوزاندۀ بر باد سپرده جز عشق نیاموختی از قصه حلاج یک بار دگر کاش …

ادامه نوشته »

قربان آن گلی که مرا خوار کرده است

ما را کبوترانه وفادار کرده است آزاده کرده است و گرفتار کرده است بامت بلند باد که دلتنگی‌ات مرا از هرچه هست غیر تو بیزار کرده است خوشبخت آن دلی که گناه نکرده را در پیشگاه لطف تو اقرار کرده است  تنها گناه ما طمع بخشش تو بود ما را کرامت تو گنه‌کار کرده است چون سرو سرفرازم و نزد …

ادامه نوشته »

زمان ادم ها را عوض نمی کند….

حقیقت دنیا دین مقدس اسلام همواره دل بستن به دنیا را نکوهش کرده است. کسانی که به حقیقت زندگی این دنیا آگاهند، خوب می دانند که دنیا جایگاه اصلی انسان نیست. از این رو اولیای الهی با تحمّل سختی ها و قرار گرفتن در مسیر صحیح و پاک زندگی، شیرینی و آسایش حیات ابدی را بر می گزینند و در …

ادامه نوشته »

عاشورا تا اربعین

اربعین حسینی، جویبار همیشه جاری عاشورا، روز شهادت حماسه سازان و اربعین، روز زیارت مرقد عاشورا سازان است. عاشورا، خروش خون حسین(ع) است و اربعین، پژواک این فریاد ظلم شکن است. عاشورا و اربعین، نقطه ابتدا و انتهای عشق نیست؛ بلکه چله عارفانه تشیع سرخ علوی است. عاشورا تا اربعین، نقطه اوج عشق حسینی است و در این چهل روز، …

ادامه نوشته »