معماری

محمدرضا عرب بافرانی

جامعه مجازی بافرانیان: محیطی جهت ارتباط، اطلاع و اثرگذاری همه بافرانیان در همه مسائل شهر

درباره عزاداری عاشورای امسال

عاشورای امسال هم گذشت و این سومین عاشورایی است که این وبلاگ به خود دیده است! عاشورا درحالی سپری شد که هوا به شدت سرد بود وسردتر از هوا دلهای کسانی بود که… عاشورای بافران واقعا زیبا ودیدنی است…شور و هیاهوی خاص ظهر عاشورا است که گویی واقعا در صحرای کربلا ایستاده ای و نظاره گر ریخته شدن خون گرم …

ادامه نوشته »

به مناسبت ولادت امام موسی کاظم(ع)

او که براساس تقدیر الهی قرار بود پس از پدر بزرگوارش امامت امت را به عهده بگیرد، تحت تربیت فوق‌العاده امام صادق مراحل رشد و کمال را پشت سر گذاشت و مرحله نوجوانی و جوانی را طی نمود، به گونه ای که تا آخر عمر، جلال و جمال الهی در صورت و سیرتش مشهود بود. از حوادث مهم دوران جوانی …

ادامه نوشته »

تقدیم به قلب پر درد رقیه:

گریه می‌کرد و بابایش را می‌خواست. هر چه کردند آرام نگرفت. از سر شب همینطور بهانه بابا را می‌گرفت. عمه‌اش هر چه تلاش کرد نتوانست آرامش کند. بلندبلند گریه می‌کرد و بابا را می‌خواست. کسی آمد و گفت:” صدای این بچه را خفه کنید امیرالمومنین را آزرده خاطر کرده است”.

ادامه نوشته »

دعوت از کلیه بافرانی ها

بدین وسیله به اطلاع کلیه بافرانی های عزیز می رساند وبلاگ “بافران”درنظر دارد طرحی را با هدف مرتبط ساختن کلیه بافرانی های عزیز مقیم سرتاسر ایران با یکدیگر از طریق وب برگزار نماید. لذا از کلیه عزیزان بافرانی دعوت می گردد تا با قرار دادن نام و آدرس ایمیل خود درلیست نظرات وبلاگ ما را در رسیدن به این هدف …

ادامه نوشته »

انقلاب اسلامی ایران از دید ویکی پدیا

نقلاب ۱۳۵۷ ایران که به آن «انقلاب اسلامی» نیز گفته می‌شود، قیامی بود به رهبری سید روح الله خمینی و با شرکت اکثر مردم، احزاب و روشنفکران ایران، که نظام پادشاهی این کشور را سرنگون، و پیش‌زمینهٔ روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی در ایران را فراهم کرد. انقلاب در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ به پیروزی رسید. هرچند می‌توان این …

ادامه نوشته »

به مناسبت شهادت حضرت زین العابدین(ع)

روش امام زین العابدین(ع) در تربیت روحی از آنجا که ائمه هدی، برای تمام نسلها درهر دیار و دوره ای مشعلهای فروزان حقند و از آنجا که شرایط حاکم بر یک دیار ودوره با آنچه بر دیار و دوره ای دیگر گذشته تفاوت دارد و از آنجا که خداوند، رسالتهای خویش را با برانگیختن حضرت محمد(ص) و جانشینان معصوم حضرتش …

ادامه نوشته »

نا مظلوم حسین انا محروم حسین لم یا قوم تریدون ببغی و فساد لم تسعون بقتلی بلجاج و عناد لیس والله سوانا خلف بعد النبی فرض الله علی طاعتنا کل عباد انا مظلوم حسین انا محروم حسین من له جد کجدی فی الوری او کشیخی فانا ابن العلمین فاطم الزهرا امی و ابی قاصم الکفر ببدر و حنین عبدالله غلاما …

ادامه نوشته »

جوش دوباره ای

در شب عاشورای هر سال پس از پایان مراسم حلقه ماتم(جوش) مراسم ویژه ای با عنوان جوش دوباره ایی در بافران برگزار میگردد.طی این مراسم که دو حلقه در آن تشکیل می شود حلقه درونی اشعار ذیل را با آهنگی محزون می خوانند و حلقه خارجی هم به همراه صدای دهل به آنان پاسخ میدهند. برخی از اشعار جوش دوباره …

ادامه نوشته »

گودال قتلگاه، پر از بوی سیب بود تنها تر از مسیح، کسی بر صلیب بود سرها رسید از پی هم، مثل سیب سرخ اول سری که رفت به کوفه، حبیب بود! مولا نوشته بود : بیا ای حبیب ما تنها همین، چقدر پیامش غریب بود مولا نوشته بود : بیا، دیر می شود آخر حبیب را ز شهادت نصیب بود …

ادامه نوشته »

دو سخن زیبا از امام حسین (ع) در آستانه فرارسیدن محرم الحرام

«وَ اللّهِ لا أَعْطِی  الدَّنِیَّهَ مِنْ نَفْسی  أَبَدًا وَ لَتَلْقِیَنَّ فاطِمَهُ أَباها شاکِیَهً ما لَقِیَتْ ذُرِّیَّتُها أُمَّتَهُ وَ لا یَدْخُلُ الْجَنَّهَ أَحَدٌ أَذاها فی  ذُرِّیَّتِها.»: به خدا قسم من هرگز زیر بار پستی  و ذلّت نخواهم رفت و در روز قیامت، فاطمه زهرا پدرش را ملاقات خواهد کرد، در حالی  که از آزاری  که فرزندانش از امّت پیامبر(صلی  الله علیه …

ادامه نوشته »

به بهانه روز مباهله

اسقف نجران گفت: من چهره هائی را می بینم که هر گاه دست به دعا بلند کنند و از درگاه الهی بخواهند که بزرگترین کوهها را از جای بکند ، فوراً کنده می شود. بنابراین ، هرگز صحیح نیست ما با این افراد ِ با فضیلت ، مباهله نمائیم ؛ زیرا بعید نیست که همه ما نابود شویم ، و …

ادامه نوشته »

مهمترین خطبه پیامبر اسلام

پیامبر، پس از جمع شدن تمام حجاج و در زیر خورشید تابان، از یاران خود خواست تا زیر چند درخت کهنسال را بروبند و با رویهم گذاردن جهاز شتران منبرى بلند برافرازند، سپس بر فراز منبر برآمد و خطبه اى بدین شرح ایراد کرد: “ستایش مخصوص خداوند است از او کمک مى خواهیم و به او ایمان مى آوریم و …

ادامه نوشته »

کتاب اشک کویر منتشر شد

کتاب اشک کویر نوشته علی اسلامی با همکاری مجتبی پوربافرانی- علیرضا مفتاح- جابر فخرایی- عباسعلی پوربافرانی- جمال بافرانی (گزارشی از آین سوگواری اهل بیت علیهم السلام در بافران) به صورت تمام رنگی منتشر شد. قیمت پشت جلد کتاب ۸۰۰۰ تومان می باشد. کلیه برادران و خواهران می توانند جهت ثبت نام و پیش خرید کتاب و برخورداری از ۲۵% تخفیف ویژه …

ادامه نوشته »

چقدر خنده داره؟!!

….چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی ۶۰ دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره! ….چقدر خنده داره که ۱۰۰ هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد! ….چقدر خنده داره که یه …

ادامه نوشته »

عدالت و علی(ع)

رالز معتقد است توزیع منابع و خیرات نباید تحت تاثیر عواملی قرار گیرد که از نظر اخلاقی غیرارادی قلمداد می‌شود. مانند توانایی‌ها و استعدادهای بدنی و ذهنی خدادادی مگر آنکه این نابرابری به اقتضای اصل تمایز برای اقشار کمتر بهره‌مند منافعی را به دنبال داشته باشد. در حالیکه در عدالت حق محور و شایسته‌گرای علی (ع) همانطور که در بحث …

ادامه نوشته »

آدمیان مسافر کاوان مرگند اما خود نمی دانند.مرگ قافله سالار سفر زندگی است.کجاوه ثابت مینماید اما کاروان در حرکت است. (شهید آوینی)

ادامه نوشته »

زندگینامه شهید سید مرتضی آوینی

حقیر دارای فوق لیسانس معماری از دانشکده‌ی هنرهای زیبا هستم اما کاری را که اکنون انجام می‌دهم نباید به تحصیلاتم مربوط دانست حقیر هرچه آموخته‌ام از خارج دانشگاه است بنده با یقین کامل می‌گویم که تخصص حقیقی در سایه‌ی تعهد اسلامی به دست می‌آید و لاغیر قبل از انقلاب بنده فیلم نمی‌ساخته‌ام اگرچه با سینما آشنایی داشته‌ام. اشتغال اساسی حقیر …

ادامه نوشته »

نمی دونم چی شد دلم هوای امام رضا(ع) کرد،کفتم یه شعر ازش بذارم: ارگاهت جلوه گاه طارم مینا رضا آستانت آسمانی کهکشان آرا رضا مهر از ماه جمالت چشمه‌ای گیتی فروز ماه از مهر رخت آئینه‌ای رخشا رضا گل تباران مست از بوی دل آویز تواند ای نسیم گلشن کویت طراوت زا رضا راهیان راه عشقت کاروان در کاروان ساکنان …

ادامه نوشته »

  باران بدجوری به صورتش می خورد.سرش را بالا گرفت و مأیوسانه نگاهی به صف طویل اتوبوس انداخت.صدایی گفت:ببخشید آقا!ساعت چنده؟ مرد برگشت و نگاهی به صورت درهم رفته پیرمرد انداخت و بی حوصله گفت:پنج. با توقف اتوبوس جنب و جوشی در صف افتاد.جمعیتی که توی اتوبوس بودند کمی جابجا شدند:بیا تو آقا…یه نفر جا داره! مرد برگشت و نگاهی …

ادامه نوشته »